Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 82 (5 milliseconds)
English
Persian
opening
افتتاح گشایش
openings
افتتاح گشایش
Other Matches
first nights
شب افتتاح
first night
شب افتتاح
inauguration
افتتاح
inaugurating
افتتاح کردن
reopened
افتتاح مجددکردن
reopening
افتتاح مجددکردن
reopens
افتتاح مجددکردن
inaugurated
افتتاح کردن
inaugurates
افتتاح کردن
reopen
افتتاح مجددکردن
opener
افتتاح کننده
issuing of the credit
افتتاح اعتبار
issuance credit
افتتاح اعتبار
issues
افتتاح کردن
inaugurator
افتتاح کننده
issue a credit
افتتاح اعتبار
issue
افتتاح کردن
issued
افتتاح کردن
inaugurate
افتتاح کردن
auspicate
بمبارکی افتتاح کردن
opening of negotiations
افتتاح مذاکرات
[معاملات]
hansel
پیش قسط افتتاح کردن
open
افتتاح کردن اشکارکردن بسط دادن
opens
افتتاح کردن اشکارکردن بسط دادن
opened
افتتاح کردن اشکارکردن بسط دادن
volume
گشایش
inauguration
گشایش
opening
گشایش
issuance credit
گشایش
aperture
گشایش
evolvement
گشایش
apertures
گشایش
first night
گشایش شب
first nights
گشایش شب
polish opening
گشایش
volumes
گشایش
openings
گشایش
ponziani's opening
گشایش پونتسیانی
saragossa opening
گشایش ساراگوسا
to unveil a statue
ایین گشایش
sokolsky opening
گشایش سوکولسکی
scotch opening
گشایش اسکاتلندی
sokolsky opening
گشایش لهستانی
foot in the door
<idiom>
گشایش یا فرصت
orang utan opening
گشایش سوکولسکی
orang utan opening
گشایش لهستانی
orang utan opening
گشایش اورانگوتان
alapin's opening
گشایش الاپین
anderssen opening
گشایش اندرسن
benko opening
گشایش بنکو
bird's opening
گشایش برد
english opening
گشایش انگلیسی
inverted opening
گشایش معکوس
joke opening
گشایش مضحک
larsen's opening
گشایش لارسن
nimzovitch attack
گشایش لارسن
The minister cut the tape to open a new motory( highway , freeway ) .
وزیر با قطع نوار سه رنگ بزرگراه جدید را افتتاح کرد
queen's fianchetto defence
گشایش لارسن شطرنج
credit application
تقاضای گشایش اعتبار
easy money policy
سیاست گشایش پول
arteriotomy
برش یا گشایش شریان
normal opening
گشایش نرمال یا فرانسوی
paris opening
گشایش پاریس شطرنج
reti opening
گشایش رتی شطرنج
ruy lopez opening
گشایش روی لوپس
bishops opening
گشایش فیل شطرنج
barcza system
سیستم بارکزا در گشایش رتی
gambits
قربانی پیاده شطرنج در گشایش
gambit
قربانی پیاده شطرنج در گشایش
from gambit
وامبی فروم در گشایش برد
queen's pawn opening
گشایش پیاده وزیر شطرنج
breman system
سیستم برمن در گشایش انگلیسی
berlin defence
دفاع برلین در گشایش فیل شطرنج
alfred wolf gambit
گامبی الفرد وولف در گشایش رتی شطرنج
advising bank
بانکی که گشایش اعتبار اسنادی رابه ذینفع
salvtatorian
شاگردی که نطق گشایش یاتهنیت امیزرا اداکند
west coast computer faire
یک نمایشگاه تجاری بزرگ ریزکامپیوتر که سالانه درسان فرانسیسکو گشایش می یابد
sicilian attack
حمله سیسیلی شطرنج گشایش انگلیسی شطرنج
reti gambit
گامبی رتی در گشایش رتی شطرنج
expansion joint
درز گسترش درز گشایش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com