Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (4 milliseconds)
English
Persian
specific drawdown
افت ویژه
Search result with all words
neurologist
ویژه گر اعصاب
evening dress
لباس ویژه شام یامهمانی شب
evening dresses
لباس ویژه شام یامهمانی شب
specially
ویژه
strain
دگروشی ازدیاد طول ویژه
strains
دگروشی ازدیاد طول ویژه
nail
حمله به توپ دار به ویژه درپشت خط تجمع
nailed
حمله به توپ دار به ویژه درپشت خط تجمع
nails
حمله به توپ دار به ویژه درپشت خط تجمع
peculiarly
بطور ویژه یا خاص شخصا"
view
جستجوی چیزی , به ویژه آنچه روی صفحه نمایش داده شده است
viewed
جستجوی چیزی , به ویژه آنچه روی صفحه نمایش داده شده است
viewing
جستجوی چیزی , به ویژه آنچه روی صفحه نمایش داده شده است
views
جستجوی چیزی , به ویژه آنچه روی صفحه نمایش داده شده است
capital
ارزش ویژه
particulars
ویژه
trait
نشان ویژه
traits
نشان ویژه
wedge
چوب اهنی ویژه ضربه برشی
wedged
چوب اهنی ویژه ضربه برشی
wedges
چوب اهنی ویژه ضربه برشی
wedging
چوب اهنی ویژه ضربه برشی
express
ویژه
expressed
ویژه
expresses
ویژه
expressing
ویژه
paint
پر کردن شکل گرافیکی با رنگ . با روشهای مختلف و جلوههای ویژه
paints
پر کردن شکل گرافیکی با رنگ . با روشهای مختلف و جلوههای ویژه
appliance
ماشینی که به ویژه در خانه استفاده میشود
appliances
ماشینی که به ویژه در خانه استفاده میشود
jubilee
روز ازادی سال ویژه
jubilees
روز ازادی سال ویژه
bar
جای ویژه زندانی درمحکمه
bars
جای ویژه زندانی درمحکمه
pointlessly
بی انکه معنی ویژه یا لطفی داشته باشد
dissolve
جلوههای ویژه که در نرم افزاری نمایش گرافیکی یا چند رسانهای به کار میرود تاکیفیت تصاویر را تغییر دهد
dissolves
جلوههای ویژه که در نرم افزاری نمایش گرافیکی یا چند رسانهای به کار میرود تاکیفیت تصاویر را تغییر دهد
proceeds
وصولی سود ویژه
pathologist
پزشک ویژه گیر اسیب شناسی اسیب شناس
pathologists
پزشک ویژه گیر اسیب شناسی اسیب شناس
physiologist
ویژه گر فیزیولوژی
physiologists
ویژه گر فیزیولوژی
glare
انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
glared
انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
glares
انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
showpiece
نمونه ممتاز ویژه نمایش
showpieces
نمونه ممتاز ویژه نمایش
expert
ویژه گر
expert
ویژه کار
experts
ویژه گر
experts
ویژه کار
dead weight
ویژه وزن
dead weights
ویژه وزن
garb
پوشاک ویژه
monograph
ویژه نگاشت
monographs
ویژه نگاشت
chaplain
کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
chaplains
کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
compute
انجام محاسبه به ویژه با کامپیوتر
computed
انجام محاسبه به ویژه با کامپیوتر
computes
انجام محاسبه به ویژه با کامپیوتر
particular
ویژه
specialist
ویژه گر
specialist
ویژه کار
specialists
ویژه گر
specialists
ویژه کار
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
specific
ویژه
specifics
ویژه
specialty
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialty
اختصاص کیفیت ویژه
specialty
ویژه گری
characteristic
نشان ویژه
characteristic
صفت اختصاصی یا ممیز نشان ویژه علامت مشخصه مشخصه
characteristic
آنچه مخصوص یا ویژه است
characteristically
نشان ویژه
characteristically
صفت اختصاصی یا ممیز نشان ویژه علامت مشخصه مشخصه
characteristically
آنچه مخصوص یا ویژه است
lingo
زبان ویژه
lingoes
زبان ویژه
specialises
ویژه گری
specialises
ویژه کاری کردن متخصص شدن
specialising
ویژه گری
specialising
ویژه کاری کردن متخصص شدن
specialize
ویژه گری
specialize
ویژه کاری کردن متخصص شدن
specializes
ویژه گری
specializes
ویژه کاری کردن متخصص شدن
specializing
ویژه گری
specializing
ویژه کاری کردن متخصص شدن
coaster
کشتی ویژه خط ساحلی
coasters
کشتی ویژه خط ساحلی
juncture
بحران موقعیت ویژه بهم پیوستگی اتصال
privilege
حق ویژه
net
ویژه خرج دررفته
net
ویژه
nets
ویژه خرج دررفته
nets
ویژه
nett
ویژه خرج دررفته
nett
ویژه
Other Matches
idiosyncrasy
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasies
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
to watch for certain symptoms
توجه کردن به نشانه های ویژه
[علایم ویژه مرض ]
special interest groups
گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
speciality
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialities
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
idiocrasy
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
praetorial
متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
extra special
ویژه
special character
ویژه
adhoc
ویژه
paticular
ویژه
priviege
حق ویژه
special
ویژه
idiocrasy
ویژه
specific humidity
نم ویژه
peculiar
ویژه
prerogative
حق ویژه
special
<adj.>
ویژه
extra
<adj.>
ویژه
prerogatives
حق ویژه
gastronomist
ویژه گرخوراک
booths
جای ویژه
proper volume
ویژه حجم
standing orders
اوامر ویژه
indicium
نشانه ویژه
kink
ویژه گی فرریز
labeled cargo
کالای ویژه
monocular
ویژه یک چشم
versions
شرح ویژه
monkish
ویژه راهبان
zoologist
ویژه گرجانورشناسی
morbid
ویژه ناخوشی
standing order
اوامر ویژه
life guard
هنگ ویژه
lacrimal
ویژه اشک
lachrymal
ویژه اشک
habiliments
جامه ویژه
characteristics
نشان ویژه
rarely
بااستادی ویژه
characteristic number
ویژه مقدار
specific gravity
گرانی ویژه
characteristic function
ویژه تابع
cariologist
ویژه گر قلب
bylaw
قانون ویژه
byelaw
قانون ویژه
body guard
هنگ ویژه
idiom
زبان ویژه
acoustician
ویژه گر اواشنود
idiom
تعبیر ویژه
characteristic root
ویژه مقدار
proper value
ویژه مقدار
favourite or vor
ویژه مخصوص
booth
جای ویژه
idioms
تعبیر ویژه
extra equipment
متعلقات ویژه
equity capital
ارزش ویژه
endemical
ویژه یک قوم
electrical resistivity
مقاومت ویژه
eigenvalue
ویژه مقدار
specific gravities
گرانی ویژه
eigenfunction
ویژه تابع
ecotype
بوم ویژه
conizance
نشان ویژه
idioms
زبان ویژه
specific rotation
چرخش ویژه
specific resistance
مقاومت ویژه
specific lattice
شبکه ویژه
specific humidity
رطوبت ویژه
specific heat
دمای ویژه
specific heat
گرمای ویژه
specific donor
دهنده ویژه
specific cost
هزینه ویژه
specific viscosity
گرانروی ویژه
specific volume
حجم ویژه
special session
نشست ویژه
extraordinary meeting
نشست ویژه
(not one's) cup of tea
<idiom>
علاقه ویژه
speleologist
ویژه گر غارشناسی
specific yield
ابدهی ویژه
specific weight
وزن ویژه
specific weight
سنگینی ویژه
species specific
نوع- ویژه
special verdict
تصمیم ویژه
resistivity
مقاومت ویژه
special effects
جلوههای ویژه
relative density
گرانی ویژه
regiospecific
جهت ویژه
quantum state
ویژه حالت
proper function
ویژه تابع
prerogatived
دارای حق ویژه
preceptorial
ویژه اموزگاری
praetorian guard
گارد ویژه
penologist
ویژه گر کیفرشناسی
particular lien
حق حبس ویژه
special symbol
نماد ویژه
special passport
پاسپورت ویژه
special party
گروه ویژه
special duty
کار ویژه
special drawing rights
حق برداشت ویژه
special drawing right
حق برداشت ویژه
special deposits
سپردههای ویژه
special character
دخشه ویژه
special case
مورد ویژه
special bastard
حرامزاده ویژه
special agreement
قرارداد ویژه
singular matrix
ماتریس ویژه
singular matrix
ماتریش ویژه
self weight
ویژه وزن
net profit
سود ویژه
version
شرح ویژه
lineaments
نشان ویژه
prerogative
حق یا امتیاز ویژه
prerogative
دارای حق ویژه
prerogatives
حق یا امتیاز ویژه
prerogatives
دارای حق ویژه
specialities
ویژه گری
specialization
ویژه گری
stall
لژ جایگاه ویژه
stalling
لژ جایگاه ویژه
lineament
نشان ویژه
speciality
ویژه گری
specialization
ویژه کاری
nutritionist
ویژه گر تغذیه
juveniles
ویژه نو جوانان
juvenile
ویژه نو جوانان
nutritionists
ویژه گر تغذیه
helio
ایینه ویژه مخابرات
he is in the know
اطلاع ویژه دارد
laid up in bed
پیشه ویژه رشته
metllurgist
ویژه گرفلز کاری
specific magnetic reluctance
مقاومت مغناطیسی ویژه
individualised
حالت ویژه دادن
specific fuel consumption
مصرف سوخت ویژه
lattice resistivity
مقاومت ویژه شبکه
individualises
حالت ویژه دادن
specific inductive capacity
فرفیت القایی ویژه
individualizing
حالت ویژه دادن
specific ion electrode
الکترود یون ویژه
school slang
اصطلاح ویژه اموزشگاه
individualizes
حالت ویژه دادن
humoursomeness
حالات ویژه گوناگون
specific heat capacity
فرفیت گرمایی ویژه
it is particularly difficult
یک دشواری ویژه دارد
individualized
حالت ویژه دادن
individualize
حالت ویژه دادن
specific ionization coefficient
ضریب ویژه یونش
individualising
حالت ویژه دادن
specific inductivity capacity
فرفیت القایی ویژه
special weapons
جنگ افزارهای ویژه
pediatrician
ویژه گر بیماریهای کودکان
pedlar french
زبان ویژه دزدان
peronality of laws
حالت ویژه قانون
physiographer
ویژه گر جغرافیای طبیعی
pinup
ویژه نصب به دیوار
special ammunition
مهمات مخصوص یا ویژه
silviculturist
ویژه گر پرورش جنگل
serologist
ویژه گر سرم شناسی
royal prerogative
حق امتیاز ویژه پادشاه
ratio of specific heats
نسبت گرمایی ویژه
particular specification
مشخصات ویژه در قرارداد
molar specific heat
گرمای ویژه مولی
molecular specific heat
گرمای ویژه مولی
mourning paper
کاغذ ویژه عزاداری
mycologist
ویژه گر قارچ شناسی
special operations
عملیات مخصوص یا ویژه
one particle eigenfunction
ویژه تابع یک ذره
ophthalmologist
ویژه گر چشم پزشکی
reluctivity
مقاومت ویژه مغناطیسی
specific rate constant
ثابت ویژه سرعت
speciality
اختصاص کیفیت ویژه
bested
دارای حالت ویژه
theoretician
ویژه گردر تئوری
cant
زبان ویژه مناجات
theoreticians
ویژه گردر تئوری
vocal
اوازی ویژه خواندن
boxes
اطاقک جای ویژه
asterium
عنصر ویژه ستارگان
anesthetist
ویژه گر هوش بری
to turn out
به نتیجه
[ویژه ای]
رسیدن
specialties
سهام با قیمت ویژه
specialities
اختصاص کیفیت ویژه
characteristic of somebody
صفت ویژه کسی
absolute specific gravity
سنگینی ویژه مطلق
anesthesiologist
ویژه گرهوش بری
adhoc
ویژه امر مخصوصی
privileged
دارای امتیاز یا حق ویژه
box
اطاقک جای ویژه
dressing room
اطاق ویژه ارایش
germanity
صفات ویژه المانی
energy eigenstate
ویژه حالت انرژی
specific rotatory power
توان چرخشی ویژه
dressing rooms
اطاق ویژه ارایش
political scientist
ویژه گر علوم سیاسی
stereospecific polymer
بسپار فضا ویژه
vocals
اوازی ویژه خواندن
stereoregular polymer
بسپار فضا ویژه
for no p reason
بدون دلیل ویژه
syphilologist
طبیب ویژه گرسفلیس
the proper instinct of birds
غریزه ویژه پرندگان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com