English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
favouritism افراد مورد توجه
Other Matches
target audience افراد مورد نظر
receptee افراد مورد پذیرش
conference ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
conferences ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
To take into consideration. To consider. مورد توجه قراردادن
polestar هادی مورد توجه
unregarded مورد توجه قرارنگرفته
objective point سمت مورد توجه
object point سمت مورد توجه
steal the show <idiom> دراجرا مورد توجه بودن
to receive attantion مورد توجه قرار گرفتن
receive attention مورد توجه واقع شدن
lionize مورد توجه زیاد قرار گرفتن شیر کردن
area of operational interest منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
skims سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skim سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skimmed سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
annotation توضیح یا توجه در برنامه در مورد نحوه اجرای برنامه
annotations توضیح یا توجه در برنامه در مورد نحوه اجرای برنامه
characterization مجسم کردن افراد ذکر خصوصیات افراد
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
levee en masse عبارت است از مسلح شدن افراد یک مملکت جهت مبارزه با دشمن پیش از رسیدن قوای خصم به خاک خودی این افراد که اشکارا سلاح حمل می کنندملزم به رعایت قوانین جنگ هستند
screamer اگهی درشت وجالب توجه در روزنامه مطالب جالب توجه
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
guild socialism سوسیالیسم صنفی عقیده کسانی که درعین اعتقاد به سوسیالیسم معتقد به ایجاد سیستم عدم تمرکز در مورد اصناف ودادن ازادی بیشتر به انهابودند و کنترل دولتی صاحبان حرف را جایز نمیشمردند واز این نظر گرایش ایشان به سندیکالیسم قابل توجه است
battery of tests گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
draw attention توجه کسی را جلب کردن توجه جلب شدن
clean کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleans کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleanest کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
questionof interest پرسشهای جالب توجه موضوعهای جالب توجه
favourites طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
favourite طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
favorites طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
personnel افراد
men افراد
enlisted personnel افراد
enlistedman افراد
troop افراد
trooped افراد
trooping افراد
liberty men افراد مرخصی
packed out پر و مملو از افراد
cognoscenti افراد مطلعدربارهموضوعیخاص
head counts جمع افراد
personnel status وضع افراد
head count جمع افراد
category طبقه افراد
withindoors افراد داخل
roll call نامیدن افراد
filler personnel افراد جایگزینی
enlistee افراد داوطلب
platoon جوخهء افراد
enlisted personnel طبقه افراد
top-level افراد عالیرتبه
platoons جوخهء افراد
service club باشگاه افراد
equal status persons افراد همپایه
troops افراد قسمتها سربازان
posse comitatus دسته افراد پلیس
swallow one's pride <idiom> متواضع کردن افراد
top-level توسط افراد عالیرتبه
dependents افراد تحت تکفل
play the field <idiom> با افراد مختلفی قرارگذاشتن
part owners افراد شریک المال
condemning محکوم کردن افراد
commando افراد نیروی مخصوص
condemns محکوم کردن افراد
morale روحیه افراد مردم
commandos افراد نیروی مخصوص
coachload افراد سوار بر درشکه
condemn محکوم کردن افراد
characterization نوشتن بیوگرافی افراد
transfer station محل انتقال افراد
bachelor quarters منازل افراد مجرد
family size تعداد افراد خانواده
avast افراد به جای خود
aptitude area حیطه قابلیت افراد
close station افراد بدو مرخص
the common wealth of learning افراد اهل علم
special olympics المپیک افراد استثنایی
army deposit fund پس انداز انفرادی افراد
rouse out بیدار کردن افراد
billet slip کارت محلهای افراد
transfer station محل اعزام افراد
noncombatant افراد غیر نظامی
personal error خطاهای انفرادی افراد
billet slip لوحه اسکان افراد
cimmerian افراد کشور فلمات
personnel monitoring بازرسی بدنی از افراد
assembly محل بسیج افراد احتیاط
sociometry سنجش روابط افراد جامعه
life line طناب اتصال افراد به یکدیگر
huddling ازدحام اجتماع افراد یک تیم
huddled ازدحام اجتماع افراد یک تیم
huddle ازدحام اجتماع افراد یک تیم
personal salute تیر سلام برای افراد
personal salute مراسم سلام افراد برجسته
huddles ازدحام اجتماع افراد یک تیم
lockstep پیشروی افراد پشت سریکدیگر
leatherneck جزو افراد تفنگداران دریایی
intransit strenth افراد در حال حرکت یا انتقال
IMA قالب ها و خصوصیات افراد است
roll call حاضر و غایب کردن افراد
posse دسته افراد پلیس جماعت
posses دسته افراد پلیس جماعت
people sniffer رادار کشف افراد دشمن
troop housing کوی درجه داران یا افراد
rotation تعویض نوبتی یکانها یا افراد
whom it may concern برای اطلاع افراد ذیربط
charters بین افراد دلالت کند
chartering بین افراد دلالت کند
chartered بین افراد دلالت کند
charter بین افراد دلالت کند
Applicants flooded in. سیل افراد ( متقاضیان ) جاری شد
Do not admit any outsiders. افراد غیره را راه ندهید
aptitude area حدودشایستگی افراد حیطه شایستگی
biographical intelligence اطلاعات مربوط به بیوگرافی افراد
biographical information blank form فرم پر نشده بیوگرافی افراد
Certain notorious ( dubious ) characters . عده افراد معلوم الحال
lunatic fringe افراد افراطی وتندرو گروههای حزبی
intermarriage ازدواج افراد ملل یا نژادهای مختلف
oral trade test ازمون شفاهی از اطلاعات عمومی افراد
character guidance راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
preference blank دستگاه کشف علایق وسرگرمیهای افراد
split ticket <idiom> انتخاب افراد سیاسی برای رای
army standard score نمرات استاندارد و اندازههای بدنی افراد
atomistic evalution ارزیابی نظرات افراد در موردتبلیغات یک محصول
CSE آزمونیدر بریتانیا کهاز افراد 51 یا 61 سالهبعملمیاید
human machine interface حدی که در ان افراد با ماشین ها محاوره می کنند
oligopoly تولید کالا توسط افراد یا شرکتهای معدودی
oligrachy حکومتی که قدرت ان در دست افراد معدود باشد
enlisted داوطلب خدمت سربازی سرباز وفیفه افراد
buzzword کلمهای که بین گروهی از افراد معروف است
queue صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
intermarries ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarry ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
zouave یکی از افراد پیاده نظام فرانسوی در الجزایر
intermarried ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarrying ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
an infinite verb فعلی که محدود به شخص و افراد جمع نیست
pit crew افراد مامور کمک به هرراننده در منطقه خود او
longtour area منطقه استراحت خارج ازکشور افراد نظامی
queues صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
queued صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
queueing صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
internees فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
cyberspace دنیایی که در آن کامپیوتر ها و افراد از طیق اینترنت ارتباط دارند
arrow head پیکان نشان دهنده محل پیاده شدن افراد
muster roll دفتر اسامی افراد نظامی وافسران یک منطقه یا کشتی
automation استفاده از ماشین هایی که دخالت افراد در آن بسیار کم است
frankpledge مسئولیت دسته جمعی افراد مالیات پرداز یک ناحیه
internee فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
incross اختلاط و امیزش صفات ارثی یک طایفه میان افراد ان
enroute personnel افراد پیوسته به یکان حین حرکت برای عملیات
correctional custudy روش اصلاح افراد از راه تصحیح اعمال غلط
panel صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
to call the roll حاضر غایب کردن [نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
panels صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
finance house شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
speeches که وقتی باسم اجرا شود و مشابه صحبت افراد میشود
speech که وقتی باسم اجرا شود و مشابه صحبت افراد میشود
close corporation شرکت یا بنگاهی که توسط عده معدودی از افراد اداره میشود
reception station پست پذیرش و اماده کردن افراد جدید برای اعزام
finance company شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
appearance money پولی که به افراد مشهور برای حضور در محافل پرداخت میشود
chalk troops سری افراد یا یکانهایی که بایستی با یک سریال هوایی حرکت کنند
people sniffer رادار مخصوص کشف افراد دشمن از روی بوی بدن انها
instructional computing فرایند اموزشی تدریس مراحل گوناگون علم کامپیوتر وپردازش داده به افراد
protection عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
penalty kicker بازیگر ماهر که هنگام کم شدن تعداد افراد تیم نقش مهمی در دفاع دارد
salvage group تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
rule of law قانون تساوی افراد در برابرقانون و قابل رسیدگی بودن اعمال مامورین دولت درمحاکم عمومی
shares یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
shared یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
share یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
regards توجه
regarded توجه
remarking توجه
advertency توجه
inattentive بی توجه
listless بی توجه
remarks توجه
remarked توجه
noting توجه
tendance توجه
cares توجه
cared توجه
care توجه
NB توجه!
remark توجه
note توجه
turn to توجه
notes توجه
regard توجه
attentiveness توجه
unconsidered بی توجه
heeds توجه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com