English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
cimmerian افراد کشور فلمات
Other Matches
erebus برزخ یا عالم فلمات
characterization مجسم کردن افراد ذکر خصوصیات افراد
republics حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republic حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
privates رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
levee en masse عبارت است از مسلح شدن افراد یک مملکت جهت مبارزه با دشمن پیش از رسیدن قوای خصم به خاک خودی این افراد که اشکارا سلاح حمل می کنندملزم به رعایت قوانین جنگ هستند
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
Burundi کشور بروندی در مرکز خاوری افریقا و شرق کشور زئیر
secession تجزیه جدایی یک قسمت از خاک کشور و خروج ان از حاکمیت کشور منفصل منه
extradited مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extraditing مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradite مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradites مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
provincialism اعتقاد به لزوم عدم تمرکز دراداره کشور و تقسیم اختیارات و مسئولیتها بین ایالات ونواحی کشور
innocent passage مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
battery of tests گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
letter of recall نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
nonaligned کشور غیر متعهد از نظرسیاسی کشور غیر وابسته
country cover diagram دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
men افراد
enlisted personnel افراد
personnel افراد
trooping افراد
trooped افراد
troop افراد
enlistedman افراد
roll call نامیدن افراد
filler personnel افراد جایگزینی
category طبقه افراد
liberty men افراد مرخصی
withindoors افراد داخل
head count جمع افراد
top-level افراد عالیرتبه
platoons جوخهء افراد
platoon جوخهء افراد
head counts جمع افراد
enlistee افراد داوطلب
packed out پر و مملو از افراد
equal status persons افراد همپایه
cognoscenti افراد مطلعدربارهموضوعیخاص
personnel status وضع افراد
service club باشگاه افراد
enlisted personnel طبقه افراد
play the field <idiom> با افراد مختلفی قرارگذاشتن
commandos افراد نیروی مخصوص
commando افراد نیروی مخصوص
swallow one's pride <idiom> متواضع کردن افراد
dependents افراد تحت تکفل
family size تعداد افراد خانواده
morale روحیه افراد مردم
close station افراد بدو مرخص
coachload افراد سوار بر درشکه
noncombatant افراد غیر نظامی
condemn محکوم کردن افراد
condemning محکوم کردن افراد
special olympics المپیک افراد استثنایی
aptitude area حیطه قابلیت افراد
condemns محکوم کردن افراد
rouse out بیدار کردن افراد
army deposit fund پس انداز انفرادی افراد
receptee افراد مورد پذیرش
troops افراد قسمتها سربازان
avast افراد به جای خود
billet slip کارت محلهای افراد
transfer station محل اعزام افراد
personnel monitoring بازرسی بدنی از افراد
part owners افراد شریک المال
favouritism افراد مورد توجه
top-level توسط افراد عالیرتبه
posse comitatus دسته افراد پلیس
characterization نوشتن بیوگرافی افراد
transfer station محل انتقال افراد
personal error خطاهای انفرادی افراد
the common wealth of learning افراد اهل علم
billet slip لوحه اسکان افراد
target audience افراد مورد نظر
bachelor quarters منازل افراد مجرد
aptitude area حدودشایستگی افراد حیطه شایستگی
assembly محل بسیج افراد احتیاط
biographical intelligence اطلاعات مربوط به بیوگرافی افراد
biographical information blank form فرم پر نشده بیوگرافی افراد
posses دسته افراد پلیس جماعت
posse دسته افراد پلیس جماعت
charter بین افراد دلالت کند
chartered بین افراد دلالت کند
chartering بین افراد دلالت کند
charters بین افراد دلالت کند
huddled ازدحام اجتماع افراد یک تیم
intransit strenth افراد در حال حرکت یا انتقال
leatherneck جزو افراد تفنگداران دریایی
life line طناب اتصال افراد به یکدیگر
lockstep پیشروی افراد پشت سریکدیگر
whom it may concern برای اطلاع افراد ذیربط
troop housing کوی درجه داران یا افراد
huddle ازدحام اجتماع افراد یک تیم
sociometry سنجش روابط افراد جامعه
people sniffer رادار کشف افراد دشمن
roll call حاضر و غایب کردن افراد
personal salute تیر سلام برای افراد
personal salute مراسم سلام افراد برجسته
huddling ازدحام اجتماع افراد یک تیم
huddles ازدحام اجتماع افراد یک تیم
Applicants flooded in. سیل افراد ( متقاضیان ) جاری شد
Do not admit any outsiders. افراد غیره را راه ندهید
Certain notorious ( dubious ) characters . عده افراد معلوم الحال
IMA قالب ها و خصوصیات افراد است
rotation تعویض نوبتی یکانها یا افراد
army standard score نمرات استاندارد و اندازههای بدنی افراد
human machine interface حدی که در ان افراد با ماشین ها محاوره می کنند
oral trade test ازمون شفاهی از اطلاعات عمومی افراد
split ticket <idiom> انتخاب افراد سیاسی برای رای
atomistic evalution ارزیابی نظرات افراد در موردتبلیغات یک محصول
character guidance راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
intermarriage ازدواج افراد ملل یا نژادهای مختلف
CSE آزمونیدر بریتانیا کهاز افراد 51 یا 61 سالهبعملمیاید
preference blank دستگاه کشف علایق وسرگرمیهای افراد
lunatic fringe افراد افراطی وتندرو گروههای حزبی
queue صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
intermarry ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarrying ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
queued صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
queueing صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
pit crew افراد مامور کمک به هرراننده در منطقه خود او
buzzword کلمهای که بین گروهی از افراد معروف است
conferences ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
zouave یکی از افراد پیاده نظام فرانسوی در الجزایر
conference ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
an infinite verb فعلی که محدود به شخص و افراد جمع نیست
intermarried ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarries ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
oligopoly تولید کالا توسط افراد یا شرکتهای معدودی
oligrachy حکومتی که قدرت ان در دست افراد معدود باشد
enlisted داوطلب خدمت سربازی سرباز وفیفه افراد
longtour area منطقه استراحت خارج ازکشور افراد نظامی
queues صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
incross اختلاط و امیزش صفات ارثی یک طایفه میان افراد ان
internees فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
internee فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
muster roll دفتر اسامی افراد نظامی وافسران یک منطقه یا کشتی
automation استفاده از ماشین هایی که دخالت افراد در آن بسیار کم است
arrow head پیکان نشان دهنده محل پیاده شدن افراد
correctional custudy روش اصلاح افراد از راه تصحیح اعمال غلط
cyberspace دنیایی که در آن کامپیوتر ها و افراد از طیق اینترنت ارتباط دارند
frankpledge مسئولیت دسته جمعی افراد مالیات پرداز یک ناحیه
enroute personnel افراد پیوسته به یکان حین حرکت برای عملیات
finance house شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
finance company شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
appearance money پولی که به افراد مشهور برای حضور در محافل پرداخت میشود
close corporation شرکت یا بنگاهی که توسط عده معدودی از افراد اداره میشود
speech که وقتی باسم اجرا شود و مشابه صحبت افراد میشود
speeches که وقتی باسم اجرا شود و مشابه صحبت افراد میشود
chalk troops سری افراد یا یکانهایی که بایستی با یک سریال هوایی حرکت کنند
reception station پست پذیرش و اماده کردن افراد جدید برای اعزام
panels صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
panel صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
to call the roll حاضر غایب کردن [نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
people sniffer رادار مخصوص کشف افراد دشمن از روی بوی بدن انها
instructional computing فرایند اموزشی تدریس مراحل گوناگون علم کامپیوتر وپردازش داده به افراد
protection عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
penalty kicker بازیگر ماهر که هنگام کم شدن تعداد افراد تیم نقش مهمی در دفاع دارد
salvage group تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
shares یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
shared یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
share یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
rule of law قانون تساوی افراد در برابرقانون و قابل رسیدگی بودن اعمال مامورین دولت درمحاکم عمومی
pressure cabin بخشی از هواپیما که افراد وخدمه در ان قرار دارند وهمیشه فشار در ان برابر یابیشتر از حد تعیین شده است
photographic dosimetry روش اندازه گیری میزان دوزاتمی جذب شده به وسیله افراد از روی عکس بدن انها
countries کشور
soiling کشور
stated کشور
soils کشور
territory کشور
territories کشور
soil کشور
state- کشور
realms کشور
fatherland کشور
stating کشور
common wealth کشور
states کشور
country کشور
fatherlands کشور
state کشور
land n کشور
nation کشور
nations کشور
realm کشور
frictional unemployment اطلاعات ناقص مربوط به فرصتهای شغلی و عدم توانائی اقتصاددر تطابق دادن هر چه سریعتر افراد با مشاغل میباشد
federal privacy act قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
Rwanda کشور رواندا
Swaziland کشور سوازیلند
Sweden کشور سوئد
Somalia کشور سومالی
secretary of state for home affairs وزیر کشور
sea power کشور دریایی
Senegal کشور سنگال
Sierra Leone کشور سیرالئون
Singapore کشور سنگاپور
Sri Lanka کشور سریلانکا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com