Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 165 (10 milliseconds)
English
Persian
adject
افزودن به
eke out
افزودن به
Search result with all words
source
نرم افزارای که به کاربر امکان تغییر دادن , حذف و افزودن دستورات در فایل اصلی برنامه میدهد
setting
افزودن به وقت بازی
settings
افزودن به وقت بازی
enhance
افزودن
enhanced
افزودن
enhances
افزودن
enhancing
افزودن
volume
کتاب برحجم افزودن
volumes
کتاب برحجم افزودن
update
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
update
تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
updated
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
updated
تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
updates
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
updates
تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
bundle
افزودن نرم افزار
bundles
افزودن نرم افزار
bundling
افزودن نرم افزار
increment
افزودن چیزی یا افزودن یک عدد
increment
افزودن یک به یک عدد در یک ثبات اغلب برای ادامه دادن کار
increments
افزودن چیزی یا افزودن یک عدد
increments
افزودن یک به یک عدد در یک ثبات اغلب برای ادامه دادن کار
subscribe
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribed
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribes
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribing
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
queue
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queued
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queueing
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queues
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
high
عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
highest
عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
highs
عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
structure
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structures
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structuring
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
plus
افزودن به مثبت
extend
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extend
فایل که قابل افزودن است یا هیچ اندازه ماکزیمم ندارد
extending
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extending
فایل که قابل افزودن است یا هیچ اندازه ماکزیمم ندارد
extends
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extends
فایل که قابل افزودن است یا هیچ اندازه ماکزیمم ندارد
date
افزودن آخرین و جدیدتری اطلاعات به چیزی
date
افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
dates
افزودن آخرین و جدیدتری اطلاعات به چیزی
dates
افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
dithering
ترکیب نقطههای رنگارنگ برای یک رنگ جدید یک روش گرافیکی کامپیوتر برای افزودن شدت نور نمایش
parallel
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
paralleled
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
paralleling
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallelled
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallelling
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallels
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
append
افزودن
append
1-افزون داده به فایل یا رکورد موجود2-افزودن داده یا فایل به انتهای فایل موجود
appended
افزودن
appended
1-افزون داده به فایل یا رکورد موجود2-افزودن داده یا فایل به انتهای فایل موجود
appending
افزودن
appending
1-افزون داده به فایل یا رکورد موجود2-افزودن داده یا فایل به انتهای فایل موجود
appends
افزودن
appends
1-افزون داده به فایل یا رکورد موجود2-افزودن داده یا فایل به انتهای فایل موجود
extension
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extensions
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
text
سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
texts
سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
stock
به موجودی افزودن
stocked
به موجودی افزودن
privilege
ساخت پردازنده Intel که در حالت محافظت شده است و به برنامه امکان افزودن بخشهای حیاتی محیط عملیات را میدهد
interface
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
upgrade
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
upgraded
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
upgrades
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
upgrading
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
add
افزودن
adding
افزودن
adds
افزودن
amplified
افزودن بالابردن
amplifies
افزودن بالابردن
amplify
افزودن بالابردن
amplifying
افزودن بالابردن
appreciate
بربهای چیزی افزودن قدر چیزی را دانستن
appreciated
بربهای چیزی افزودن قدر چیزی را دانستن
appreciates
بربهای چیزی افزودن قدر چیزی را دانستن
appreciating
بربهای چیزی افزودن قدر چیزی را دانستن
redouble
افزودن دوبرابر کردن
redoubled
افزودن دوبرابر کردن
redoubles
افزودن دوبرابر کردن
redoubling
افزودن دوبرابر کردن
accelerate
افزودن
accelerated
افزودن
accelerates
افزودن
accelerating
افزودن
imp
غرس کردن افزودن
imps
غرس کردن افزودن
augment
افزودن
augmented
افزودن
augmenting
افزودن
augments
افزودن
Other Matches
set the game
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the score
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
subjoin
افزودن
to eke out
افزودن
eke
افزودن
to run rup
افزودن
aggrade
افزودن
aggrandise
افزودن
dynamize
افزودن
imburse
افزودن
potentize
افزودن
put on
افزودن
aggrandize
افزودن
add
افزودن
increase
افزودن
increases
افزودن
increased
افزودن
append
افزودن
subjoin
افزودن
Inc
افزودن
preponderate
چربیدن بر افزودن
to pay back
برگرداندن افزودن
accrete
بهم افزودن یا چسبانیدن
increases
افزودن ترقی دادن
adjoin
افزودن متصل شدن
apperceive
بمعلومات خود افزودن
adjoined
افزودن متصل شدن
adjoins
افزودن متصل شدن
increased
افزودن ترقی دادن
increase
افزودن ترقی دادن
resurface
لایهی جدید افزودن
toincrease any one's salary
مواجب کسیرا افزودن
toincrease any one's salary
برحقوق کسی افزودن
throwin
مشارکت کردن افزودن بر
resurfaced
لایهی جدید افزودن
to fan the flame
برشدت چیزی افزودن
resurfaces
لایهی جدید افزودن
to intensify one's actions
برشدت اقدامات خود افزودن
throw in
مطلبی بر صحبت کسی افزودن
subjoin
در پایان افزودن اضافه کردن
daylight saving time
افزودن یک ساعت بر ساعات روز
inset
افزودن اضافه کردن گذاشتن
insets
افزودن اضافه کردن گذاشتن
forward mode
افزودن یک عدد یا اندیش و اختلاف به اصل
doping
افزودن ماده شیمیایی خاص به یک قطعه
mithridatism
مصونیت از زهر بواسطه خوردن و کم کم افزودن برمقداران
insert
افزودن متن جدید درون کلمه یا جمله
inserting
افزودن متن جدید درون کلمه یا جمله
inserts
افزودن متن جدید درون کلمه یا جمله
winder
گرم شدن تدریجی بدن و افزودن برسرعت
paroli
دوبرابر داو بوسیله افزودن پول برده بدان
anchor line extension kits
جعبه وسایل افزودن به طول کابل چتر نجات
insertion loss
توجه به یک سیگنال به علت افزودن یک وسیله به کانال یا مدار موجود
ten's complement
عددی که با افزودن یک به متمم نهم یک عدد دهدهی به دست آید
saving
خودداری ازمصرف وجوه عدم تقسیم منافع و افزودن ان به سرمایه
extensible
زبان برنامه نویسی کامپیوتری که به کاربر امکان افزودن نوع داده و دستورات خاص خود را میدهد
memo field
فیلدی در پایگاه داده یا پنجره متن در یک برنامه کاربردی که به کاربر امکان افزودن دستورات یا ماکرو درباره ورودی میدهد
two's complement
افزودن یک به متمم یک یک عدد دودویی , برای نمایش اعداد دودویی منفی
aliasing
افزودن سیگنالهای صوتی بین الگوهای صوتی برای ایجاد صدای ملایم تر
cost plus pricing
تعیین قیمت فروش با افزودن ضریب مخصوص منفعت به قیمت تمام شده
special drawing rights
این اصطلاحات شامل افزودن قدرت وام دهی صندوق وافزایش میعان پولی جهان در این زمینه بوده است
expandable
با افزودن نرم افزار یا سخت افزار
expanded memory system
کارت اضافی برای افزودن حافظه اضافی به IBM PC. حافظه از استاندارد EMS پیروی میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com