English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 147 (8 milliseconds)
English Persian
ohm additive افزوده های روغنی
Other Matches
oil buffer ضربت گیر روغنی یا دافع روغنی
oil رنگ روغنی نقاشی با رنگ روغنی
oiling رنگ روغنی نقاشی با رنگ روغنی
oils رنگ روغنی نقاشی با رنگ روغنی
oleaginous روغنی
butteries روغنی
hydraulic روغنی
unctuous روغنی
buttery روغنی
greasy روغنی
oil painting روغنی
oleic روغنی
oily روغنی
oiled روغنی
hydrolic روغنی
oil paintings روغنی
pinguid روغنی
accessional افزوده
adjunct افزوده
addend افزوده
added افزوده
annexed افزوده
given in افزوده
adjuncts افزوده
additional افزوده
increment افزوده
gains افزوده
gained افزوده
increments افزوده
gain افزوده
oil colour رنگ روغنی
cole seed کلم روغنی
colza کلم روغنی
fluid friction اصطکاک روغنی
fluid clutch کلاج روغنی
empire cloth پارچه روغنی
flat calm دریای روغنی
unguentary روغنی مرهمی
oiled cloth پارچه روغنی
oil transformer مبدل روغنی
oil filled contactor شوتس روغنی
hydropneumatic گازی روغنی
oil filled transformer ترانسفورماتور روغنی
oil filled contactor کنتاکتور روغنی
oil drive unit گیربکس روغنی
oil colours رنگ روغنی
oil firing سوخت روغنی
oil color رنگ روغنی
oil circuit breaker مدارشکن روغنی
oil paper کاغذ روغنی
oil pump پمپ روغنی
oil switch کلید روغنی
oil break fuse فیوز روغنی
oiled muslin موصلین روغنی
ohm burner مشعل روغنی
oiled paper کاغذ روغنی
hydrospring فنری روغنی
greasiness روغنی بودن
oil paint رنگ روغنی
drabbest رنگ روغنی
drabber رنگ روغنی
oil paints رنگ روغنی
lubricant مواد روغنی
lubricant ماده روغنی
shortcake نان روغنی
lubricants مواد روغنی
lubricants ماده روغنی
drab رنگ روغنی
paragoge حرف افزوده
accrue افزوده شدن
accrues افزوده شدن
accruing افزوده شدن
intercalary اضافی افزوده
additives افزاینده افزوده
additive افزاینده افزوده
added value ارزش افزوده
voice-overs سخنان افزوده
add on افزوده شده
assigned <adj.> <past-p.> افزوده شده
an interpolated verse شعر افزوده
allocated <adj.> <past-p.> افزوده شده
allotted <adj.> <past-p.> افزوده شده
boosted b voltage ولتاژ افزوده ب
voice-over سخنان افزوده
attached <adj.> <past-p.> افزوده شده
gain score نمره افزوده
value added ارزش افزوده
paragogic افزوده الحاقی
oleograph عکس باسمهای روغنی
hydrospring دستگاه فنری روغنی
hydropneumatic دستگاه گازی روغنی
oil painting نقاشی رنگ روغنی
hydraulic shock absorber ضربه گیر روغنی
oil paintings نقاشی رنگ روغنی
oil filled cable کابل روغنی الکتریکی
value added taxation مالیات بر ارزش افزوده
value added concept مفهوم ارزش افزوده
vats مالیات بر ارزش افزوده
value-added tax مالیات بر ارزش افزوده
vat مالیات بر ارزش افزوده
value added tax مالیات بر ارزش افزوده
excess length طول افزوده شده
value added tax مالیات ارزش افزوده
value-added tax مالیات ارزش افزوده
sienna که برای رنگهای روغنی بکارمیرود
adipose پیه مانند روغنی شده
oilseed بذرها و دانه های روغنی
oil hardening steel فولاد سخت گردانی روغنی
meloid وابسته بخانواده سوسکهای روغنی
nitroglycerin ترکیب روغنی سنگین بفرمول 3
he has none the wiser چیزی براطلاعتش افزوده نشد
her courage did accrue برجراتش افزوده گشت جراتش زیادشد
feeding storm طوفانی که پیوسته برسختی ان افزوده میشد
epexegesis کلمات افزوده شده برای توضیح
oleate نمک الی اسید اولئیک مایع روغنی
shirt-tail اطلاعاتی که در آخر مقالهی روزنامه افزوده میشو
shirt-tails اطلاعاتی که در آخر مقالهی روزنامه افزوده میشو
top جدیدترین داده فایل که به پشته افزوده میشود
ling ماهی روغنی اروپای شمالی وامریکا از خانواده gadidae
accession number نمره مسلسل کتابی که به کتب کتابخانه افزوده میشود
relocation کمیت افزوده شد به یک آدرس برای انتقال به محل دیگری ازحافظه
progressive rebate تخفیفی که با بالا رفتن حجم خرید به درصد ان افزوده می گردد
parity بیت اضافی افزوده به کلمه داده برای بررسی پیوستی
vanishing cream کرم یا روغنی که چون بصورت بمالندزودخوردبرودیاپوست صورت انرا جذب کند
pad character حرف اضافی افزوده شده به رشته یا بسته یا فایل تا به اندازه مورد نظر برسد
padding حرف یا رقم افزوده برای پر کردن رشته یا بسته تا به طور مورد نظر برسد.
margin cost مقدار هزینهای ک__ه در نتیجه اف_زایش محصول یک واحد تولیدی به کل هزینه افزوده میشود
stirling cycle سیکل موتور گرمایی که در ان گرما در حجم ثابت افزوده میشود و سبب انبساط همدمامیگردد
metal deactivator مادهای که برای کاهش امکان وقوع واکنشهاالکتروشیمیایی در تانک سیستم به سوختهای هیدروکربنی افزوده میشود
self- که هر قطعه جدید اطلاع را یا قانون را به پایگاه داده اضافه میکند تا دانش مهارت و کارایی آن افزوده شود
desk accessory در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد
redundancies بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
redundancy بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
oil on canvas [painting technique] رنگ روغنی نقاشی روی کرباس [شیوه نقاشی]
registering ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
registers ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
register ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
expansion card کارتی که به منظور نصب تراشه یا مدار اضافی به یک سیستم افزوده میشود تا این که قابلیت سیستم توسعه یابد
noisy mode سیستم محاسبات اعداد اعشاری که عددی غیر از صفر به محل کمترین ارزش در حین نرمالسازی عدد اعشاری افزوده میشود
hash سیستم کدگذاری مشتق شده از کد ASCII که شماره کدها برای سه حرف اول افزوده می شوند تا عدد جدیدی برای کد hash بدست اید
Mercerization مرسیزاسیون [این عمل شیمیایی بر روی نخ های پنبه ای توسط مواد قلیائی و در محیط تحت فشار انجام گرفته تا علاوه بر افزایش استحکام نخ، حالتی درخشنده نیز به آن افزوده شود.]
value added قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
user حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است
users حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است
degreasing پاک کردن مواد روغنی به وسیله ضد چربی کم کردن چربی
oil gear جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com