English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
leash افسار سگ وحیوانات مشابه افسار بستن
leashes افسار سگ وحیوانات مشابه افسار بستن
Other Matches
tethered افسار
halter افسار
halters افسار
harness افسار
spanning افسار
tether افسار
tie down افسار
tethering افسار
tethers افسار
head stall افسار
rein افسار
span افسار
spanned افسار
spans افسار
bridled افسار
bridling افسار
harnessing افسار
harnessed افسار
bridle افسار
bridles افسار
martingale افسار
towing bridle افسار یدک
harnessed افسار زدن
harness افسار زدن
rampant <adj.> افسار گسیخته
tackle افسار کردن
tackling افسار کردن
libertines افسار گسیخته
libertine افسار گسیخته
libertinage افسار گسیختگی
harnessing افسار زدن
tackled افسار کردن
tackles افسار کردن
runaway inflation تورم افسار گسیخته
rein لجام افسار کردن
tethering وسعت افسار کردن
halter افسار کردن پالهنگ
halters افسار کردن پالهنگ
tethers وسعت افسار کردن
tether وسعت افسار کردن
tethered وسعت افسار کردن
throatlatch تسمه زیر گلوی اسب که افسار رانگاه میدارد
Zeal without knowledge is a runaway horse . <proverb> جانفشانى و تعصب جاهلانه ,همچون اسبى افسار گسیخته است .
The City Council has decreed that all dogs must be kept on a leash there. شورای شهر مقرر کرده است که تمام سگ ها باید با افسار بسته شوند .
emulation رفتار یک چاپگر یا کامپیوتر که دقیقاگ مشابه دیگری باشد و به برنامههای مشابه اجازه اجرا و به دادههای مشابه اجازه پردازش می دهند
buck جنس نر اهو وحیوانات دیگر
bucks جنس نر اهو وحیوانات دیگر
zootechnics فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
zootechny فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
directories روش اطمینان از اطلاعات مشابه و به روز فایلهای دو دایرکتوری مشابه در دو کامپیوتر
directory روش اطمینان از اطلاعات مشابه و به روز فایلهای دو دایرکتوری مشابه در دو کامپیوتر
mach hold بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
To be out to do some thing . کمر همت بستن ( کمر انجام کاری را بستن )
homogeneous مشابه
elementary مشابه
similar مشابه
semblable مشابه
similar <adj.> مشابه
analogous مشابه
quasi مشابه
like <adj.> مشابه
resembling <adj.> مشابه
alike <adj.> مشابه
corresponding مشابه
allo مشابه
akin <adj.> مشابه
related <adj.> مشابه
lossy compression مشابه 6-23
synthesising مشابه 9821
print مشابه 7861
printed مشابه 7861
prints مشابه 7861
incorrectly مشابه 5078
ultra- مشابه 10327
in the same boat <idiom> درشراطی مشابه
in kind <idiom> به طریقی مشابه
synthesizing مشابه 9821
organizing مشابه 7186
organizes مشابه 7186
bridging مشابه 1361
synthesizes مشابه 9821
synthesized مشابه 9821
synthesize مشابه 9821
breakdown مشابه 1352
HMA مشابه 4812
synthesises مشابه 9821
synthesised مشابه 9821
decoding مشابه 2860
bracket مشابه 1329
slew مشابه 9308
designs مشابه 2979
breakdowns مشابه 1352
design مشابه 2979
organising مشابه 7186
organize مشابه 7186
manipulation مشابه 6208
induction مشابه 5128
IBM مشابه 4963
IRTF مشابه 55423
least significant digit مشابه 5781
storage مشابه 9641
users مشابه 10322
user مشابه 10322
kips مشابه 5677
window مشابه 10682
exclusive مشابه 3824
MByte مشابه 6304
look-alike برنامه مشابه
assonant مشابه یا متجانس
cal مشابه 1502
GUI مشابه 4601
EXNOR مشابه 3826
epileptoid مشابه صرع
epileptiform مشابه صرع
encryption مشابه 3631
IBM مشابه 4962
EMI مشابه 3541
decryption مشابه 2871
correspound مشابه بودن
congener مشابه متجانس
look alike برنامه مشابه
similarly بطور مشابه
identical دقیقا مشابه
SVGA مشابه 9737
uncommitted logic array مشابه 10328
rounding مشابه 8762
equals مشابه بودن
equalling مشابه بودن
equalled مشابه بودن
equaling مشابه بودن
equaled مشابه بودن
equivalents برابر مشابه
equivalent برابر مشابه
look-alikes برنامه مشابه
reconfigure مشابه 8375
gaps مشابه 4490
gap مشابه 4490
MHS مشابه 6444
equal مشابه بودن
multi scan monitor مشابه 6632
multifunctional مشابه 6716
parity price قیمت مشابه
pim مشابه 7515
product group کالاهی مشابه
quantize مشابه 8181
inductions مشابه 5128
status مشابه 9596
registering مشابه 8481
register مشابه 8481
directly مشابه 3162
interchanged مشابه 5359
worded مشابه 10721
carriers مشابه 1595
Arabic شکل مشابه ...
interchanging مشابه 5359
interchanges مشابه 5359
word مشابه 10721
recovery مشابه 8398
recoveries مشابه 8398
launch مشابه 5747
launched مشابه 5747
launches مشابه 5747
launching مشابه 5747
interchange مشابه 5359
registers مشابه 8481
domains مشابه 3286
organises مشابه 7186
carrier مشابه 1595
field مشابه 4036
electronic مشابه 3510
fielded مشابه 4036
peripheral مشابه 7489
scale مشابه 8865
syntax مشابه 9817
fields مشابه 4036
round مشابه 8759
domain مشابه 3286
roundest مشابه 8759
quasi- مشابه یا تقریباگ همان
banks مجموعهای از وسایل مشابه
homochromatic دارای رنگهای مشابه
dissimilarly بطور غیر مشابه
tonemic دارای تلفظ مشابه
etx توجه مشابه EOT
Join the club! من هم درشرایطی مشابه هستم !
in keeping with <idiom> مشابه ،موافقت کردن
bank مجموعهای از وسایل مشابه
hand out <idiom> از چیزهایی مشابه به هم دادن
to correspond to مانند [مشابه] بودن
larks چکاوک وگونههای مشابه ان
lark چکاوک وگونههای مشابه ان
block storing کنار هم چیدن کانتینرهای مشابه
acceptable alter nate product فراورده مشابه قابل قبول
equated مشابه بودن یامشابه ساختن
storage pool گروهی از دستگاههای ذخیره مشابه
rookery زادگاه زاغ ها و پرندگان مشابه
equates مشابه بودن یامشابه ساختن
rookeries زادگاه زاغ ها و پرندگان مشابه
relationship نحوه اتصال دو چیز مشابه
cartel اتحادیه صاحبان صنایع مشابه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com