English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 61 (5 milliseconds)
English Persian
libertine افسار گسیخته
libertines افسار گسیخته
rampant <adj.> افسار گسیخته
Search result with all words
Zeal without knowledge is a runaway horse . <proverb> جانفشانى و تعصب جاهلانه ,همچون اسبى افسار گسیخته است .
runaway inflation تورم افسار گسیخته
Other Matches
leashes افسار سگ وحیوانات مشابه افسار بستن
leash افسار سگ وحیوانات مشابه افسار بستن
disjointed گسیخته
broken homes خانواده گسیخته
broken marriage زناشویی گسیخته
broken home خانواده گسیخته
inconsecutive بی ربط گسیخته
disruptive درهم گسیخته
ungovernable لجام گسیخته
unbridle لجام گسیخته
interruptedly بطور گسیخته
inconsequent بی ربط گسیخته
run riot لجام گسیخته بودن
unbridle لجام گسیخته کردن
disjoin وضع از هم گسیخته بی تکلیفی
martingale افسار
span افسار
spanned افسار
spanning افسار
spans افسار
tie down افسار
head stall افسار
halter افسار
halters افسار
bridling افسار
bridles افسار
bridled افسار
harnessed افسار
bridle افسار
tether افسار
rein افسار
harness افسار
tethers افسار
tethering افسار
tethered افسار
harnessing افسار
piecer درنخ ریسی کسیکه کارش بهم پیوستن نخهای گسیخته است
towing bridle افسار یدک
libertinage افسار گسیختگی
harnessed افسار زدن
tackle افسار کردن
tackled افسار کردن
tackles افسار کردن
tackling افسار کردن
harness افسار زدن
harnessing افسار زدن
eyestrings ضمائم چشمی که سابقا معتقد بودند هنگام کوری ومرگ از هم گسیخته می گردد
rein لجام افسار کردن
tethers وسعت افسار کردن
tethered وسعت افسار کردن
tether وسعت افسار کردن
tethering وسعت افسار کردن
halters افسار کردن پالهنگ
halter افسار کردن پالهنگ
throatlatch تسمه زیر گلوی اسب که افسار رانگاه میدارد
The City Council has decreed that all dogs must be kept on a leash there. شورای شهر مقرر کرده است که تمام سگ ها باید با افسار بسته شوند .
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com