English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 129 (7 milliseconds)
English Persian
fabliau افسانه موزون
Other Matches
mythopoeia افسانه سازی رواج افسانه
metrical موزون
immusical نا موزون
rhythmical موزون
concordant موزون
shapeable موزون
symphonious موزون
lilting موزون
swinging موزون
concerted موزون
rhythms اهنگ موزون
rhythm اهنگ موزون
harmonic هم اهنگ موزون
lilts اهنگ موزون
weighted indexes شاخصهای موزون
metrically بطور موزون
weighted average میانگین موزون
weight index شاخص موزون
tuneable کوک موزون
lilt اهنگ موزون
tunably کوک موزون
tunable کوک موزون
rhytmic movement حرکت موزون
shapable مناسب موزون
rhythmize باهنگ موزون دراوردن
recite با صدایی موزون خواندن
recited با صدایی موزون خواندن
recites با صدایی موزون خواندن
reciting با صدایی موزون خواندن
eurythmics حرکات بدنی موزون
symphonic موزون شبیه سمفونی
level موزون هدف گیری
leveled موزون هدف گیری
eurhythmics حرکات بدنی موزون
levels موزون هدف گیری
polyphony چندنثر موزون ومقفی
levelled موزون هدف گیری
harmonious موزون سازگار موافق
well proportioned با تناسب متناسب موزون
harmoniously بطور موزون یا خوش اهنگ
in peal دارای صداهای موزون یامنظم
well balanced سالم سلیم موزون باقرینه
well-balanced سالم سلیم موزون باقرینه
legends افسانه
figments افسانه
myth افسانه
myths افسانه
replete with fables پر از افسانه
mythus افسانه
make-believe افسانه
mythos افسانه
make believe افسانه
legendry افسانه
figment افسانه
fiction افسانه
romance افسانه
tale افسانه
tales افسانه
romances افسانه
legend افسانه
fable افسانه
fictions افسانه
fables افسانه
polonaise نوعی رقص موزون لهستانی پولونز رقصیدن
paced باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
pace باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
toll طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
tolling طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
tolls طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
paces باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
fabulist افسانه نویس
mythographer افسانه نگار
mythography افسانه نویسی
mythologist افسانه شناس
mythomania افسانه بافی
mythopocic افسانه ساز
story teller افسانه نویس
mythoppetic افسانه خبر
fabrication افسانه بافی
paladin پهلوان افسانه یی
fabled افسانه مانند
mythopoeia ایجاد افسانه
mythically افسانه وار
fabler افسانه نویس
mythical افسانه امیز
mythology افسانه شناسی
science fiction افسانه علمی
confabulation افسانه بافی
fabler افسانه گو ناقل
fabulation افسانه بافی
fabulize افسانه گفتن
fabulousness افسانه بودن
fictionist افسانه نویس
fabulously بشکل افسانه یا دروغ
story teller افسانه گو حکایت نویس
to pull افسانه جعل کردن
yarns افسانه پردازی کردن
fictionalize بصورت افسانه دراوردن
fictionalized بصورت افسانه دراوردن
fictionalizes بصورت افسانه دراوردن
yarn افسانه پردازی کردن
fictionalised بصورت افسانه دراوردن
fictionize بصورت افسانه دراوردن
fictionalises بصورت افسانه دراوردن
mythologize بصورت افسانه در اوردن
mythopoet شاعر افسانه نویس
fictionalising بصورت افسانه دراوردن
fabulous افسانه وار مجهول
fictionalizing بصورت افسانه دراوردن
demythologize از صورت افسانه بیرون اوردن
euhemerism اساس تاریخی برای افسانه ها
mythicize بصورت افسانه یا اسطوره دراوردن
folklike شبیه افسانه ها وعادات محلی
mythologically از روی افسانه یا تاریخ اساطیر
yarns الیاف داستان افسانه امیز
yarn الیاف داستان افسانه امیز
folkish شبیه افسانه هاوعادات محلی
mythologer متخصص علم الاساطیر افسانه شناس
to keep time موزون خواندن یارقصیدن یاساز زدن یاراه رفتن وفاصله ضربی نگاه داشتن
Oedipus ادیپوس [افسانه یونانی] [پدرش را کشت و با مادرش ازدواج کرد]
verism رجحان اهنگ ها و روایات متداول برروایات و اهنگهای قهرمانی و افسانه امیز
lore فرهنگ نژادی افسانه هاوروایات قومی فاصله بین چشم ومنقار
harmonics مبحث مطالعه خواص ومختصات اصوات موسیقی مبحث الحان موزون همسازها
orchestrating هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrate هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrated هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrates هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
phoenix مرغ آتشین [سیمرغ] [نقش این پرنده افسانه ای در فرش های ترکی، چینی و ایرانی استفاده می شود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com