Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
staff
افسران صاحب منصبان
staffed
افسران صاحب منصبان
staffs
افسران صاحب منصبان
Other Matches
baton
عصا یا چوپ صاحب منصبان
batons
عصا یا چوپ صاحب منصبان
jointer
صاحب شیره کش خانه صاحب مشروب فروشی
senior officer
ارشدترین افسران
wardroom
اطاق افسران
officer's mess
نهارخوری افسران
batons
عصای افسران
opposite numbers
افسران شاغل
baton
عصای افسران
opposite numbers
افسران مشغول به کار
officer's mess
سالن غذاخوری افسران
statem room
خوابگاه افسران ناو
wardroom
اطاق افسران ناو
shoulder mark
درجه سردوشی افسران
senior officers
افسران ارشدیا بالارتبه
wardroom
باشگاه افسران ناو
they were badly officered
افسران انها خوب نبودند
officers call
نشریه اطلاعاتی مخصوص افسران
ward room
اطاق افسران در کشتی جنگی
top-secret
مخصوص افسران وخواص خیلی محرمانه
top secret
مخصوص افسران وخواص خیلی محرمانه
reserved list
صورت افسران دریایی ذخیره یا احتیاط
archon
یکی از افسران عالیرتبهء اتن قدیم
The officers were brifed on (about) the detailes.
افسران درباره جزییات مطلع ( توجیه شدند )
muster roll
دفتر بازدید افسران وسربازان در یک یکان نظامی
gun room
اطاق افسران جزء درکشتیهای جنگی بزرگ
stalag
بازداشتگاه افسران و درجه داران زمان جنگ درالمان
bat money
فوق العاده افسران بابت حمل ونقل بنه سفر
bat allowance
فوق العاده افسران بابت حمل ونقل بنه سفر
table money
فوق العادهای که بابت هزینه مهمان داری به افسران ارشد داده میشود
gunroom
مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
padrone
صاحب
master
صاحب
masters
صاحب
owner
صاحب
owners
صاحب
mastered
صاحب
lord
صاحب
ownerless
بی صاحب
lords
صاحب
in power
صاحب مقام
lessor
صاحب ملک
landholder
صاحب ملک
land lady
زن صاحب ملک
in the saddle
صاحب اختیار
stock holder
صاحب سهم
monopolist
صاحب انحصار
nursery man
صاحب قلمستان
officers
صاحب منصب
notary public
صاحب محضر
master
ارباب صاحب
officer
صاحب منصب
housemothers
زن صاحب خانه
no man's land
سرزمین بی صاحب
manufaturer
صاحب کارخانه
man of place
صاحب مقام
man of place
صاحب منصب
master of the time
صاحب الزمان
liege
صاحب تیول
unowned
بی صاحب بیمالک
titlist
صاحب سندمالکیت
licence owner
صاحب امتیاز
innkeeper
صاحب مسافرخانه
innkeepers
صاحب مسافرخانه
housemother
زن صاحب خانه
signatories
صاحب امضا
slaveholder
صاحب برده
sharecropper
صاحب نسق
feudary
صاحب تیول
assayer
صاحب عیار
officiary
صاحب منصب
owner of a property
صاحب ملک
permit holder
صاحب جواز
seignior
صاحب تیول
restauranteur
صاحب رستوران
concessioner
صاحب امتیاز
concessionary
صاحب امتیاز
concessionaire
صاحب امتیاز
shipowner
صاحب کشتی
manufacturers
صاحب کارخانه
of consequence
صاحب شان
signatory
صاحب امضا
grantee
صاحب امتیاز
free ball
توپ بی صاحب
official
صاحب منصب
feudatory
صاحب تیول
waif
مال بی صاحب
shop keeper
صاحب دکان
planter
صاحب مزرعه
planters
صاحب مزرعه
manufacturer
صاحب کارخانه
building owner
صاحب کار
licensee
صاحب جواز
licensees
صاحب جواز
industrialist
صاحب صنعت
industrialists
صاحب صنعت
restaurateur
صاحب رستوران
restaurateurs
صاحب رستوران
shareholder
صاحب سهم
shareholders
صاحب سهم
stockholder
صاحب سهم
stockholders
صاحب سهم
benefactors
صاحب خیر
printer
صاحب چاپخانه
employer
صاحب کار
employers
صاحب کار
benefactor
صاحب خیر
titled
صاحب لقب
stray
جانور بی صاحب
straying
جانور بی صاحب
strays
جانور بی صاحب
sovereign
صاحب سیادت
sovereigns
صاحب سیادت
printers
صاحب چاپخانه
laird
صاحب زمین
landlady
زن صاحب ملک
mastered
ارباب صاحب
masters
ارباب صاحب
beneficent
صاحب کرم
Distinguished . Titled.
صاحب عنوان
resolute
صاحب عزم
office-holders
صاحب مقام
lairds
صاحب زمین
office-holder
صاحب مقام
homeowners
صاحب خانه
homeowner
صاحب خانه
landladies
زن صاحب ملک
inviolable
صاحب حرمت
landowner
صاحب ملک
clear-sighted
صاحب نظر
landowners
صاحب ملک
office-holders
صاحب منصب دولت
to have something
صاحب چیزی بودن
prosecuting attorney
صاحب منصب پارکه
office-holder
صاحب منصب دولت
publican
بیگانه صاحب میخانه
res nullius
مال بلا صاحب
martyologist
صاحب تذکره شهدا
to come into a property
مالی را صاحب شدن
wharfinger
صاحب لنگرگاه یابارانداز
to have something at one's disposal
صاحب چیزی بودن
placeman
صاحب منصب اداری
owner's risk
ریسک صاحب کالا
pooh bah
صاحب چندین مقام
title-holders
صاحب سند مالکیت
title-holder
صاحب سند مالکیت
licensee
صاحب جواز یا امتیاز
yachtsmen
صاحب کشتی تفریحی
endowed
صاحب مال و مکنت
polygraph
صاحب تالیفات بسیار
newspaperman
صاحب وگرداننده روزنامه
newspapermen
صاحب وگرداننده روزنامه
housemother
زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
housemothers
زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
publicans
بیگانه صاحب میخانه
signatories
صاحب امضاء امضایی
signatory
صاحب امضاء امضایی
owning
صاحب چیزی بودن
at owner's risks
به هزینه صاحب مال
yachtsman
صاحب کشتی تفریحی
owns
صاحب چیزی بودن
owned
صاحب چیزی بودن
licensees
صاحب جواز یا امتیاز
polygraphs
صاحب تالیفات بسیار
proprietor
صاحب حق طبق کتاب
proprietors
صاحب حق طبق کتاب
croupier
کمک صاحب بانک
croupiers
کمک صاحب بانک
peer
صاحب لقب اشرافی
peered
صاحب لقب اشرافی
peering
صاحب لقب اشرافی
own
صاحب چیزی بودن
boniface
صاحب مهمانخانه ورستوران
cotton spinner
صاحب کارخانه نخ ریسی
estray
جانوراواره وبی صاحب
challenge round
مبارزه با صاحب عنوان
holding company
شرکت صاحب سهم
chartered companies
شرکتهای صاحب الامتیاز
i own that house
من صاحب ان خانه هستم
in the saddle
یراق صاحب مقام
infeoff
صاحب ملک کردن
mansion house
خانه صاحب تیول
innholder
صاحب مهمانخانه یا مسافرخانه
lord paramount
صاحب تیول عمده
evangelists
صاحب انجیل مژده رسان
equites
سواره نظام صاحب امتیاز
licensee
صاحب جواز دارنده پروانه
manor houses
خانه ارباب یا صاحب تیول
gastrologist
صاحب سر رشته درپختن وخوردن
he is the owner of this house
او صاحب این خانه است
licensees
صاحب جواز دارنده پروانه
old guard
صنوف صاحب اعتبار قدیم
manor house
خانه ارباب یا صاحب تیول
nursery man
درخت کار صاحب تلمبار
stockholder
صاحب موجودی ذخیره نگهدار
stockholders
صاحب موجودی ذخیره نگهدار
evangelist
صاحب انجیل مژده رسان
patentee
صاحب اختراع ثبت شده
confidnetial relationship with client
حفظ اسرار صاحب کار
abandonee
صاحب اشیاء ترک شده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com