English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English Persian
revelator افشاء کننده
Other Matches
transpiration افشاء
divulgation افشاء
divulgement افشاء
divulgence افشاء
disclosure افشاء
betrayal افشاء سر
disclosures افشاء
exposal افشاء
betrayals افشاء سر
exposes افشاء کردن
disclosing افشاء کردن
discloses افشاء کردن
disclose افشاء کردن
exposure اشکاری افشاء
exposures اشکاری افشاء
divulge افشاء کردن
imparts افشاء کردن
impart افشاء کردن
divulging افشاء کردن
exposing افشاء کردن
divulges افشاء کردن
imparted افشاء کردن
divulged افشاء کردن
imparting افشاء کردن
expose افشاء کردن
revelations اشکار سازی افشاء
pull the plug <idiom> افشاء راز کسی
revelation اشکار سازی افشاء
indecent exposure نمایش [افشاء] بی حیا
self revelation افشاء افکار واحساسات شخصی
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
spurner رد کننده
prater پچ پچ کننده
puffer پف کننده
noncommittal رد کننده
squasher له کننده
squelcher له کننده
rebutter رد کننده
deletive حک کننده
mauler له کننده
fillets پر کننده
benders خم کننده
bender خم کننده
catterer پچ پچ کننده
solver حل کننده
fluxing oil اب کننده
ear-splitting کر کننده
skittish رم کننده
commulator یک سو کننده
whisperer پچ پچ کننده
attacking تک کننده
prattfall پچ پچ کننده
solvent اب کننده
swooner غش کننده
surfy کف کننده
repudiationist رد کننده
crepitant خش خش کننده
fillet پر کننده
mitigative کم کننده
mitigatory کم کننده
crusher له کننده
doers کننده
filleted پر کننده
mumbler من من کننده
fillers پر کننده
deflective کج کننده
hoppers لی لی کننده
hopper لی لی کننده
solvents اب کننده
renunciant رد کننده
filleting پر کننده
refuser رد کننده
refutative رد کننده
trackers پی کننده
tracker پی کننده
refutatory رد کننده
sensor حس کننده
percutient دق کننده
doer کننده
renunciant کننده
syncopator غش کننده
filler پر کننده
attenuant اب کننده
wheezy خس خس یا خر خر کننده
wheeziest خس خس یا خر خر کننده
bidders کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com