Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
avowal
افهار صریح
avowals
افهار صریح
Other Matches
apophasis
افهار مطلبی درعین حالی که گوینده بی میلی خود را نسبت به افهار ان بیان داشته
remarking
افهار داشتن افهار نظریه دادن
remarks
افهار داشتن افهار نظریه دادن
remarked
افهار داشتن افهار نظریه دادن
statable
افهار کردنی قابل افهار یا توضیح
stateable
افهار کردنی قابل افهار یا توضیح
remark
افهار داشتن افهار نظریه دادن
express
صریح
perspicuous
صریح
specific
صریح
specifics
صریح
clear-cut
صریح
clean cut
صریح
clear cut
صریح
explicit
صریح
expressed
صریح
expressing
صریح
clean-cut
صریح
cleaners
صریح
expresses
صریح
abstracts
صریح
abstracting
صریح
abstract
صریح
clearest
صریح
definitive
صریح
straightest
رک صریح
four-square
صریح
sharp cut
صریح
uninhibited
صریح
open
صریح
opens
صریح
categorical
صریح
opened
صریح
straighter
رک صریح
clearer
صریح
straight
رک صریح
clear
صریح
clears
صریح
franked
صریح نیرومند
stricter
نص صریح محکم
franker
صریح نیرومند
expressing
سریع صریح
immediate access
دستیابی صریح
expresses
سریع صریح
frankest
صریح نیرومند
precise
صریح دقیق
franking
صریح نیرومند
frank
صریح نیرومند
denotation
معنای صریح
strict
نص صریح محکم
franks
صریح نیرومند
strictest
نص صریح محکم
direct object
مفعول صریح
imprecise
غیر صریح
indefinite
غیر صریح
noncommittal
غیر صریح
explicit address
نشانی صریح
expressed
سریع صریح
express warranty
ضمانت صریح
hypallage
قلب صریح
immediate address
آدرس صریح
immediate mode commands
فرامین مد صریح
clearest
صاف صریح
clearer
صاف صریح
clear
صاف صریح
inexplicit
غیر صریح
express term
شرط صریح
punctual
نیشدار صریح
clears
صاف صریح
four-square
به طور صریح
explicit address
آدرس صریح
express
سریع صریح
express acceptance
قبول صریح
definite
تصریح شده صریح
unequivocal
صریح اشتباه نشدنی
d. judgment
حکم صریح یا روشن
unequivocally
صریح اشتباه نشدنی
cold turkey
به طور صریح و بیپرده
unintelligible
پیچیده غیر صریح
expressing
دلالت کردن بر فهماندن صریح
expressed
دلالت کردن بر فهماندن صریح
express
دلالت کردن بر فهماندن صریح
expresses
دلالت کردن بر فهماندن صریح
overt collusion
تبانی چند شرکت برای کنترل بازار با موافقت صریح یکدیگر
showings
افهار
affirmance
افهار
adductor
افهار
statement
افهار
predication
افهار
adduction
افهار
allegations
افهار
testimony
افهار
testimonies
افهار
showing
افهار
proposal
افهار
allegation
افهار
saying
افهار
utterance
افهار
proposals
افهار
dixit
افهار
sayings
افهار
utterances
افهار
indigitation
افهار
avouchment
افهار
declarations
افهار
statements
افهار
declaration
افهار
say-so
افهار
say so
افهار
enouncement
افهار
resents
افهار تنفرکردن از
resent
افهار تنفرکردن از
resented
افهار تنفرکردن از
signification
تعیین افهار
resenting
افهار تنفرکردن از
suggest
افهار کردن
declare
افهار داشتن
courtship
افهار عشق
condolences
افهار تاسف
condolence
افهار تاسف
submission
افهار نظریه
declaring
افهار داشتن
suggests
افهار کردن
suggesting
افهار کردن
suggested
افهار کردن
declares
افهار داشتن
assertive
افهار کننده
statement of a claim
افهار نامه
stater
افهار دارنده
suggester
افهار کننده
utterer
افهار کننده
misstatement
افهار غلط
declarer
افهار کننده
affirmant
افهار کننده
an absurd statement
افهار نا معقول
asserter
افهار کننده
assertor
افهار کننده
asseveration
افهار جدی
cumlaude
با افهار تقدیر
declaredly
با افهار قطعی
suggestion
افهار عقیده
affirmations
افهار قطعی
assertion
افهار مثبت
avowals
افهار اشکار
avowal
افهار اشکار
expressing
افهار کردن
expresses
افهار کردن
manifest
افهار نامه
manifested
افهار نامه
expressed
افهار کردن
manifesting
افهار نامه
manifests
افهار نامه
express
افهار کردن
suggestions
افهار عقیده
expression
افهار عبارت
expressions
افهار عبارت
generalities
افهار عمومی
generality
افهار عمومی
affirmation
افهار قطعی
options
افهار میل
remarking
افهار بیان
option
افهار میل
pooh-poohed
افهار تنفروانزجار
pooh-pooh
افهار تنفروانزجار
pooh-poohing
افهار تنفروانزجار
pooh-poohs
افهار تنفروانزجار
pooh pooh
افهار تنفروانزجار
say
افهار داشتن
remarked
افهار بیان
remarks
افهار بیان
says
حرف افهار
say
حرف افهار
says
افهار داشتن
remark
افهار بیان
express one's views
افهار نظر کردن
make a comment
افهار نظر کردن
condole
افهار تاسف کردن
pass an opinion
افهار عقیده کردن
make a suggestion
افهار عقیده کردن
express an opinion
افهار عقیده کردن
suggestions
افهار عقیده پیشنهاد
court
دادگاه افهار عشق
averment
افهار قطعی یا مثبت
suggest
افهار عقیده کردن
customs declaration
افهار نامه گمرکی
suggestion
افهار عقیده پیشنهاد
offers
افهار یاابراز کردن
offered
افهار یاابراز کردن
back-pedals
افهار ندامت کردن
stated
افهار داشتن افهارکردن
state-
افهار داشتن افهارکردن
state
افهار داشتن افهارکردن
remarks
افهار نظر کردن
to make a suggestion
افهار عقیده کردن
remarking
افهار نظر کردن
remarked
افهار نظر کردن
back-pedalling
افهار ندامت کردن
back-pedalled
افهار ندامت کردن
back-pedal
افهار ندامت کردن
offer
افهار یاابراز کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com