English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
assertion افهار مثبت
Search result with all words
averment افهار قطعی یا مثبت
Other Matches
positive قطب مثبت باطری الکتریسیته مثبت اری یا تصدیق می کنم
apophasis افهار مطلبی درعین حالی که گوینده بی میلی خود را نسبت به افهار ان بیان داشته
remarks افهار داشتن افهار نظریه دادن
statable افهار کردنی قابل افهار یا توضیح
stateable افهار کردنی قابل افهار یا توضیح
remarking افهار داشتن افهار نظریه دادن
remarked افهار داشتن افهار نظریه دادن
remark افهار داشتن افهار نظریه دادن
positive externalities صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
assertive مثبت
justificatory مثبت
affirmative مثبت
declaratory مثبت
affirmatory مثبت
positive مثبت
poss مثبت
positive electrode الکترد مثبت
positive balance مانده مثبت
positive element سازه مثبت
positive feedback بازخورد مثبت
positive acceleration شتاب مثبت
positive feedback واخوراند مثبت
nonposetive غیر مثبت
positive electricity برق مثبت
affirmatively بطور مثبت
positive economics اقتصاد مثبت
positive brush زغال مثبت
positive charge بار مثبت
positive correlation همبستگی مثبت
positive lead سیم مثبت
positive wire سیم مثبت
positive conductor سیم مثبت
positive column ستون مثبت
positive film فیلم مثبت
if so در صورت مثبت
anodes الکترود مثبت
anodes قطب مثبت
hot wire سیم مثبت
anode الکترود مثبت
anode قطب مثبت
pro- جنبه مثبت
hot-wire سیم مثبت
hot-wired سیم مثبت
hot-wires سیم مثبت
false positive مثبت کاذب
cation یون مثبت
an a answer پاسخ مثبت
active balance مانده مثبت
active balance موازنه مثبت
positivism مثبت گرایی
yea رای مثبت
hot-wiring سیم مثبت
pro جنبه مثبت
positive glow شعله مثبت
positive reinforcement تقویت مثبت
aye رای مثبت
positive transmission پخش مثبت
posivite ray پرتو مثبت
positive skewness چولگی مثبت
plus افزودن به مثبت
positive slope شیب مثبت
zincoid قطب مثبت
positive transfer انتقال مثبت
affirmative عبارت مثبت
affirmative اظهار مثبت
positive transference انتقال مثبت
positivity مثبت بودن
positively skewed چوله مثبت
positive sign علامت مثبت
positive pole قطب مثبت
positive electricity الکتریسیته مثبت
positive modulation تحمیل مثبت
positive potential پتانسیل مثبت
positive modulation پخش مثبت
positive logic منطق مثبت
positive relation رابطه مثبت
positive side بخش مثبت
positive plate صفحه مثبت
anodes قطب مثبت باطری
to answer in the a پاسخ مثبت دادن
positron ذره کوچک مثبت
take down <idiom> مثبت وضبط صحبتها
look at the world through rose-colored glasses <idiom> خیلی مثبت بودن
yea بلکه رای مثبت
yea-sayer گوینده [رای] مثبت
positive terminal قطب مدار مثبت
anode قطب مثبت باطری
positive feeder سیم تغذیه مثبت
positive skewness عدم تقارن مثبت
factorial حاصلضرب اعدادصحیح مثبت
cardinal عدد صحیح مثبت
positively محققا" بطور مثبت
positive cotton effect پدیده مثبت کاتن
cardinals عدد صحیح مثبت
positive post قطب مدار مثبت
positive integer عدد صحیح مثبت
positive definite matrix ماتریس همیشه مثبت
crater in positive carbon گودی کربن مثبت
hydrogen ion یون +H با بار الکتریکی مثبت
to yet had it طرف مثبت اکثریت را دارند
anodes ترمینال الکتریکی مثبت یک وسیله
positive integer عدد صحیح مثبت [ریاضی]
anode ترمینال الکتریکی مثبت یک وسیله
polar دارای الکتریسیته مثبت و منفی
amphoteric دارای برق مثبت و منفی
anodize بصورت قطب مثبت در اوردن
anode glow شعله مثبت فضای روشن اند
The pros and cons ( of something ) . جنبه های موافق ومخالف ( مثبت ومنفی )
favorable balance of trade موازنه مساعد بازرگانی تراز مثبت تجاری
unipolar سیگنالی که فقط از سط وح ولتاژ مثبت استفاده میکند
polarities وضعیتی که ترمینالهای مثبت و منفی مختل شوند
polarity وضعیتی که ترمینالهای مثبت و منفی مختل شوند
charge neutrality تساوی تقریبی ذرات مثبت ومنفی در شارههای متراکم
plus signs که نشان دهنده جمع دو عدد یا مقدار مثبت است
polarities تعریف اینکه سیگنال الکتریکی مثبت است یا متن
polarity تعریف اینکه سیگنال الکتریکی مثبت است یا متن
plus که نشان دهنده جمع دو عدد یا مقدار مثبت است
plus sign که نشان دهنده جمع دو عدد یا مقدار مثبت است
allegation افهار
indigitation افهار
testimonies افهار
avouchment افهار
adduction افهار
dixit افهار
adductor افهار
affirmance افهار
enouncement افهار
predication افهار
testimony افهار
proposal افهار
statement افهار
statements افهار
saying افهار
sayings افهار
showings افهار
showing افهار
allegations افهار
declarations افهار
declaration افهار
say-so افهار
say so افهار
utterances افهار
utterance افهار
proposals افهار
bipolar استفاده از سط وح ولتاژ مثبت و منفی برای نمایش اعداد دودویی
cation یونی با بار مثبت که در جهت اسمی جریان حرکت میکند
asserter افهار کننده
an absurd statement افهار نا معقول
affirmant افهار کننده
pooh-poohs افهار تنفروانزجار
assertor افهار کننده
pooh-poohed افهار تنفروانزجار
pooh-pooh افهار تنفروانزجار
affirmations افهار قطعی
pooh pooh افهار تنفروانزجار
misstatement افهار غلط
declarer افهار کننده
says افهار داشتن
say حرف افهار
say افهار داشتن
declaredly با افهار قطعی
cumlaude با افهار تقدیر
options افهار میل
says حرف افهار
option افهار میل
asseveration افهار جدی
pooh-poohing افهار تنفروانزجار
affirmation افهار قطعی
avowals افهار صریح
signification تعیین افهار
manifest افهار نامه
statement of a claim افهار نامه
stater افهار دارنده
suggester افهار کننده
utterer افهار کننده
remarks افهار بیان
remarking افهار بیان
remarked افهار بیان
remark افهار بیان
manifested افهار نامه
manifesting افهار نامه
avowals افهار اشکار
avowal افهار صریح
avowal افهار اشکار
expressing افهار کردن
expresses افهار کردن
expressed افهار کردن
express افهار کردن
suggestions افهار عقیده
suggestion افهار عقیده
generality افهار عمومی
generalities افهار عمومی
expressions افهار عبارت
expression افهار عبارت
manifests افهار نامه
resent افهار تنفرکردن از
resented افهار تنفرکردن از
assertive افهار کننده
declaring افهار داشتن
suggest افهار کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com