English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 54 (5 milliseconds)
English Persian
hostile acts اقدامات خصمانه
Other Matches
hostilely خصمانه
adversarial خصمانه
hostile خصمانه
inimical خصمانه غیردوستانه
hostility عملیات خصمانه
hostilities عملیات خصمانه
hostile act عمل خصمانه
resumption of hostilities از سر گیری عملیات خصمانه
hostile خصم عملیات خصمانه
casus belli عمل خصمانه باعث جنگ
proceedings اقدامات
undertakings اقدامات
proceeding اقدامات
goings-on اقدامات
doings اقدامات
hostile acts اقدامات دشمنانه
legal proceedings اقدامات قانونی
security measures اقدامات تامینیه
security countermeasures اقدامات تامینی
precautionary measures اقدامات احتیاطی
preventive action اقدامات احتیاطی
preventive action اقدامات تامینی
follow up اقدامات بعدی
electronic countermea sures اقدامات ضد الکترونیکی
civil proceedings اقدامات حقوقی
control measures اقدامات کنترلی
countermeasures اقدامات متقابل
radar countermeasures اقدامات ضد رادار
to intensify one's actions اقدامات خودراسخت
Precautionary measures. اقدامات احتیاطی
electronic counter counter measures اقدامات ضد ضد الکترونیکی
to take measures اقدامات بعمل اوردن
Provocative acts. اقدامات تحریک آمیز گ
to take steps اقدامات بعمل اوردن
take steps اقدامات بعمل امده
preassault اقدامات قبل از هجوم
suppression measures اقدامات برای جلو گیری
to lead on وادار به اقدامات بیشتری کردن
logistics اقدامات مربوط به تهیه و توزیع
to intensify one's actions برشدت اقدامات خود افزودن
municipalist طرفدار نظارت یا اقدامات شهر داری
countermeasures پیش گیریهای متقابل اقدامات کنترلی
countermeasures اقدامات ضد عملیات دشمن عمل متقابل
decision tree اقدامات لازم جهت تصمیم گیری
policy of contianment سیاست بازدارندگی اعمال سیاستی که باعث تحدید و توقف اقدامات سیاسی کشور دیگری بشود
preventive justice قسمتی ازحقوق که به بررسی اقدامات مختلفی که برای جلوگیری ازارتکاب جرم از ناحیه تبهکاران احتمالی لازم است اختصاص دارد
radio countermeasures اقدامات ضد فرستندههای دشمن پیشگیریهای ضد پخش رادیویی دشمن
preventive detention تمدید مدت حبس مجرم به عادت که تقریبا" به سیستم اجرای نظرتشدید مجازات و یا مواردپیش بینی شده در قانون اقدامات تامینی شباهت دارد
delivered duty paid یکی از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کلیه اقدامات لازم از جمله پرداخت عوارض را بعمل اورده و کالای مورد معامله را در محل خریدار به اوتحویل میدهد
security countermeasures اقدامات حفافتی پیش بینیهای حفافتی
security تامین اقدامات تامینی نیروی تامینی
arms control measures مقررات کنترل جنگ افزار اقدامات کنترلی جنگ افزار
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com