Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
intercommunion
اقدام مشترک
Other Matches
joint venture
سرمایه گذاری مشترک تجارت مشترک
common divisor
مقسوم علیه مشترک بخشیاب مشترک
joint
نیروهای مشترک عملیات مشترک
subscriber
مشترک روزنامه وغیره مشترک
subscribers
مشترک روزنامه وغیره مشترک
cooperative scorer
بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
enterprise
اقدام
enterprises
اقدام
procedure
اقدام
actions
اقدام
esteem
اقدام
action
اقدام
enforcement
اقدام
intervention
اقدام
interventions
اقدام
ploy
اقدام
ploys
اقدام
proceeding
اقدام
moves
اقدام
actionless
بی اقدام
moved
اقدام
move
اقدام
emprise
اقدام
double action
اقدام دوجانبه
precaution
اقدام احتیاطی
precautions
اقدام احتیاطی
to take of a
اقدام کردن
emprize
اقدام کردن
expedience
اقدام مهم
to take measures
اقدام کردن
to bend effort
اقدام کردن
demarche
اقدام سیاسی
under way
دردست اقدام
to take steps
اقدام کردن
counter-measures
اقدام متقابل
deal
اقدام کردن
deals
اقدام کردن
proceed
اقدام کردن
counteraction
اقدام متقابل
countermeasure
اقدام متقابل
proceeded
اقدام کردن
deal with
اقدام کردن
counter-measure
اقدام متقابل
proceed with deliberations
اقدام به مذاکره
initial movement
نخستین اقدام
the needful
اقدام لازم
action statement
دستورالعمل اقدام
action for cancellation
اقدام به ابطال
enterprises
قدرت اقدام
start out
اقدام کردن
social action
اقدام اجتماعی
action for cancellation
اقدام به لغو
regular procedure
اقدام قانونی
protective measure
اقدام حمایتی
operation immediate
اقدام سریع
enterprises
اقدام کردن
enterprise
قدرت اقدام
action
فعل اقدام
action
کار اقدام
it wasprologue to the nextmove
اقدام بعدبود
legal action
اقدام قانونی
actions
فعل اقدام
actions
کار اقدام
appropriate action
اقدام مقتضی
measure of prevention
اقدام احتیاطی
enterprise
اقدام کردن
in hand
در دست اقدام
action at low
اقدام قانونی
measure
درجه اقدام
expediency
اقدام مهم
preparation
اقدام مقدماتی
preparations
اقدام مقدماتی
venturing
اقدام بکارمخاطره امیز
measure
اندازه اقدام پیشگیری
ventured
اقدام بکارمخاطره امیز
it was an incorrect procedure
یک اقدام غلطی بود
to start out to do something
اقدام بکاری کردن
ventures
اقدام بکارمخاطره امیز
originators
اقدام کننده پیام
originator
اقدام کننده پیام
action for avoidance
اقدام برای لغو
with measured step
با اقدام مناسب
[سنجیده]
venturing
اقدام یا مبادرت کردن به
enterprises
امرخطیر اقدام مهم
enterprise
امرخطیر اقدام مهم
adventurism
اقدام به کاری کردن
ventures
اقدام یا مبادرت کردن به
venture
اقدام بکارمخاطره امیز
venture
اقدام یا مبادرت کردن به
ventured
اقدام یا مبادرت کردن به
memorandum
اقدام به یادداشت کند
proceeded
اقدام کردن پرداختن به
It is in progress. It is under way.
دردست اقدام است
counter-measure
اقدام جبران کننده
counter-measures
اقدام جبران کننده
memorandums
اقدام به یادداشت کند
to put in hand
دایرکردن اقدام کردن
greenlight
اجازه حرکت و اقدام
memoranda
اقدام به یادداشت کند
proceed
اقدام کردن پرداختن به
pushful
متهور در اقدام بکارهای مهم
enterprise
اقدام به اجرای قوانین کردن
do the necessary
اقدام لازم بعمل اورید
to play at
خواهی نخواهی اقدام کردن
to proceed against a person
اقدام بر علیه کسی زدن
exigent
محتاج به اقدام یا کمک فوری
how shall we proceed
چگونه باید اقدام کرد
enterprises
اقدام به اجرای قوانین کردن
execution for debt
اقدام برای طلب وصول
emergencies
حالتی که اقدام فوری را ایجاب کنداحتیاطی
zction for dammages
اقدام برای دریافت خسارت وارده
to act in self-defence
دفاع از خود اقدام
[حرکت]
کردن
emergency
حالتی که اقدام فوری را ایجاب کنداحتیاطی
emergencies
پیشامدی که اقدام فوری راایجاب کند اضطرار
dilettantism
اقدام به کاری از روی تفنن وبطورغیر حرفهای
cross that bridge when you come to it
<idiom>
[به حل یک مشکل زمانی اقدام کن که لازم باشه و نه قبلش]
emergency
پیشامدی که اقدام فوری راایجاب کند اضطرار
The tribunal considered that this action amounted to professional misconduct.
برای دادگاه این اقدام برابر با اشتباه حرفه ای محسوب می شود.
to take action to prevent
[stop]
such practices
اقدام کردن برای اینکه از چنین شیوه هایی جلوگیری شود
prohibition
حکم خودداری از اقدام قضایی که دادگاه عالی به محکمه تالی میدهد
held in common
مشترک
senses
حس مشترک
common user
مشترک
sensed
حس مشترک
sense
حس مشترک
party lines
خط مشترک
conjoint
مشترک
intercommon
حق مشترک
common
مشترک
party line
خط مشترک
subscriber
مشترک
joint
مشترک
commonalities
مشترک
participant
مشترک
participants
مشترک
commonality
مشترک
commonest
مشترک
subscribers
مشترک
commoners
مشترک
subscriber's line
خط مشترک
joint costs
هزینههای مشترک
joint committee
کمیسیون مشترک
intercommunion
ارتباط مشترک
joint command
یکان مشترک
interrelation
مناسبات مشترک
cooperative work
کار مشترک
joint command
فرماندهی مشترک
joint adventure
تجارت مشترک
joint account
حساب مشترک
insurance certificate
بیمه مشترک
cooperative work
همکاری مشترک
EEC
بازار مشترک
cooperation
همکاری مشترک
subscriber line
خط مشترک
[مخابرات]
collaboration
همکاری مشترک
co-operation
همکاری مشترک
co-author
نویسندهی مشترک
trunk circuit
معبر مشترک
halvers
نیمه مشترک
mutual interests
منافع مشترک
co-authors
نویسندهی مشترک
cooperation
کار مشترک
joint declaration
بیانیه مشترک
joint demand
تقاضای مشترک
local subscriber
مشترک داخلی
tenancy in common
استیجار مشترک
mutual debts
دیون مشترک
mutual responsibility
مسئوولیت مشترک
my and his father
پدر مشترک من و او
subscriber's line
خط متعلق به مشترک
party parpet
جانپناه مشترک
telephone subscriber
مشترک تلفنی
synergy
عمل مشترک
rachis
دیرک مشترک
subscriber's station
مرکز مشترک
subscriber's number
شماره مشترک
line termination circuit
اتصال مشترک
co-operation
کار مشترک
joint exercise
تمرین مشترک
joint exercise
مانور مشترک
joint force
نیروی مشترک
joint ownership
مالکیت مشترک
joint products
محصولات مشترک
joint resolution
تصمیم مشترک
joint services
خدمات مشترک
joint shares
سهام مشترک
joint staff
ستاد مشترک
joint stock
سرمایه مشترک
joint supply
عرضه مشترک
collaboration
کار مشترک
joint zone
منطقه مشترک
jointly owned property
مال مشترک
subscriber's cable
کابل مشترک
joint costs
هزینه مشترک
middling
جمله مشترک
meant
میان مشترک
party wall
دیوار مشترک
common factor
عامل مشترک
common fraction
مخرج مشترک
common denominators
مخرج مشترک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com