English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 163 (8 milliseconds)
English Persian
oceanography اقیانوس نگاری
oceanpgraphy اقیانوس نگاری
Other Matches
nautilus حلزونهای گرمسیری مارپیچی جنوب اقیانوس ساکن و اقیانوس هند
the pacific ocean اقیانوس ارام یا ساکن اقیانوس کبیر
the pacific اقیانوس ارام یا ساکن اقیانوس کبیر
pictography تصویر نگاری رمز نگاری
fingerprinting انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprint انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprints انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprinted انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
ocean اقیانوس
high seas <idiom> اقیانوس
oceans اقیانوس
transoceanic عبور از اقیانوس
pacific اقیانوس ساکن
atlantic ocean اقیانوس اطلس
oceanography اقیانوس شناسی
archibenthal enviroment ژرفمون اقیانوس
oceanography شرح اقیانوس ها
oceanology اقیانوس شناسی
ocean floor بستر اقیانوس
neptune الهه اقیانوس
archibenthal enviroment ژرفاگاه اقیانوس
oceanographer اقیانوس شناس
the indian ocean اقیانوس هند
ocean current جریان اقیانوس
seabed بستر اقیانوس
oceangoing اقیانوس پیما
indian ocean اقیانوس هند
archibenthal enviroment محیط ژرف اقیانوس
interoceanic ولقع در میان اقیانوس
transatlantic انطرف اقیانوس اطلس
benthal وابسته به اعماق اقیانوس
aphotic zone لایه تاریک اقیانوس
benthic وابسته به اعماق اقیانوس
oceanic troposphere گرم - سپهر اقیانوس
raydit رادار اقیانوس نگار
ocean convoy کاروان اقیانوس پیما
ocean lane راه کشتی رو در اقیانوس
oceanward سوی اقیانوس یا دریا
oceanic troposphere گرم -کره اقیانوس
ocean vessel کشتی اقیانوس پیما
aphotic zone طبقه تاریک اقیانوس
aphotic stratum طبقه تاریک اقیانوس
oceanographic مربوط به اقیانوس شناسی
aphotic stratum لایه تاریک اقیانوس
transoceanic در سراسراقیانوس اقیانوس پیما
suboceanic واقع درعمق اقیانوس
porbeagle کوسه ماهی خطرناک اقیانوس
transpacific واقع درانسوی اقیانوس ارام
ground swell طغیان شدید و وسیع اب اقیانوس
transpacific وابسته بسرتاسر اقیانوس ارام
shovelhead کوسه ماهی باریک سر اقیانوس
mallemuck مرغ طوفان اقیانوس منجمد شمالی
meadowlark مرغ اقیانوس امریکاشبیه پری شاهرخ
finback بالن یا نهنگ سواحل اقیانوس اطلس
surfbird مرغ ساحلی سواحل اقیانوس ارام
auklet جنسی از پنگوئنهای کوچک سواحل اقیانوس ارام
pampero باد سردی که از کوههای سوی اقیانوس اطلس می وزد
saury ماهی باریک اندام ودراز منقار اقیانوس اطلس
hydrography اب نگاری
arteriography رگ نگاری
monographs تک نگاری
monograph تک نگاری
hydrographic اب نگاری
angiography رگ نگاری
reticulum نگاری
seismography زلزله نگاری
spectrography طیف نگاری
tachygraphy تند نگاری
soleprint انگشت نگاری از پا
stylistics سلیس نگاری
pictorial art پیکر نگاری
myography عضله نگاری
spectrography بیناب نگاری
ethnographic <adj.> قوم نگاری
ski graphŠetc سایه نگاری
picture writing تصویر نگاری
pictography صورت نگاری
psychography روان نگاری
phallography نعوظ نگاری
petrography سنگ نگاری
oscillography نوسان نگاری
phonography صدا نگاری
dactyloscopy انگشت نگاری
sciagraphy سایه نگاری
macrography بزرگ نگاری
surveyed اب نگاری دریایی
arteriography نبض نگاری
cardiography قلب نگاری
cerography موم نگاری
chromatography رنگ نگاری
cranioscopy جمجمه نگاری
crystallography بلور نگاری
dactylagraphy انگشت نگاری
data recording داده نگاری
survey اب نگاری دریایی
topography برجسته نگاری
surveys اب نگاری دریایی
logging واقعه نگاری
demography امار نگاری
demography جمعیت نگاری
chronology وقایع نگاری
cartography نقشه نگاری
journalism روزنامه نگاری
pornography هرزه نگاری
ethnography قوم نگاری
topography مکان نگاری
dermatographia پوست نگاری
electrotype برق نگاری
chronology رخداد نگاری
hydrographic مربوط به اب نگاری
hydrography علم اب نگاری
hydrographic نقشه اب نگاری
demography مردم نگاری
letter writer نامه نگاری
letter writing نامه نگاری
eco mapping بوم نگاری
leetter writing نامه نگاری
notepaper کاغذ نامه نگاری
uranographical وابسته به اسمان نگاری
uranographic وابسته به اسمان نگاری
ideographs حروف اندیشه نگاری
electroencephalography برق نگاری مغز
To take fingerprints. انگشت نگاری کردن
portraiture پیکر نگاری تعریف
newspaper روزنامه نگاری کردن
newspapers روزنامه نگاری کردن
mental topography مکان نگاری ذهن
hydrographic chart نقشه اب نگاری دریایی
seismic method روش زلزله نگاری
hydrographic datum سطح مبنای اب نگاری
telegraphic از راه دور نگاری
electromyography برق نگاری ماهیچه
chromatographic وابسته برنگ نگاری
emg برق نگاری ماهیچه
computed tomography scanning مغز نگاری کامپیوتری
electroretinography برق نگاری شبکیه
planography نقشه نگاری طراحی
finger print department اداره انگشت نگاری
electrocardiography قلب نگاری برقی
topography مکان نگاری مساحی
diary method روش خاطره نگاری
anecdotal method روش واقعه نگاری
opah یکجور ماهی بزرگ خال مخالی در اقیانوس اطلس که رنگهای روشن دارد
automatics فرم های نامه نگاری
to correspond with رابطه [نامه نگاری] داشتن با
automatic فرم های نامه نگاری
nautical chart نقشه دریایی اب نگاری شده
uranography عالم شناسی اسمان نگاری
lexicography فرهنگ نویسی واژه نگاری
topographic وابسته بنقشه برداری یا مکان نگاری
pastellist پیکر نگاری که با مداد رنگی کار میکند
journalese بزرگ جلوه دادن مطالب درروزنامه نگاری
floating lines خطوط مواج برجسته نگاری وبرجسته بینی
moulage انگشت نگاری یا نگارش اثر چیزی برای کشف جرم
pomfret یکجور ماهی خوراکی دراقیانوس هندو اقیانوس ارام ماهی سیم دریایی
atlantic وابسته به کوه اطلس اقیانوس اطلس
oceanus خدای دریا خدای اقیانوس
stereography طریقه برجسته نگاری یا رسم ارتفاعات به طریقه استریوسکوپی
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
electroencephalogram منحنی هایی که توسط دستگاه ثبت امواج مغز ثبت شده است موج نگاری مغز
mirror carpet طرح آینه [در این طرح زمینه اصلی فرش بصورت کاملا ساده و بدون هیچ نقش و نگاری بافته شده و تنها از یک یا دو حاشیه ساده استفاده می شود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com