Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (5 milliseconds)
English
Persian
conjuration
التماس مناجات
Other Matches
cantation
مناجات
chanted
مناجات سرود
intoning
مناجات کردن
cantillate
مناجات کردن
liturgies
مناجات نامه
chant
مناجات سرود
intoned
مناجات کردن
chanting
مناجات سرود
chants
مناجات سرود
chortle
مناجات کردن
chortled
مناجات کردن
intones
مناجات کردن
chortling
مناجات کردن
chortles
مناجات کردن
cant
مناجات کردن
liturgy
مناجات نامه
plainsong
مناجات با الحان
intone
مناجات کردن
cant
زبان ویژه مناجات
litany
مناجات وعبادت تهلیل دار
litanies
مناجات وعبادت تهلیل دار
litany
مناجات ودعای دسته جمعی بطور سوال وجواب
litanies
مناجات ودعای دسته جمعی بطور سوال وجواب
entreaties
التماس
suppliance
التماس
appeal
التماس
appeals
التماس
rogation
التماس
appealed
التماس
entreaty
التماس
imploration
التماس
supplication
التماس
supplicatory
التماس امیز
supplicate
التماس کردن
solicitation
التماس خواستاری
rrayer
درخواست التماس
plead with
التماس کردن
my imploration wrought on him
التماس من دراوکارگریاموثرواقع شد
obtest
التماس کردن
impetration
در خواست التماس
adjuration
لابه التماس
precarious
التماس کن پرمخاطره
implore
التماس کردن به
implored
التماس کردن به
implores
التماس کردن به
imploring
التماس کردن به
entreat
التماس کردن
entreated
التماس کردن
entreating
التماس کردن
entreats
التماس کردن
soliciting
التماس کردن
solicited
التماس کردن
solicit
التماس کردن
conjure
التماس کردن به
conjured
التماس کردن به
conjuring
التماس کردن به
conjures
التماس کردن به
solicits
التماس کردن
prigs
دزدیدن التماس کردن
prig
دزدیدن التماس کردن
exorable
قابل تحریک در مقابل التماس
beseeches
درجستجوی چیزی بودن التماس کردن
beseeched
درجستجوی چیزی بودن التماس کردن
beseech
درجستجوی چیزی بودن التماس کردن
to beg
[of a dog holding up front paws]
التماس کردن
[سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
to sit up and beg
التماس کردن
[سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
besought
التماس کردن به استدعاکردن یادرخواست کردن از
to appeal
[to]
درخواستن
[رجوع کردن به]
[التماس کردن]
[استیناف کردن در دادگاه]
imprecate
نفرین کردن التماس کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com