Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 83 (5 milliseconds)
English
Persian
pack annealing
التهاب لفافی
Search result with all words
pack annealing furnace
کوره التهاب لفافی
Other Matches
erythematic
وابسته به التهاب پوست التهاب اور
verbiage
لفافی
rhetorical
لفافی
fustian
لفافی
wordiness
لفافی
interleaving
پخش لفافی
interlining
استر لفافی
verbalizing
لفافی کردن
verbalizes
لفافی کردن
verbalized
لفافی کردن
verbalize
لفافی کردن
verbalising
لفافی کردن
verbalises
لفافی کردن
verbalised
لفافی کردن
rhetoric
فصاحت و بلاغت لفافی
euphuism
بیان مطنطن لفافی
phlegmasia
التهاب
inflammation
التهاب
ophthalmia
التهاب
incandescence
التهاب
phlogosis
التهاب
fervour
التهاب
fervor
التهاب
gastritis
التهاب معده
inflammable
التهاب پذیر
intermediate anneal
التهاب میانی
keratitis
التهاب قرنیه
leucophlegmasia
التهاب سفید
pharyngitis
التهاب گلو
phlebitis
التهاب وریدها
podarthritis
التهاب مفاصل پا
ovaritis
التهاب تخمدان
metritis
التهاب رحم
parotitis
التهاب غددبناگوشی
pharyngitis
التهاب حلق
pulmonitis
التهاب ریه
arthritis
التهاب مفصل
erythema
التهاب پوست
ophthalmitis
التهاب چشم
neuritis
التهاب عصبی
pneumonia
التهاب ریه
peritonitis
التهاب صفاق
boils
التهاب هیجان
boiled
التهاب هیجان
Tendinitis
التهاب تاندون
tumult
اشوب التهاب
encephalitis
التهاب مغز
carditis
التهاب قلب
brainfever
التهاب دماغ
box anneal
التهاب جعبهای
annealing
التهاب گداختگی
adenitis
التهاب غده
boil
التهاب هیجان
white heat
نور سفید التهاب
otitis
التهاب گوش
[پزشکی]
pot annealing furnace
کوره التهاب کفچهای
bright drawn
کشیدن در حالت التهاب
glow
التهاب تابش گداختگی
coil annealing furnace
کوره التهاب القایی
glows
التهاب تابش گداختگی
glowed
التهاب تابش گداختگی
ranting
لفافی کردن یاوه سرایی کردن بیهوده گفتن
rant
لفافی کردن یاوه سرایی کردن بیهوده گفتن
ranten
لفافی کردن یاوه سرایی کردن بیهوده گفتن
rants
لفافی کردن یاوه سرایی کردن بیهوده گفتن
ranted
لفافی کردن یاوه سرایی کردن بیهوده گفتن
gastroenteritis
التهاب معده و رودهی باریک
gingivitis
اماس و التهاب لثه دندان
osteomyelitis
التهاب موضعی و مخرب استخوان
uteritis
اماس زهدان التهاب رحم
allergic rhinitis
[med.]
التهاب مخاط بینی آلرژیک
[پزشکی]
pollinosis
[med.]
التهاب مخاط بینی آلرژیک
[پزشکی]
hay fever
[med.]
التهاب مخاط بینی آلرژیک
[پزشکی]
hayfever
[med.]
التهاب مخاط بینی آلرژیک
[پزشکی]
laryngitis
اماس خشک نای التهاب حنجره
pollenosis
[med.]
التهاب مخاط بینی آلرژیک
[پزشکی]
pleurohepatitis
اماس شامه شش وجگر التهاب غشاریه وکبد
mastoiditis
ماستوئیدیت
[التهاب استخوان پشت گوش]
[پزشکی]
phlegm
[secretion in the airway during inflammation]
بلغم
[مخاط]
[ترشح در دستگاه تنفسی در زمان التهاب]
[پزشکی]
neuritis
التهاب یا اماس وزخم عصبی که دردناک است وسبب ناراحتی عصبی وگاهی فلج میگردد
anti blush tinner
ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com