Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 167 (8 milliseconds)
English
Persian
pizzle
الت ذکور حیوان
Other Matches
the males
ذکور
males
ذکور
son
فرزد ذکور
men
جنس ذکور
spear side
سلاله ذکور
pricked
الت ذکور
prick
الت ذکور
pricks
الت ذکور
phalluses
الت ذکور
phallus
الت ذکور
phalli
الت ذکور
pricking
الت ذکور
sons
فرزد ذکور
priapic
وابسته به الت ذکور
the male sex
جنس ذکور مردان وپسران
primogeniture
حق فرزند ارشد ذکور نسبت به تمام ارث (در قدیم)
Prince of Wales
ولیعهد ذکور وارث تاج وتخت انگلیس
living creatuse
حیوان
beast
حیوان
animals
حیوان
animal
حیوان
beasts
حیوان
option of animals
خیار حیوان
fries
حیوان نوزاد
spinal animal
حیوان نخاعی
slick ear
حیوان بی گوش
reptiles
حیوان خزنده
whiffet
حیوان رشدنکرده
wildling
حیوان وحشی
fry
حیوان نوزاد
frying
حیوان نوزاد
beast of burden
حیوان باربری
beastby
حیوان صفت
reptile
حیوان خزنده
brutes
جانور حیوان
brutes
حیوان صفت
brute
جانور حیوان
draft animal
حیوان بارکش
zoology
حیوان شناسی
ectotherm
حیوان خونسرد
boughs
شانه حیوان
bough
شانه حیوان
kittens
بچه حیوان
kitten
بچه حیوان
hilding
حیوان چموش
lost animal
حیوان ضاله
lost animal
حیوان گمشده
animalization
تبدیل به حیوان
biped
حیوان دوپا
mavericks
حیوان بیصاحب
maverick
حیوان بیصاحب
pack animal
حیوان باربر
zooerasty
جماع با حیوان
pack animals
حیوان باربر
beastly
حیوان صفت
carnivorous
حیوان گوشتخوار
brute
حیوان صفت
bipeds
حیوان دوپا
zootheism
حیوان پرستی
zoophilia
حیوان خواهی
zooparasite
حیوان انگل
zoophily
حیوان خواهی
zoolatry
حیوان پرستی
bestiality
حیوان صفتی
bestiality
جماع با حیوان
zoophilic
حیوان دوست
zoophobia
حیوان هراسی
zoophilous
حیوان دوست
bald animal or tree
درخت یا حیوان برهنه
cade
حیوان دست اموز
zoomorphism
حیوان ریخت انگاری
varmint
حیوان یا پرنده شکارکننده
brutalization
حیوان صفت نمودن
hollers
صدای مخصوص هر حیوان
imbrute
حیوان صفت کردن
animal glue
سریشم از انساج حیوان
yahoo
ادم حیوان صفت
slick ear
حیوان فاقدگوش خارجی
housebroken
حیوان تربیت شده
flycatcher
حیوان مگس خوار
zoopsia
توهم حیوان بینی
the fountain of life
چشمه حیوان یازندگی
animal distress calls
فریادهای درماندگی حیوان
stags
کره اسب حیوان نر
armadillo
نوعی حیوان گورکن
armadillos
نوعی حیوان گورکن
feral
حیوان شکاری وحشی
petted
حیوان اهلی منزل
pets
حیوان اهلی منزل
pet
حیوان اهلی منزل
brutal
حیوان صفت وحشی
stag
کره اسب حیوان نر
hollered
صدای مخصوص هر حیوان
acephalous
حیوان راستهء بی سران
hollering
صدای مخصوص هر حیوان
acephalon
حیوان راستهء بی سران
abalone
قسمی حیوان صدف
holler
صدای مخصوص هر حیوان
brutalises
وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalising
وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalize
وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalised
وحشی یا حیوان صفت کردن
suckers
حیوان یا عضویا الت مکنده
vitals
اعضای اصلی بدن حیوان
whelp
بچه هرنوع حیوان گوشتخوار
hoofs
حیوان سم دار باسم زدن
hoof
حیوان سم دار باسم زدن
brutalized
وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalizes
وحشی یا حیوان صفت کردن
endoskeleton
استخوان بندی درونی حیوان
bestial
شبیه حیوان جانور خوی
acute preparation
حیوان کشی از روی ترحم
innards
اعضای داخلی حیوان یاانسان
bunny
اسم حیوان دست اموز
rogue
حیوان عظیم الجثه سرکش
rogues
حیوان عظیم الجثه سرکش
bunnies
اسم حیوان دست اموز
exoskeleton
پوشش محافظه خارجی حیوان
manus
دست حیوان قسمت انتهایی
stature
ارتفاع طبیعی بدن حیوان
bunny rabbit
اسم حیوان دست اموز
brutalizing
وحشی یا حیوان صفت کردن
bunny rabbits
اسم حیوان دست اموز
sucker
حیوان یا عضویا الت مکنده
zoological
وابسته به جانور شناسی حیوان
vibrissa
سبیل وموی اطراف دهان حیوان
bird motif
نقش پرنده در قالی حیوان دار
pick up a trail/scent
<idiom>
تشخیص جای پای انسان یا حیوان
burnt offerings
حیوان یا خوراکی که در معبد سوزانده میشد
autotomy
انفصال خودبخوددست یا پا یا عضو حیوان ازبدن
foreleg
پای جلو حیوان دست چارپایان
forelegs
پای جلو حیوان دست چارپایان
zoon
هر یک از حیوانات منفرد متعلق به حیوان مرکب
zoo
:پیشوند بمعنی حیوان- جانورو متحرک
zoos
:پیشوند بمعنی حیوان- جانورو متحرک
ecesis
قراردادن حیوان یا گیاهی درمحل دیگری
burnt offering
حیوان یا خوراکی که در معبد سوزانده میشد
breeding grounds
جایی که در آن حیوان ویژهای تولید مثل میکند
teamster
راننده یک جفت حیوان یا دستگاه اسب ودرشکه
beard
هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
animalist
مصور حیوانات معتقد به حیوان صفتی انسان
beards
هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
breeding ground
جایی که در آن حیوان ویژهای تولید مثل میکند
linebreeding
پرورش نژاد انسان یا حیوان درجهت یا هدف معینی
snails
وقت تلف کردن انسان یا حیوان تنبل وکندرو
beak-head
[آذینی از مجموعه سر حیوان، پرنده یا انسان یا منقاری رو به پایین]
to live like animals
[in a place]
مانند حیوان زندگی کردن
[اصطلاح تحقیر کننده ]
snail
وقت تلف کردن انسان یا حیوان تنبل وکندرو
centaur
حیوان افسانهای با بالاتنه انسان وپایین تنه اسب قنطورس
centaurs
حیوان افسانهای با بالاتنه انسان وپایین تنه اسب قنطورس
chuck
جوجه مرغ تکان صدایی که برای راندن حیوان بکار میرود
chucks
جوجه مرغ تکان صدایی که برای راندن حیوان بکار میرود
chucked
جوجه مرغ تکان صدایی که برای راندن حیوان بکار میرود
spoon
طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
horse design
نقش اسب
[در اغلب طرح های شکارگاهی از این حیوان استفاده می شود.]
spoons
طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spooned
طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spooning
طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
arabesque
منبت کاری
[تزئین شده با شاخه ها، برگ ها و میوه ها یا صورتک های انسان و حیوان]
deep motif
نگاره گوزن و غزال
[که در فرش های حیوان دار و باغی ایران، هند و چین بکار می روند.]
animal design
طرح حیواندار
[شکل حیوان در فرش های حیواندار و گل باغی]
wool sorting
دسته بندی الیاف
[بر اساس طول الیاف، ناحیه چیده شدن از بدن حیوان و رنگ پشم]
brutify
وحشی یا حیوان صفت کردن وحشی شدن
zooid
شبه جانور شبه حیوان
dead wool
پشم مرده
[که از بدن حیوان مرده یا ذبح شده توسط مواد شیمیایی جدا شده و خاصیت رنگ پذیری خوبی ندارد.]
pictorial rug
قالیچه های تصویری
[قالیچه های پرتره]
[در اینگونه فرش ها نگاره های معمول فرش ها استفاده نمی شود و در آن از تصاویر انسان، حیوان، طبیعت، بناها و حوادث تاریخی بهره می گیرند. به آن نقش غلط نیز می گویند.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com