Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 213 (11 milliseconds)
English
Persian
reed
الت موسیقی بادی
Search result with all words
wind instrument
الات موسیقی بادی
wind instruments
الات موسیقی بادی
saxophone
نوعی الت موسیقی بادی
saxophones
نوعی الت موسیقی بادی
fugue
نوعی الت بادی موسیقی
fugues
نوعی الت بادی موسیقی
aeolian harp
آلت موسیقی بادی شبیه به جعبه
euphonium
یکجورالت موسیقی بادی
reed organ
یکنوع الت موسیقی بادی
reed pipe
لوله یا نای الات موسیقی بادی
reed stop
کلید یا جا انگلشتی الات موسیقی بادی
woodwind
موسیقی برای سازهای بادی چوبی
Other Matches
air bedding
لایههای لاستیکی بادی بالشتکهای بادی
play by ear
<idiom>
توانایی اجرای موسیقی تنها با گوش وبدون خواندن موسیقی
melodies
مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
melody
مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
to sight-read something
از روی ورقه
[نت موسیقی]
آلت موسیقی بازی کردن
musicom
یک زبان برنامه نویسی تصنیفی که روش هایی برای تولید تصنیفهای موسیقی اصیل بعلاوه موسیقی ترکیبی ارائه میدهد
MIDI Mapper
برنامه پشتیبانی شده با windows که به کاربران MIDI با تجربه امکان تغییر نحوه ارسال نت موسیقی به دستگاههای موسیقی به PC را بیان میکند
MIDI file
فایل ذخیره شده روی PC که حاوی نتهای موسیقی و اطلاعات صوتی است که توسط کارت وسط MIDI به قطعه موسیقی ارسال میشود
pneumatic
بادی
blowy
بادی
flatuous
بادی
body shirt
بادی
airgun
تفنگ بادی
fly ash
خاکستر بادی
at first blush
در بادی امر
air pump
تلمبهء بادی
air blast transformer
مبدل بادی
air operated horn
شیپور بادی
quicksand
ماسه بادی
lanterns
چراغ بادی
air gun
تفنگ بادی
dune sand
ماسه بادی
lantern
چراغ بادی
air hammer
چکش بادی
blowtube
تفنگ بادی
blowgun
تفنگ بادی
air bed
تشک بادی
blow gun
تفنگ بادی
aeromotor
موتور بادی
pneumatic riveting
پرچکاری بادی
marine sand
ماسه بادی
pneumatic
لاستیک بادی
airgun
سلاح بادی
windmill
اسیاب بادی
air rifles
تفنگ بادی
air rifle
تفنگ بادی
windmills
اسیاب بادی
wind generator
مولد بادی
wind erosion
فرسایش بادی
wind current
جریان بادی
wind corrosion
ساییدگی بادی
hurricane lamp
چراغ بادی
hurricane lamps
چراغ بادی
air brake
ترمز بادی
running sand
ماسه بادی
air brakes
ترمز بادی
pneumatic fender
دفرای بادی
airguns
سلاح بادی
pneumatic hammer
چکش بادی
pneumatic press
پرس بادی
pneumatic tire
لاستیک بادی
pneumatic tools
اسبابهای بادی
pop gun
تفنگ بادی
sailboat
قایق بادی
blow pipe
تفنگ بادی
sailboats
قایق بادی
airguns
تفنگ بادی
air operated pendulum type screen wiper
بادامک پاندولی بادی
sailing
قایقرانی با قایق بادی
schooner
نوعی قایق بادی
schooners
نوعی قایق بادی
air operated press
پرس بادی پنوماتیکی
sailings
شراع کشتی بادی
sailed
مسافرت با قایق بادی
square rigger
نوعی کشتی بادی
vane of windmill
پره اسیاب بادی
sail arm
پره اسیاب بادی
fresh breeze
بادی که ساعتی 23 کیلومتربوزد
eolation
سنگ فرسایی بادی
self moved
دارای حرکت بادی
sail
شراع کشتی بادی
sail
مسافرت با قایق بادی
sailed
شراع کشتی بادی
auxiliary sailing vessel
کشتی بادی موتوردار
chipping hammer
چکش بادی اهنبر
chipping hammer
چکش بادی اهن بر
sailings
مسافرت با قایق بادی
riveting hammer
چکش بادی پرچ
popgun
تفنگ بادی بچگانه
yaghtman's anchor
لنگر قایقهای بادی کوچک
ophicleide
یکجور ساز بادی برنجین
quartering
بادی که با زاویه کج بطرفی می وزد
windmill
هر چیزی شبیه اسیاب بادی
primafacie
در بادی امر قابل قبول
an off shore wind
بادی که از سوی دریا بوزد
peabody picture vocabulary test
ازمون واژگان مصور پی بادی
balloon tire
لاستیک بادی عاج دار
windmills
هر چیزی شبیه اسیاب بادی
to go for a sail
با کشتی بادی سفریاگردش کردن
yacht
کرجی بادی یا بخاری مخصوص تفرج
yachts
کرجی بادی یا بخاری مخصوص تفرج
meter rule
مقررات مربوط به ساختن قایقهای بادی
to sail
[for]
با کشتی بادی آغاز به سفر کردن
[به]
fresh gale
بادی که با سرعت ساعتی 93تا 64 میل بوزد
fishtail wind
بادی که مداوما به چپ وراست یا جلو و عقب تغییرجهت میدهد
chute
سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
chutes
سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
english horn
نوعی ساز بادی چوبی انگلیسی که دارای دوزبانه است
open jet tunnel
تونل بادی که قسما کار ان باز بوده و فاقد دیواره میباشد
closed jet tunnel
تونل بادی نه الزاما با مداربسته بلکه قسمت اصلی ان کاملا بسته است
ragtime
در موسیقی
treble clef
موسیقی
treble staff
موسیقی
ear for music
موسیقی
music
موسیقی
music synthesizer
ایجادکننده موسیقی
music therapy
موسیقی درمانی
musical ability
توانش موسیقی
musical language
زبان موسیقی
musicality
برابری با موسیقی
musicality
ذوق موسیقی
musicalness
برابری با موسیقی
discos
موسیقی دیسکو
instructor of music
مشاق موسیقی
make music
موسیقی ساختن
electronic music
موسیقی الکترونیکی
euterpe
الهه موسیقی
fa
چهارمین نت موسیقی
musicalness
ذوق موسیقی
musicologist
موسیقی شناس
musicology
موسیقی شناسی
boogied
موسیقی بوگی
boogied
موسیقی راک
boogie
موسیقی بوگی
boogie
موسیقی راک
boleros
موسیقی بولرو
jazz
موسیقی جاز
instrumentally
با الت موسیقی
subdominant
نت چهارم موسیقی
beats
ضربت موسیقی
noteless
غیر موسیقی
disco
موسیقی دیسکو
chamber music
موسیقی مجلسی
beat
ضربت موسیقی
boogies
موسیقی بوگی
boogies
موسیقی راک
boogieing
موسیقی بوگی
philharmonic
عاشق موسیقی
boogieing
موسیقی راک
unvocal
بدون موسیقی
musical instruments
الت موسیقی
concerto
قطعه موسیقی
concertos
قطعه موسیقی
musician
موسیقی دان
musicians
موسیقی دان
noting
نت موسیقی نوشتن
notes
نت موسیقی نوشتن
note
نت موسیقی نوشتن
fortes
موسیقی بلند
forte
موسیقی بلند
pricks
نقطه نت موسیقی
background sound
موسیقی پس زمینه
background music
موسیقی پس زمینه
opuses
قطعه موسیقی
opus
قطعه موسیقی
musical instrument
الت موسیقی
ragtime
موسیقی ضربی
carillons
زنگهای موسیقی
carillon
زنگهای موسیقی
music hall
سالن موسیقی
music halls
سالن موسیقی
quire
گروه کر
[موسیقی]
pricking
نقطه نت موسیقی
ambient music
موسیقی پس زمینه
pricked
نقطه نت موسیقی
background music
موسیقی متن
background sound
موسیقی متن
play music
موسیقی ساختن
ambient music
موسیقی متن
computer music
موسیقی کامپیوتری
devotion to music
دلبستگی به موسیقی
prick
نقطه نت موسیقی
pneumaticity
خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
kettledrums
کوسها
[ساز موسیقی]
timpano
کوس
[ساز موسیقی]
timpano
دهل
[ساز موسیقی]
timpani
کوسها
[ساز موسیقی]
to play
[the]
harp
چنگ زدن
[موسیقی]
timpani
تیمپانی ها
[ساز موسیقی]
kettledrums
تیمپانی ها
[ساز موسیقی]
kettledrums
دهل ها
[ساز موسیقی]
to harp
چنگ زدن
[موسیقی]
timpani
دهل ها
[ساز موسیقی]
Beautiful music ( weather ) .
موسیقی ( هوای ) قشنگ
soul music
موسیقی مذهبی سیاهپوستان
soundtrack
موسیقی ضبط شده
stroke
[guitar]
زدن
[گیتار]
[موسیقی]
anvil
سندان
[آلت موسیقی]
soundtracks
موسیقی ضبط شده
banstand
محل دستهء موسیقی
intermezzo
قطعه موسیقی کوتاه
musically
مطابق اصول موسیقی
serenading
قطعه موسیقی عاشقانه
serenades
قطعه موسیقی عاشقانه
bandsmen
عضو دستهء موسیقی
chiming
ترتیب زنگهای موسیقی
serenaded
قطعه موسیقی عاشقانه
serenade
قطعه موسیقی عاشقانه
plays
الت موسیقی نواختن
playing
الت موسیقی نواختن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com