Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
burnisher
الت پرداخت فلزات
Other Matches
metallography
شرح فلزات بررسی در ساختمان درونی فلزات
base metal
فلزات اصلی فلزات کم بها
base metals
فلزات اصلی فلزات کم بها
progress payment
پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
matt
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
matte
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
interim financing
پرداخت اقساط به طور کوتاه مدت پرداخت بینابین
usance
مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
sets of bill
نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
droppage
کسری پرداخت کسر پرداخت
fates
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
fate
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
tax evasion
عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
coinage metals
فلزات مسکوک
parting of metals
تجزیه فلزات
whitesmith
ابکار فلزات
abrasive grit
خرده فلزات
metal physics
فیزیک فلزات
dioxide; metals
دیاکسید-فلزات
post transition metals
فلزات پس واسطه
cuttings
براده فلزات
drillings
براده فلزات
noble metals
فلزات نجیب
base metal
فلزات بنیانی
scissel
دم قیچی فلزات
base metals
فلزات بنیانی
fineness
عیار فلزات
ransom
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
due bill
در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
ransoms
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
metllurgist
متخصص ذوب فلزات
native metals
فلزات خالص طبیعی
ferrous
فلزات اهن دار
metallurgical engineering
علم ذوب فلزات
melting pots
دیگ ذوب فلزات
melting pot
دیگ ذوب فلزات
non ferrous metal industry
صنعت فلزات غیراهنی
metal foulings
خرده سوفاله فلزات
metallize
روکش کردن با فلزات
molten bath
حمام ذوب فلزات
narrow band filter
صافی فلزات باریک
smeltery
کارخانه ذوب فلزات
docimasy
فن ازمایش فلزات ودواها
work hardening
سخت کاری فلزات
white bearing metals
فلزات سفید یاطاقان
metal foundry
ریخته گری فلزات
metallurgy
استخراج و ذوب فلزات
metallurgical
وابسته به فن استخراج وذوب فلزات
mills
دستگاهی که فلزات را تراش میدهد
electrometallurgy
ذوب فلزات بوسیله برق
metallurgy
فن استخراج وذوب فلزات فلزگری
electro plating
ابکاری فلزات به کمک برق
metalline
فلزی اغشته به نمک فلزات
mill
دستگاهی که فلزات را تراش میدهد
carats
درجه خلوص فلزات پربها
carat
درجه خلوص فلزات پربها
tumbling barrel
غلتک مخصوص صیقل فلزات
pyrometallurgy
استخراج فلزات در اثر حرارت
founding
علم ذوب وریختن فلزات
assays
عیارگیری فلزات گران قیمت
assay
عیارگیری فلزات گران قیمت
edging machine
دستگاه خم کننده لبه فلزات
cupellation
گرفتن فلزات قیمتی از سرب
sullage
مواد اضافی فلزات مذاب
bullion
شمش فلزات با عیار معین
nonferrous
غیراهنی فلزات غیر اهنی
metallurgists
متخصص قال کردن فلزات
joming test
ازمایش تعیین سختی فلزات
metallurgist
متخصص قال کردن فلزات
necks
کم شدن ناگهانی مقاطع فلزات نرم
neck
کم شدن ناگهانی مقاطع فلزات نرم
extrusion
شکل دادن گرم یا سرد فلزات
vicker's diamond hardness tester
دستگاه ازمایش تعیین سختی فلزات
transmutation of metals
استحاله فلزات باعلم کیمیا کیمیاگری
hydrometallurgy
استخراج یاتهیه فلزات بوسیله اب یا مایعات
snips
قیچی دستی برای بریدن ورقات فلزات
dross
کف روی سطح فلزات مذاب مواد خارجی
electrometallurgy
صنعت ذوب فلزات با سیستمهای پیشرفته الکتریکی
metallurgic
وابسته بفن استخراج و قال کردن فلزات
cold working property
قابلیت عملیات شکل دهی وچکش کاری فلزات
picking
پاک مردن سطح فلزات بوسیله محلولهای شیمیائی
die casting
ریختن فلزات تحت فشار ریخته گری حدیدهای
flame cleaning
تمیزکردن سطح فلزات به کمک اشعه اکسی استیلن
finery
زر و زیور جامه پر زرق و برق کارخانه تصفیه فلزات
carnet
اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
rivet test
ازمایش تعیین مقاومت فلزات جهت ساختن میخ پرچ
drier
ترکیباتی از فلزات که برای تسریع در خشک شدن رنگهابکار میرود
hand forming
شکل دادن فلزات تورق پذیر باابزارهای دستی و بلوکهای دقیق
dispersion hardening
سخت گردانی فلزات با پراکندن ذرات ریزی با فازهای مختلف داخل ان
billon
الیاژی از طلا ونقره یامس یا قلع ویا سایر فلزات کم ارزش
compass compensation
تنظیم قطب نما از نظر اثر نیروی مغناطیسی فلزات مجاور
passivating
پوشاندن سطح فلزات با لایهای از مواد خنثی یا بی اثربرای جلوگیری از خوردگی الکتروشیمیائی
claim for indemnification
ادعای تضمین خسارت مطالبه پرداخت خسارت مطالبه پرداخت غرامت
cold work
عملیات شکل دادن و چکش کاری فلزات در حالت سرد ودر دماهای پایین
ability to pay principle of taxation
اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
to anneal
سخت کردن
[روند گرمایش و سرمایش آهسته جهت سفت شدن و کاهش شکنندگی]
[فلزات]
[مهندسی]
crocus cloth
پارچه زبری که اکسید فریک قرمزرنگ فریف و ریزسایندهای روی سطح ان قرارگرفته و برای جلا دادن فلزات بکارمیرود
subscribed
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribe
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribes
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribing
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
azoth
جیوه که کیمیاگران قدیم انراماده اصلی فلزات میدانستند جیوه
metallic thread
نخ زربفت
[اینگونه نخ ها که از تابیده شدن ورقه های نازک طلا، نقره و یا دیگر فلزات بدور نخ تهیه می شوند، جهت تزئین فرش بکار رفته.]
dividend warrant
چک پرداخت سود سهام اجازه پرداخت سود سهام
finishing touches
پرداخت
expenditure
پرداخت
payments
پرداخت
glazes
پرداخت
finishing
پرداخت
bleaching
پرداخت
pt
پرداخت
glaze
پرداخت
settlements
پرداخت
remitment
پرداخت
outlay
پرداخت
finish
پرداخت
furbisher
پرداخت گر
disbursement
پرداخت
glosser
پرداخت گر
payment
پرداخت
refunds
پس پرداخت
refunding
پس پرداخت
refunded
پس پرداخت
refund
پس پرداخت
discharging
پرداخت
finishes
پرداخت
pays
پرداخت
discharge
پرداخت
renderings
پرداخت
pay
پرداخت
rendering
پرداخت
making good
پرداخت
trim
پرداخت
refinishing
پرداخت
discharges
پرداخت
lustreer
پرداخت
burnisher
پرداخت گر
settlement
پرداخت
paying
پرداخت
polishes
پرداخت
polish
پرداخت
defrayal
پرداخت
subscription
تعهد پرداخت
on account payment
پیش پرداخت
punctual payment
پرداخت در سر وعده
earnest money
پیش پرداخت
part payment
پرداخت اقساطی
casual payment
پیش پرداخت
overpayment
پرداخت اضافی
deferred payment
پرداخت اتی
progress payments
پرداخت تدریجی
prompt payment
پرداخت فوری
installment payment
پرداخت قسطی
reimbursable
قابل پرداخت
date of maturity
موعد پرداخت
burnishing
پرداخت کاری
remittable
قابل پرداخت
d. note
درخواست پرداخت
outstandingly
پرداخت نشده
outstanding
پرداخت نشده
monthly payment
پرداخت ماهانه
date of payment
موعد پرداخت
remittance
پرداخت تادیه
deferred payment
پرداخت معوق
finisher
پرداخت کننده
non payment
عدم پرداخت
final payment
پرداخت نهایی
renditions
پرداخت تحویل
rendition
پرداخت تحویل
money back
تضمین پرداخت
remittances
پرداخت تادیه
remittal
گذشت پرداخت
back freigt
پرداخت کرایه
payment in full
پرداخت تمام
advance payment
پیش پرداخت
payment in full
پرداخت کامل
payment in kind
پرداخت غیرنقدی
payment in kind
پرداخت جنسی
payment by installments
پرداخت قسطی
bilk
گذاشتن از پرداخت
payment stopped
توقف پرداخت
demand for payment
تقاضای پرداخت
payment terms
شرایط پرداخت
advice note
دستورپیش پرداخت
payment in due cource
پرداخت به موقع
payable on demand
پرداخت عندالمطالبه
average payment
پرداخت متوسط
payer
پرداخت کننده
annual payment
پرداخت سالیانه
payment by instalments
پرداخت به اقساط
payment in advance
پیش پرداخت
interim financing
پرداخت موقت
payable at sight
پرداخت دیداری
payor
پرداخت کننده
planishing tool
ابزار پرداخت
pay off
پرداخت کردن
diamond polishing
پرداخت الماسی
indemnification
پرداخت غرامت
imprest
پیش پرداخت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com