English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 186 (9 milliseconds)
English Persian
telegraph alphabet الفبای تلگراف
telegraphic alphabet الفبای تلگراف
Search result with all words
morse alphabet or code الفبای خط و نقطه که شخصی بنام morse برای تلگراف اختراع کرد
Other Matches
wires تلگراف کردن تلگراف زدن
wire تلگراف کردن تلگراف زدن
finger alphabet الفبای انگشتی
futhorc الفبای فوتارک
Roman alphabet الفبای لاتین
phonetic alphabet الفبای مکالماتی
phonetic alphabet الفبای صوتی
deaf and dumb alphabet الفبای کروگنگ
manual alphabet الفبای انگشتی
embossed alphabet الفبای برجسته
phonetic alphabet الفبای صوتی یا اوایی
IPA الفبای آوانگار بینالمللی
five unit code الفبای پنج گانه
E, e (E's, e's) حرف پنجم الفبای انگلیسی
nu سیزدهمین حرف الفبای یونانی
s نوزدهمین حرف الفبای انگلیسی
o پانزدهمین حرف الفبای انگلیسی
q هفدهمین حرف الفبای انگلیسی
omega اخرین حرف الفبای یونانی
qoph نوزدهمین حرف الفبای عبری
n چهاردهمین حرف الفبای انگلیسی
mu حرف دوازدهم الفبای یونانی
e پنجمین حرف الفبای انگلیسی
epsilon پنجمین حرف الفبای یونانی
f ششمین حرف الفبای انگلیسی
lambda یازدهمین حرف الفبای یونانی
g حرف هفتم الفبای انگلیسی
h هشتمین حرف الفبای انگلیسی
j دهمین حرف الفبای انگلیسی
k یازدهمین حرف الفبای انگلیسی
l دوازدهمین حرف الفبای انگلیسی
m سیزدهمین حرف الفبای انگلیسی
d حرف چهارم الفبای انگلیسی
alphas حرف اول الفبای یونانی
alpha حرف اول الفبای یونانی
K, k (K's, k's) حرف یازدهم الفبای انگلیسی
L, l (L's, l's) حرف دوازدهم الفبای انگلیسی
M, m (M's, m's) حرف سیزدهم الفبای انگلیسی
O, o (O's, o's) حرف پانردهم الفبای انگلیسی
P, p (P's, p's) حرف شانزدهم الفبای انگلیسی
Q, q (Q's, q's) حرف هفدهم الفبای انگلیسی
R, r (R's, r's) حرف هجدهم الفبای انگلیسی
S, s (S's, s's) حرف نوزدهم الفبای انگلیسی
gammas حرف سوم الفبای یونانی
gamma حرف سوم الفبای یونانی
betas دومین حرف الفبای یونانی
beta دومین حرف الفبای یونانی
J, j (J's, j's) حرف دهم الفبای انگلیسی
I, i (I's, i's) حرف نهم الفبای انگلیسی
B, b (B's, b's) حرف دوم الفبای انگلیسی
T, t (T's, t's) حرف بیستم الفبای انگلیسی
I نهمین حرف الفبای انگلیسی
C, c (C's, c's) حرف سوم الفبای انگلیسی
D, d (D's, d's) حرف چهارم الفبای انگلیسی
N, n (N's, n's) حرف چهاردهم الفبای انگلیسی
F, f (F's, f's) حرف ششم الفبای انگلیسی
G, g (G's, g's) حرف هفتم الفبای انگلیسی
H, h (H's, h's) حرف هشتم الفبای انگلیسی
A, a (A's, a's) حرف اول الفبای انگلیسی
telegraphy فن تلگراف
telegraphy تلگراف
telegraphed تلگراف
cablegram تلگراف
cabled تلگراف
telegrams تلگراف
telegram تلگراف
telegraphing تلگراف
telegraphs تلگراف
cable تلگراف
telegraph تلگراف
telegraphically با تلگراف
v حرف بیست و دوم الفبای انگلیسی
u بیست و یکمین حرف الفبای انگلیسی
iota حرف نهم الفبای یونانی نقطه
og الفبای پیشین و ایرلندی که 02 حرف داشت
p شانزدهمین حرف الفبای زبان انگلیسی
y بیست و پنجمین حرف الفبای انگلیسی
x حرف بیست و چهارم الفبای انگلیسی
w بیست و سومین حرف الفبای انگلیسی
i , i حرف نهم الفبای انگلیسی برابر با
X, x (X's, x's) حرف بیستو چهارم الفبای انگلیسی
Y, y (Y's, y's) حرف بیستو پنجم الفبای انگلیسی
W, w (W's, w's) حرف بیستو سوم الفبای انگلیسی
V, v (V's, v's) حرف بیستو دوم الفبای انگلیسی
Z, z (Z's, z's) حرف بیستو ششم الفبای انگلیسی
U, u (U's, u's) حرف بیست و یکم الفبای انگلیسی
telegraph engineering تکنیک تلگراف
radiotelegraph رادیو تلگراف
radiotelegraphic تلگراف بی سیم
radiotelegraphy تلگراف بی سیم
synchronous telegraphy تلگراف همزمان
telegraph key تکمه تلگراف
spark sending تلگراف جرقهای
radioteletype تلگراف بی سیم
relay magnet رله تلگراف
telegraph apparatus دستگاه تلگراف
telegraph cable کابل تلگراف
telegraph relay رله تلگراف
telegrapher تلگراف کننده
telegraphic key شستی تلگراف
cable تلگراف کردن
cabled سیم تلگراف
cable سیم تلگراف
cabled تلگراف کردن
dispenser نافرهزینه تلگراف
dispensers نافرهزینه تلگراف
wireless تلگراف بی سیم
wirelesses تلگراف بی سیم
wireless telegraphy تلگراف بیسیم
duplex telegraphy تلگراف دو جهتی
radiotelegraph تلگراف بی سیم
telegraphing دستگاه تلگراف
phonoplex telegraphy تلگراف فونوپلکس
telegrams تلگراف کردن
telegraphed دستگاه تلگراف
telegraph دستگاه تلگراف
impluse telegraphy تلگراف ایمپولزی
telegraphed تلگراف کردن
multiple telegraphy تلگراف چندگانه
telegraph تلگراف کردن
line telegraphy تلگراف خطی
telegraphing تلگراف کردن
radio telegraphy تلگراف بیسیم
duplex telegraphy تلگراف دوگانه
central office تلکس و تلگراف
by wire بوسیله تلگراف
telegraphs تلگراف کردن
telegraphs دستگاه تلگراف
telegram تلگراف کردن
uncial وابسته بحروف الفبای قدیم یونان و روم
b دومین حرف الفبای انگلیسی که ازحروف بی صداست
z بیست و ششمین و اخرین حرف الفبای انگلیسی
pi حرف شانزدهم الفبای یونانی عدد هشتاد
aerogram مخابره با تلگراف بی سیم
keyboard printing telegraph تلگراف ثبات تکمهای
central telegraph office مرکز تلگراف اصلی
interband telegraphy تلگراف باند میانی
ink writer در تلگراف مرکب نویس
rewire دوباره تلگراف زدن
rewired دوباره تلگراف زدن
rewires دوباره تلگراف زدن
fire alarm telegraph تلگراف اتش سوزی
rewiring دوباره تلگراف زدن
quadruplex telegraphy تلگراف تمام جهتی
quadruplex circuit تلگراف تمام جهتی
quadruplex telephony تلگراف تمام جهتی
multiplex telegraphy تلگراف چند جهتی
surface line خط تلفن و تلگراف تعجیلی
radiotelegram مخابره تلگراف بیسیم
radiotelegraphic تلگراف رادیویی کردن
trunk تلگراف یا تلفن بدنه
trunks تلگراف یا تلفن بدنه
polar duplex telegraphy تلگراف دو جهتی قطبی
wireway سیم تلگراف و تلفن
radiotelegraph تلگراف رادیویی کردن
upsilon نام حرف بیستم الفبای یونانی که بدین شکل
heliographic مربوط به مخابره تلگراف افتابی
phantoplex telegraphy تلگراف چهار سیمی مرکب
cable پیغام تلگرافی تلگراف زدن
cabled پیغام تلگرافی تلگراف زدن
surface line خط تلگراف یا تلفن روی زمینی
wireless بابی سیم تلگراف مخابره کردن
wirelesses بابی سیم تلگراف مخابره کردن
ccitt کمیته مشاوره بین المللی تلگراف وتلفن
c سومین حرف الفبای انگلیسی و غالب السنه غربی هرچیزی درمرتبه سوم
relay دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
relays دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
relayed دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
phonopore اسبابی که بوسیله ان مخابرات تلفنی را ازتوی سیم تلگراف می گذراند
DC روش ارتباط با استفاده از باسهای روی یک مدار سیمی مثل سیستم تلگراف
ABC سه حرف اول الفبای انگلیسی که نماینده حروف الفبا است الفبا
kappa حرف دهم الفبای یونانی که معادل حرف >کاف < فارسی وK انگلیسی است
t بیستمین حرف الفبای انگلیسی هر چیزی شبیه حرف T
common carrier شرکتی دولتی که تلفن تلگراف و سایر امکانات مخابراتی را جهت عموم تهیه میکند حامل مشترک
teleprinters وسیلهای که قادر به ارسال و دریافت داده از نقط ه دور توسط مدارهای تلگراف و چاپ پیام روی چاپگر است
teleprinter وسیلهای که قادر به ارسال و دریافت داده از نقط ه دور توسط مدارهای تلگراف و چاپ پیام روی چاپگر است
r حرف " ر" هیجدهمین حرف الفبای انگلیسی
wires سیم تلگراف سیم کشی کردن
cable سیم کشی کردن تلگراف کردن
ticker دارای صدای تیک تیک تلگراف
wire سیم تلگراف سیم کشی کردن
cabled سیم کشی کردن تلگراف کردن
ems dispatch تلگراف امس عنوان واقعه مشهور ملاقات سفیر فرانسه با ویلهم اول در سال 0781 در امس که بیسمارک صدراعظم وقت المان با تحریف مفاد تلگرافی که از موضوع این ملاقات حکایت می کرد باعث بروزجنگ فرانسه و پروس شد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com