Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 151 (8 milliseconds)
English
Persian
agricultural pollution
الودگی کشاورزی
Other Matches
agribusiness
تجارت محصولات کشاورزی کار و کسب کشاورزی
farm technology
روش فنی کشاورزی تکنولوژی کشاورزی
background level
الودگی متن الودگی زمینه
air pollution monitoring
مراقبت دائمی الودگی هوا فرابینی الودگی هوا
elevator
انبار غله |
[کشاورزی]
| جای غله خیز
[کشاورزی]
infection
الودگی
infections
الودگی
sullied
الودگی
sullies
الودگی
sullying
الودگی
pollution
الودگی
pisolitic
الودگی
soilage
الودگی
muddiness
گل الودگی
water pollution
الودگی اب
filthiness
الودگی
smeariness
الودگی
contramination
الودگی
sully
الودگی
purulence
الودگی
impurity
الودگی
alloys
الودگی
filth
الودگی
stain
الودگی
stained
الودگی
staining
الودگی
stains
الودگی
contamination
الودگی
alloy
الودگی
contamination
الودگی ش م ر
mysophobia
الودگی هراسی
thermal pollution
الودگی گرمایی
somnolence
خواب الودگی
bacterization
الودگی بمیکرب
pediculosis
الودگی به شپش
moise pollution
الودگی نویزی
unspotted
بدون الودگی
drowsihead
خواب الودگی
noise pollution
الودگی صدا
air contamination
الودگی هوا
air pollution
الودگی هوا
critical pollution
الودگی بحرانی
chemical pollution
الودگی شیمیایی
biological pollution
الودگی زیستی
physiological pollution
الودگی فیزیولوژیک
pisolite
سنگ الودگی
decontamination
رفع الودگی
radioactive contamination
الودگی رادیواکتیوی
radioactive contamination
الودگی پرتوزایی
abatement
کاهش الودگی
abatement
الودگی کاهی
drowsiness
خواب الودگی
purulency
ریم الودگی
arboretum
کشاورزی
farming
کشاورزی
plantership
کشاورزی
agriculture
کشاورزی
agronomy
کشاورزی
agronomic
کشاورزی
husbandry
کشاورزی
rural
کشاورزی
agricultural
کشاورزی
tillage
کشاورزی
decontaminates
از الودگی مبرا کردن
phthiriasis
الودگی به شپش یا شپشک
cleaning station
پست رفع الودگی ش م ر
contamination control
کنترل الودگی منطقه
pollution tax
مالیات بخاطر الودگی
decontaminate
از الودگی مبرا کردن
decontaminated
از الودگی مبرا کردن
crankcase mist detector
اشکارساز الودگی روغن
air pollution index
نمایه الودگی هوا
air pollution episode
رویداد الودگی هوا
decontaminating
از الودگی مبرا کردن
air pollution index
شاخص الودگی هوا
agriculture
کشاورزی برزگری
to follow the plough
کشاورزی کردن
agricultural products
محصولات کشاورزی
agricultural projects
طرحهای کشاورزی
agricultural investigation
تجسسات کشاورزی
agricultural implements
الات کشاورزی
farming
کشاورزی برزیگری
manure
کود کشاورزی
agricultral waste
پسماند کشاورزی
agricultural cooperatives
تعاونیهای کشاورزی
agricultural credit
اعتبار کشاورزی
agricultural economics
اقتصاد کشاورزی
agricultural fluctuations
نوسانهای کشاورزی
vegetable soil
خاک کشاورزی
extensive agriculture
کشاورزی وسیع
extensive agriculture
کشاورزی سطحی
farm labors
کارگران کشاورزی
farm surplus
مازاد کشاورزی
agricultural sector
بخش کشاورزی
farm yields
بازده کشاورزی
agricultural revolution
انقلاب کشاورزی
decontaminated
رفع الودگی ضد عفونی کردن
decontaminating
رفع الودگی ضد عفونی کردن
squalor
درهم وبرهمی وکثافت الودگی
decontaminates
رفع الودگی ضد عفونی کردن
smutch
اثر ویا نشان الودگی
decontaminate
رفع الودگی ضد عفونی کردن
trend
الودگی لوزه وحلق وگلوباسیل
trends
الودگی لوزه وحلق وگلوباسیل
elevator
انبار دانه
[کشاورزی]
hay loader
لودر یونجه
[کشاورزی]
sovkhoz
موسسه کشاورزی وروستایی
ageicultural
مربوطبه کشاورزی یاکشتکاری
agricultural mechanization
ماشینی کردن کشاورزی
geoponic
مربوط به کشاورزی یاکشتکاری
agricultural planning
برنامه ریزی کشاورزی
agricultural support policy
سیاست حمایت از کشاورزی
agriculturalist
دانشجوی دانشکدهء کشاورزی
extensive agricultuse
کشاورزی غیر محدود
agriculturist
دانشجوی دانشکدهء کشاورزی
anticrop agent
عامل ضدمحصولات کشاورزی
agroecosystem
بوم سازگان کشاورزی
georgic
وابسته به کشاورزی روستایی
agricultural extension services
خدمات ترویج کشاورزی
outturn
محصول کشاورزی یاصنعتی
raw produce
محصول طبیعی یا کشاورزی
trichinosis
الودگی باتریشین یا کرم گوشت خوک
narcosis
حالت بی حسی وخواب الودگی بی حالی
hacienda
بنگاه کشاورزی یا معدن ومانند ان
farm price supports
حمایت از قیمت کالاهای کشاورزی
agricultural labor productivity
بهره دهی کارگر کشاورزی
He reanimated the Iranian agriculture.
کشاورزی ایران رازنده کرد
granger
عضو انجمن پشتی بانان کشاورزی
basic crops
محصولات کشاورزی اساسی مانند گندم
agricultural price policy
سیاست تعیین قیمت محصولات کشاورزی
bleaching materiel
پودر شستشو برای رفع الودگی عوامل شیمیایی
danc solution
نوعی محلول شیمیایی برای رفع الودگی عوامل تاول زا
combine
[combine harvester]
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
extensive cultivation
بالا بردن مقدارمحصول کشاورزی از طریق استفاده از زمین
latifundium
ملک کشاورزی باوسایل اولیه که برده ها در ان کارمیکرده اند
combine harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
harvester-thresher
[rare]
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combined harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
corn harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
wet filter
فیلتری که در ان فیلمی ازمایع که روی سطح المنت قرارگرفته مانع از عبور ذرات و و الودگی میشود
area of military significant fallout
منطقه الودگی شدید به موادرادیواکتیو منطقه ریزش شدیداتمی
food and agricultural organization
از موسسات وابسته به سازمان ملل متحدکه به سال 5491 تاسیس وهدفش بررسی وضع تولیدمحصولات کشاورزی و سایراغذیه است
narcolepsy
حالت خواب الودگی ومیل شدیدبه خواب
self binder
ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
anticrop operations
عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
new deal
برنامه توسعه اقتصادی فرانکلین روزولت پس از سالهای بعداز بحران بزرگ درامریکا که دران کمک به کشاورزی بازنشستگی وبیمه بیکاری و غیره گنجانیده شده است
pediculosis
الودگی به شپشک شپشک داشتن
agroecosystem
اکوسیستم کشاورزی اکوسیستم زراعی
verminosis
ابتلا به کرمهای انگلی الودگی به کرمهای انگلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com