Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 41 (1 milliseconds)
English
Persian
aluminiferous
الومینیوم دار
aluminous
الومینیوم دار
Search result with all words
aluminum
فلز الومینیوم الومینیوم بنام اختصاری
bauxite
هیدروکسید الومینیوم بوکسیت
aluminium
فلز الومینیوم الومینیوم بنام اختصاری
aluminium
الومینیوم
turquoise
فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
turquoises
فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
sapphire
سیلیکات الومینیوم و منیزیم
sapphires
سیلیکات الومینیوم و منیزیم
alaminum
الومینیوم
alclad
نوعی ورقه از الیاژ الومینیوم
alodine
نوعی روکش شیمیایی جهت قطعات الیاژ الومینیوم
alum
سولفات مضاعف الومینیوم و پتاسیم
alumetize
الومینیوم روی فولاد باپیستوله تزریق شده و سپس گداخته می گردد
alumina
گل پاک یا اکسید الومینیوم
alumina
اکسید الومینیوم
aluminium foil
کاغذ الومینیوم
aluminize
روکش بااب الومینیوم دادن
aluminize
روکش ساختن از الومینیوم
aluminous
مربوط به الومینیوم
aluminous
محتوی الومینیوم
aluminum alloy
الیاژ الومینیوم
aluminum coat
روکش الومینیوم
aluminum coating by spraying amalgamate
روکش الومینیوم کردن امیختن
aluminum oxide
اکسید الومینیوم
aluminum paste
تکههای بسیار کوچک الومینیوم که مانع برخورداشعه ماوراء بنفش خورشیدبه سطح جسم میشوند
aluminum pigmented dope
لعاب یا پرداخت که داخل ان تکههای کوچک الومینیوم بصورت معلق پراکنده شده است
anodization
پوشش الومینیوم از اکسیدالومینیوم
anodize
روش ساخت و عملیات مربوط به الومینیوم و الیاژهای ان توسط اکسیداسیون اندیک
artificial aging
افزایش استحکام الومینیوم
bandolite
ساختار سبک وزنی از چوب بالسا با روکش الومینیوم
beryl
سیلیکات بریلیوم و الومینیوم رنگ ابی متمایل به سبز
euclase
بریلیوم و الومینیوم برنگ سبز روشن یا ابی
harmotome
سیلیکات ابدار الومینیوم وباریم که بلورهای ان بصورت جفت وصلیبی برنگهای مختلف یافت میشود
icebox rivet
میخ پرچهای الومینیوم که تاموقع مصرف باید در دمای زیر صفر نگه داشته شوند
kyanite
سیلیکات الومینیوم بفرمول 5SIO2AL
nitralloy
قطعات نیتریده شده حاوی مقادیر جزئی کربن الومینیوم کرم منیزیوم و احتمالا گوگردو غیره
thallium
عنصر فلزی مشتق از الومینیوم بعلامت TI
torpex
نوعی مواد منفجره که ازمخلوط تی ان تی و سیکلونیت و پودر الومینیوم تشکیل میشود و معمولا در اژدرهای دریایی و مین و بمبهای زیرابی به کار می رود
turquois
فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com