English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 66 (5 milliseconds)
English Persian
accelerating electrode الکترود شتابده
Other Matches
particle accelerator شتابده
accelerator شتابده
accelerators شتابده
accelerating potential پتانسیل شتابده
doughnut شتابده چنبری
doughnuts شتابده چنبری
toroid شتابده چنبری
linear accelerator شتابده خطی الکترون
post deflection الکترد شتابده ثانوی
intensifier electrode الکترد شتابده ثانوی
electrode الکترود
adherent electrode الکترود
electrodes الکترود
indicator electrode الکترود شاخص
inert electrode الکترود بی اثر
image plate الکترود تصویر
input electrode الکترود اولیه
instenifier electrode الکترود تشدیدکننده
glass electrode الکترود شیشهای
zinc electrode الکترود روی
internal electrode الکترود داخلی
main electrode الکترود اصلی
membrance electrode الکترود غشایی
metallic electrode الکترود فلزی
precipitate electrode الکترود رسوبی
reference electrode الکترود مبنا
reference electrode الکترود مرجع
gate electrode الکترود دریچهای
input electrode الکترود ورودی
focusing electrode الکترود تمرکزده
welding electrode الکترود جوشکاری
contact bar الکترود جوشکاری
collector electrode الکترود کلکتور
battery electrode الکترود باتری
auxiliary electrode الکترود کمکی
accelerating electrode الکترود شتاب ده
anodes الکترود مثبت
anode الکترود مثبت
contour electrode الکترود پروفیلی
control electrode الکترود فرمان
fluxed electrode الکترود شناور
electron collector الکترود گرداور
dipped electrode الکترود شناور
spot welding electrode الکترود جوشکاری نقطهای
specific ion electrode الکترود یون ویژه
standard electrode potential پتانسیل استاندارد الکترود
standard electrode potential پتانسیل الکترود استاندارد
sheathed electrode الکترود روکش دار
selective ion electrode الکترود یون گزین
glass membrance electrode الکترود شیشه غشایی
high potential electrode الکترود فشار قوی
precipitate electrode الکترود حالت جامد
covered electrode الکترود پوشش دار
gas sensing membrance electrode الکترود غشایی گاز حس کن
liquid membrance electrode الکترود مایع غشایی
collective electrode الکترود جمع کننده
drilling electrode الکترود مته کاری
ignition electrode الکترود اتش زنه
soild state electrode الکترود حالت جامد
craters زیر یک الکترود در جریان جوشکاری
crater زیر یک الکترود در جریان جوشکاری
cold plug شمعی با الکترود عایق شده کوتاه
pentode لامپ خلاء با پنج الکترود و سه شبکه
triode شیر ترمویونیک یا لامپ خلاء دارای سه الکترود کاتد اند وشبکه کنترل
thermionic tube لوله الکترونی که دران الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود لوله گرمایونی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com