English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
high potential electrode الکترود فشار قوی
Other Matches
cabin pressure فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
electrodes الکترود
adherent electrode الکترود
electrode الکترود
compensating relief valve شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
anode الکترود مثبت
main electrode الکترود اصلی
gate electrode الکترود دریچهای
internal electrode الکترود داخلی
focusing electrode الکترود تمرکزده
metallic electrode الکترود فلزی
membrance electrode الکترود غشایی
anodes الکترود مثبت
accelerating electrode الکترود شتابده
accelerating electrode الکترود شتاب ده
zinc electrode الکترود روی
instenifier electrode الکترود تشدیدکننده
input electrode الکترود اولیه
image plate الکترود تصویر
indicator electrode الکترود شاخص
inert electrode الکترود بی اثر
input electrode الکترود ورودی
auxiliary electrode الکترود کمکی
battery electrode الکترود باتری
dipped electrode الکترود شناور
control electrode الکترود فرمان
contour electrode الکترود پروفیلی
welding electrode الکترود جوشکاری
contact bar الکترود جوشکاری
glass electrode الکترود شیشهای
collector electrode الکترود کلکتور
precipitate electrode الکترود رسوبی
fluxed electrode الکترود شناور
reference electrode الکترود مبنا
reference electrode الکترود مرجع
electron collector الکترود گرداور
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
collective electrode الکترود جمع کننده
specific ion electrode الکترود یون ویژه
spot welding electrode الکترود جوشکاری نقطهای
standard electrode potential پتانسیل استاندارد الکترود
standard electrode potential پتانسیل الکترود استاندارد
liquid membrance electrode الکترود مایع غشایی
gas sensing membrance electrode الکترود غشایی گاز حس کن
precipitate electrode الکترود حالت جامد
drilling electrode الکترود مته کاری
soild state electrode الکترود حالت جامد
ignition electrode الکترود اتش زنه
selective ion electrode الکترود یون گزین
covered electrode الکترود پوشش دار
glass membrance electrode الکترود شیشه غشایی
sheathed electrode الکترود روکش دار
crater زیر یک الکترود در جریان جوشکاری
craters زیر یک الکترود در جریان جوشکاری
cold plug شمعی با الکترود عایق شده کوتاه
pentode لامپ خلاء با پنج الکترود و سه شبکه
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic دارای فشار یکسان خط هم فشار
triode شیر ترمویونیک یا لامپ خلاء دارای سه الکترود کاتد اند وشبکه کنترل
low head plant نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
piezoelectric ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
impluse level سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
high voltage transformer ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
thermionic tube لوله الکترونی که دران الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود لوله گرمایونی
pitot pressure فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
low voltage distribution system شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
pressures فشار
bunt فشار با سر
pressured فشار
pressure curve خم فشار
pressuring فشار
barometric pressure فشار جو
hydraulic pressure فشار اب
weight فشار
isopiestic هم فشار
low pressure فشار کم
ice push فشار یخ
isobare هم فشار
thrusts فشار
thrusting فشار
line of thrust خط فشار
thrust فشار
distraint فشار
fantod فشار
atmospheric pressure فشار جو
back pressure پی فشار
pressor فشار زا
back iron بن فشار
isobars تک فشار
pressing فشار
stress فشار
zipping فشار
zipped فشار
stroking فشار با پا
presses فشار
zip فشار
impact فشار
impacts فشار
atmosphere فشار جو
atmospheres فشار جو
compression فشار
tension فشار
strokes فشار با پا
stroked فشار با پا
stresses فشار
strains فشار
strain فشار
stressing فشار
total pressure فشار کل
constraint فشار
violence فشار
stroke فشار با پا
zips فشار
tensions فشار
pushes فشار
isobar تک فشار
press فشار
pressure فشار
water pressure فشار اب
isobar هم فشار
pressure vessel فشار
growing pains فشار
brunt فشار
exertion فشار
exertions فشار
pressure sense حس فشار
sense of pressure حس فشار
push فشار
isobars هم فشار
pushed فشار
external pressure فشار برونی
high pressure line خط فشار قوی
high tension magneto مگنت پر فشار
eyestrain فشار باصره
high tension فشار قوی
high voltage line خط فشار قوی
high tension line خط فشار قوی
tension adjustment میزان فشار
group pressure فشار گروهی
gossypium داروی فشار
high potential فشار قوی
gage pressure فشار مانومتری
gage pressure فشار گیج
forced draft هوای با فشار
The pressure of the atmosphere فشار جو ؟( اتمسفر )
high pressure فشار زیاد
high pressure area منطقه پر فشار
flux density تراکم فشار
head loss افت فشار
external pressure فشار خارجی
center of pressure مرکز فشار
compressive stress فشار تراکمی
confined water سفره اب با فشار
constant pressure فشار ثابت
contact pressure فشار تماسی
contact pressure فشار تماس
cost push فشار قیمت
cost push فشار هزینه
hydraulic pressure test ازمایش فشار اب
central head فشار مرکزی
centre of pressure مرکز فشار
ciderpress سیب فشار
ciderpress میوه فشار
pressure of time فشار زمانی
time pressure فشار زمانی
cold water test pressure ازمایش فشار اب
critical pressure فشار بحرانی
dynamic pressure فشار پویا
earth pressure فشار خاک
economic pressure فشار اقتصادی
edge pressure فشار لبه
effective pressure فشار موثر
electric tension فشار الکتریکی
end thrust فشار محوری
equilibrium pressure فشار تعادلی
equilibrium vapor pressure فشار به حد تعادل
dynamic pressure فشار دینامیکی
deflationary pressure فشار انقباضی
deflationary pressure فشار ضدتورمی
diastolic pressure فشار دیاستولی
diffraction loading منتجه فشار
direct pressure فشار مستقیم
discharge pressure فشار تخلیه
drag loading فشار کششی
drag mark محل فشار
excess pressure فشار اضافی
yerk فشار دادن
static pressure فشار ایستایی
partial pressure فشار جزئی
partial pressure فشار جزیی
starting pressure فشار استارت
standard atmospheric pressure فشار متعارفی جو
piezometry فشار سنجی
piston pressure فشار پیستون
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com