English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 183 (9 milliseconds)
English Persian
anode الکترود مثبت
anodes الکترود مثبت
Other Matches
positive قطب مثبت باطری الکتریسیته مثبت اری یا تصدیق می کنم
positive externalities صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
electrodes الکترود
electrode الکترود
adherent electrode الکترود
contour electrode الکترود پروفیلی
control electrode الکترود فرمان
metallic electrode الکترود فلزی
dipped electrode الکترود شناور
welding electrode الکترود جوشکاری
collector electrode الکترود کلکتور
accelerating electrode الکترود شتاب ده
accelerating electrode الکترود شتابده
auxiliary electrode الکترود کمکی
focusing electrode الکترود تمرکزده
battery electrode الکترود باتری
input electrode الکترود ورودی
contact bar الکترود جوشکاری
fluxed electrode الکترود شناور
inert electrode الکترود بی اثر
input electrode الکترود اولیه
gate electrode الکترود دریچهای
glass electrode الکترود شیشهای
image plate الکترود تصویر
zinc electrode الکترود روی
indicator electrode الکترود شاخص
internal electrode الکترود داخلی
reference electrode الکترود مرجع
reference electrode الکترود مبنا
main electrode الکترود اصلی
membrance electrode الکترود غشایی
electron collector الکترود گرداور
precipitate electrode الکترود رسوبی
instenifier electrode الکترود تشدیدکننده
liquid membrance electrode الکترود مایع غشایی
high potential electrode الکترود فشار قوی
glass membrance electrode الکترود شیشه غشایی
collective electrode الکترود جمع کننده
ignition electrode الکترود اتش زنه
gas sensing membrance electrode الکترود غشایی گاز حس کن
covered electrode الکترود پوشش دار
drilling electrode الکترود مته کاری
soild state electrode الکترود حالت جامد
sheathed electrode الکترود روکش دار
standard electrode potential پتانسیل الکترود استاندارد
selective ion electrode الکترود یون گزین
specific ion electrode الکترود یون ویژه
precipitate electrode الکترود حالت جامد
standard electrode potential پتانسیل استاندارد الکترود
spot welding electrode الکترود جوشکاری نقطهای
crater زیر یک الکترود در جریان جوشکاری
craters زیر یک الکترود در جریان جوشکاری
pentode لامپ خلاء با پنج الکترود و سه شبکه
cold plug شمعی با الکترود عایق شده کوتاه
justificatory مثبت
declaratory مثبت
affirmatory مثبت
positive مثبت
poss مثبت
affirmative مثبت
assertive مثبت
triode شیر ترمویونیک یا لامپ خلاء دارای سه الکترود کاتد اند وشبکه کنترل
positive transference انتقال مثبت
positive transfer انتقال مثبت
positive transmission پخش مثبت
nonposetive غیر مثبت
positively skewed چوله مثبت
positivity مثبت بودن
posivite ray پرتو مثبت
positive feedback واخوراند مثبت
zincoid قطب مثبت
positive slope شیب مثبت
positive skewness چولگی مثبت
positive sign علامت مثبت
positive correlation همبستگی مثبت
positive economics اقتصاد مثبت
positive electricity الکتریسیته مثبت
positive modulation تحمیل مثبت
positive electricity برق مثبت
positive electrode الکترد مثبت
positive modulation پخش مثبت
positive logic منطق مثبت
positive element سازه مثبت
positive glow شعله مثبت
positive film فیلم مثبت
positive wire سیم مثبت
positive lead سیم مثبت
positive side بخش مثبت
positive relation رابطه مثبت
positive reinforcement تقویت مثبت
positive pole قطب مثبت
positive acceleration شتاب مثبت
positive brush زغال مثبت
positive charge بار مثبت
positive column ستون مثبت
positive potential پتانسیل مثبت
positive plate صفحه مثبت
positive conductor سیم مثبت
positive feedback بازخورد مثبت
plus افزودن به مثبت
an a answer پاسخ مثبت
assertion افهار مثبت
hot-wiring سیم مثبت
affirmatively بطور مثبت
active balance موازنه مثبت
pro جنبه مثبت
positivism مثبت گرایی
yea رای مثبت
anodes قطب مثبت
pro- جنبه مثبت
hot-wires سیم مثبت
hot-wire سیم مثبت
hot wire سیم مثبت
aye رای مثبت
hot-wired سیم مثبت
false positive مثبت کاذب
positive balance مانده مثبت
anode قطب مثبت
affirmative اظهار مثبت
affirmative عبارت مثبت
if so در صورت مثبت
cation یون مثبت
active balance مانده مثبت
anode قطب مثبت باطری
yea-sayer گوینده [رای] مثبت
positively محققا" بطور مثبت
positive definite matrix ماتریس همیشه مثبت
take down <idiom> مثبت وضبط صحبتها
look at the world through rose-colored glasses <idiom> خیلی مثبت بودن
positive post قطب مدار مثبت
to answer in the a پاسخ مثبت دادن
cardinal عدد صحیح مثبت
positron ذره کوچک مثبت
cardinals عدد صحیح مثبت
positive skewness عدم تقارن مثبت
positive terminal قطب مدار مثبت
anodes قطب مثبت باطری
crater in positive carbon گودی کربن مثبت
yea بلکه رای مثبت
positive feeder سیم تغذیه مثبت
averment افهار قطعی یا مثبت
positive integer عدد صحیح مثبت
positive cotton effect پدیده مثبت کاتن
factorial حاصلضرب اعدادصحیح مثبت
anodize بصورت قطب مثبت در اوردن
amphoteric دارای برق مثبت و منفی
to yet had it طرف مثبت اکثریت را دارند
polar دارای الکتریسیته مثبت و منفی
positive integer عدد صحیح مثبت [ریاضی]
hydrogen ion یون +H با بار الکتریکی مثبت
anodes ترمینال الکتریکی مثبت یک وسیله
anode ترمینال الکتریکی مثبت یک وسیله
anode glow شعله مثبت فضای روشن اند
favorable balance of trade موازنه مساعد بازرگانی تراز مثبت تجاری
polarities وضعیتی که ترمینالهای مثبت و منفی مختل شوند
The pros and cons ( of something ) . جنبه های موافق ومخالف ( مثبت ومنفی )
polarity وضعیتی که ترمینالهای مثبت و منفی مختل شوند
unipolar سیگنالی که فقط از سط وح ولتاژ مثبت استفاده میکند
plus که نشان دهنده جمع دو عدد یا مقدار مثبت است
charge neutrality تساوی تقریبی ذرات مثبت ومنفی در شارههای متراکم
polarity تعریف اینکه سیگنال الکتریکی مثبت است یا متن
plus signs که نشان دهنده جمع دو عدد یا مقدار مثبت است
polarities تعریف اینکه سیگنال الکتریکی مثبت است یا متن
plus sign که نشان دهنده جمع دو عدد یا مقدار مثبت است
thermionic tube لوله الکترونی که دران الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود لوله گرمایونی
bipolar استفاده از سط وح ولتاژ مثبت و منفی برای نمایش اعداد دودویی
cation یونی با بار مثبت که در جهت اسمی جریان حرکت میکند
anticathode قطب مثبت برق صفحهء پلاتین یا تنگستن دولولهء اشعهء مجهول
favourble balance of trade تعادل مطلوب تجارتی موازنه مثبت بیشتر بودن صادرات یک کشور ازوارداتش
reversing وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
reverses وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
reversed وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
reverse وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
polarity بررسی ایکه کدام ترمینال الکتریکی مثبت و کدام یک منفی است
polarities بررسی ایکه کدام ترمینال الکتریکی مثبت و کدام یک منفی است
complementation سیستم اعداد برای نشان دادن اعداد مثبت و منفی
leontief matrix اجزاء ماتریس لئونتیف در قطراصلی اعداد مثبت و سایراجزاء ان اعداد منفی یا صفرهستند .
unipolar که پاس ولتاژ مثبت و ولتاژ صفر با اعداد دودویی نشان داده می شوند
bipolar روش ارسال که از سطح ولتاژهای متفاوت مثبت و منفی برای نمایش دودویی استفاده میکند و صفر دودویی در سطح صفر نمایش داده میشود
positive سیسم منط قی که در آن یک منط قی با سطح ولتاژ مثبت و صفر منط قی با سطح ولتاژ صفر یا منفی نشان داده میشود
non return to zero سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com