English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
free electron الکترون ازاد
Search result with all words
free electron gas گاز الکترون ازاد
free electron model الگوی الکترون ازاد
quasi free electron theory نظریه الکترون شبه ازاد
Other Matches
glide path مسیر حرکت ازاد یا پرواز ازاد هواپیما یاموشک
free gyroscope نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
high sea دریای ازاد دریای ازاد خارج از مرزکشور
negatron الکترون
electron donor الکترون ده
coelectron هم الکترون
isoelectronic هم الکترون
electrons الکترون
trace رد الکترون
traced رد الکترون
traces رد الکترون
electron الکترون
electron transition انتقال الکترون
electron transition عبور الکترون
electron tube لوله الکترون
electron volt الکترون ولت
photo electron فوتو الکترون
photo electron الکترون نوری
electron shell پوسته الکترون
electron trajectory مسیر الکترون
primary electron الکترون اولیه
bound electron الکترون بسته
secondary electron الکترون ثانوی
electron recoil بازگشت الکترون
electron spin اسپین الکترون
electron spin تنیدگی الکترون
electron energy انرژی الکترون
antibonding electron الکترون ضد پیوندی
initiating electron الکترون اغازگر
electron emitter منبع الکترون
mass of the electron جرم الکترون
nonbonding electron الکترون ناپیوندی
nuclear electron الکترون هسته
emission صدور الکترون
emissions صدور الکترون
high energy electron الکترون پر انرژی
isoelectronic ions یونهای هم الکترون
free electron الکترون غیرپیوندی
odd electron الکترون منفرد
inner shell electron الکترون درونی
electron concentration غلظت الکترون
outer shell electron الکترون بیرونی
outer shell electron الکترون رسانایی
electrophile الکترون دوست
lone electron الکترون تنها
electron capture الکترون گیراندازی
electron donor دهنده الکترون
valence electron الکترون فرفیت
valence electron الکترون رسانایی
valence electron الکترون والانس
electron drift رانش الکترون
electron emission صدور الکترون
electron emmission انتشار الکترون
electron energy کارمایه ی الکترون
conduction electron الکترون رسانش
conduction electron الکترون رسانایی
density of electron چگالی الکترون
concentration of electron چگالی الکترون
electron diffraction خمیدگی الکترون
electron deceleration دیرکرد الکترون
electron beam باریکه الکترون
electron beam اشعه الکترون
electron beam پرتو الکترون
electron beam شعاع الکترون
electron avalanche بهمن الکترون
electron affinity الکترون خواهی
electron acceptor الکترون پذیر
electron acceptor پذیرنده الکترون
electron acceleration شتاب الکترون
electronic concentration غلظت الکترون
electron conduction هدایت الکترون
electron decay تجزیه الکترون
electron decay اضمحلال الکترون
electron distribution پخش الکترون
electron focusing تمرکز الکترون
electron orbit مسیرگردش الکترون
electron mass جرم الکترون
electroneutrality الکترون خنثایی
electron flow فلوی الکترون
electron exchange تبادل الکترون
electron pair زوج الکترون
electron charge بار الکترون
electron flow سیلان الکترون ها
charge of the electron بار الکترون
electron multiplier افزاینده الکترون
electron injector الکترون افکن
electron jump پرش الکترون
electron orbit مدار گردش الکترون
rest mass of the electron جرم ساکن الکترون
electron transfer mechanism مکانیسم انتقال الکترون
electron accelerator شتاب دهنده الکترون
electron capture detector اشکارساز الکترون گیراندازی
secondary electron emission پیل ثانویه الکترون
electron pairing زوج شدن الکترون
bonding electron pair زوج الکترون پیوندی
electron pair bond پیوند زوج الکترون
electron spin resonance رزونانس اسپین الکترون
electron pair زوج الکترون حفره
elementary charge بار الکترون [فیزیک]
electron attachment پیوستگی یا وابستگی الکترون
linear accelerator شتابده خطی الکترون
electron deceleration کندی حرکت الکترون
electrophilic addition افزایش الکترون دوستی
electrophilic reagent واکنشگر الکترون دوست
outer shell electron الکترون لایه بیرونی
transmission electron micrograph ریزنگار انتقال الکترون
electroosmotic effect اثر الکترون اسمزی
supressor grid شبکه الکترون بند
unpaired electron الکترون جفت نشده
electron charge mass ratio چگالی بار الکترون
electron gun لوله پرتاب الکترون
electron paramagnetic resonance رزونانس پارامغناطیسی الکترون
lone pair electron زوج الکترون تنها
lone pair electron زوج الکترون ناپیوندی
electron deficient molecules مولکولهای با کمبود الکترون
delocalized electron الکترون غیر مستقر
electron transit time زمان عبور الکترون
electrophilic attack حمله الکترون دوستی
electron multiplier فزون ساز الکترون
pictures حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
electron releasing substituent گروه استخلافی الکترون دهنده
electron spin resonance [ESR] تشدید پارامغناطیس الکترون [فیزیک]
electrosensitive چاپ با کاغذ حساس به الکترون
electrophilic aromatic substitution استخلاف الکترون دوستی اروماتیکی
electron withdrawing substituent گروه استخلافی الکترون کشنده
Electron paramagnetic resonance [EPR] تشدید پارامغناطیس الکترون [فیزیک]
picturing حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
picture حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
photon تنها یک الکترون تابش شود
pictured حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
free enterprise اقتصاد ازاد اقتصاد بازار ازاد
left hand rule for electron flow قاعده چپگرد برای جریان الکترون
beams مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
beam مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
right hand rule for electron flow قاعده راست گرد برای جریان الکترون
statcoulomb [statC] استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
electrostatic unit of charge [esu] استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
electron beam رشته باریک الکترون با سرعت بالا در یک جهت
franklin [Fr] استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
hall effect شرح تاثیر میدان مغناطیسی روی جریان الکترون ها
charge 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
line flyback اشعه الکترون که از انتهای سکن به ابتدای بعدی می رود
charges 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
photoemission خروج الکترون از فلز در اثرنیروی تابشی نور وغیره
beams حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
beam حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
klystron لوله الکترون نوسان ساز باسرعت مدوله شده
inelastic spectroscopy electrontunneling طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
photoemissive مادهای که در اثر روشنایی یانور از خود الکترون تابش میکند
flyback اشعه تصویر الکترون که از انتهای یک اسکن به ابتدای دیگری می رود
EBR ضبط خروجی از کامپیوتر مستقیماگ روی میکروفیلم با استفاده از اشعه الکترون
phosphor اندازه نور تولید شده در مقایسه با انرژی دریافتی از اشعه الکترون
i.e.t.s tunneling inelasticelectron spectroscopy طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
phototude لوله الکترون دارای کاتد و اندکه بترتیب فوتون تابش وجذب می کنند
antimatter جسمی که حاوی مادهء ضد خود نیز باشد مثل ضدالکترون بجای الکترون
electronics شاخهای از علم فیزیک که درباره صدوروحرکت و تاثیرات الکترون درخلا و گازهاوهمچنین استفاده ازدستگاههای الکترونی بحث میکند
electronics دانش به کارگیری مط العه الکترون ها و خصوصیات آنهابرای محصولات تولید شده مثل یک قطعه یاکامپیوتر یا ماشنی حساب یا تلفن
self-service ازاد
slack water اب ازاد
self service ازاد
immune ازاد
degage ازاد
stand at ease ازاد
sweep back بک ازاد
self administered ازاد
suspended floor کف ازاد
stand easel ازاد
sweeper بک ازاد
unrestrained ازاد
fetterless ازاد
immundity ازاد
exempts ازاد
exempting ازاد
exempted ازاد
unattached ازاد
freemen ازاد
freeman ازاد
absolutes ازاد
absolute ازاد
disengaged ازاد
exempt ازاد
at ease ازاد
sweepers بک ازاد
footloose ازاد
freeing ازاد
frees ازاد
free ازاد
go as you please ازاد
freed ازاد
opens ازاد
unihibit ازاد
looser ول ازاد
loosest ول ازاد
opened ازاد
free play ازاد
unihibited ازاد
loose ول ازاد
idle line خط ازاد
open ازاد
electroluminescence نور ارسال شده از نقط ه فسفری وقتی توسط الکترون یا قطعه شارژ شده پرشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com