English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 160 (8 milliseconds)
English Persian
free electron الکترون غیرپیوندی
Other Matches
electron donor الکترون ده
electrons الکترون
negatron الکترون
isoelectronic هم الکترون
coelectron هم الکترون
electron الکترون
traces رد الکترون
trace رد الکترون
traced رد الکترون
electrophile الکترون دوست
electron recoil بازگشت الکترون
electron orbit مسیرگردش الکترون
electron pair زوج الکترون
electron spin تنیدگی الکترون
electron spin اسپین الکترون
electron trajectory مسیر الکترون
electron transition انتقال الکترون
electron multiplier افزاینده الکترون
electron mass جرم الکترون
electron jump پرش الکترون
electron shell پوسته الکترون
electron emission صدور الکترون
electron emitter منبع الکترون
electron emmission انتشار الکترون
electron energy کارمایه ی الکترون
electron energy انرژی الکترون
electron exchange تبادل الکترون
electron flow فلوی الکترون
electron flow سیلان الکترون ها
electron focusing تمرکز الکترون
electron injector الکترون افکن
electron transition عبور الکترون
electron tube لوله الکترون
valence electron الکترون رسانایی
valence electron الکترون والانس
secondary electron الکترون ثانوی
primary electron الکترون اولیه
photo electron فوتو الکترون
outer shell electron الکترون رسانایی
outer shell electron الکترون بیرونی
odd electron الکترون منفرد
nonbonding electron الکترون ناپیوندی
nuclear electron الکترون هسته
mass of the electron جرم الکترون
lone electron الکترون تنها
isoelectronic ions یونهای هم الکترون
electron volt الکترون ولت
electroneutrality الکترون خنثایی
free electron الکترون ازاد
high energy electron الکترون پر انرژی
initiating electron الکترون اغازگر
inner shell electron الکترون درونی
valence electron الکترون فرفیت
photo electron الکترون نوری
electron drift رانش الکترون
conduction electron الکترون رسانش
emissions صدور الکترون
electron beam باریکه الکترون
electron acceleration شتاب الکترون
electron beam اشعه الکترون
electron beam پرتو الکترون
antibonding electron الکترون ضد پیوندی
electron avalanche بهمن الکترون
electron affinity الکترون خواهی
electron acceptor الکترون پذیر
electron acceptor پذیرنده الکترون
bound electron الکترون بسته
charge of the electron بار الکترون
concentration of electron چگالی الکترون
density of electron چگالی الکترون
conduction electron الکترون رسانایی
emission صدور الکترون
electron capture الکترون گیراندازی
electron decay اضمحلال الکترون
electron decay تجزیه الکترون
electron conduction هدایت الکترون
electron deceleration دیرکرد الکترون
electron diffraction خمیدگی الکترون
electronic concentration غلظت الکترون
electron concentration غلظت الکترون
electron distribution پخش الکترون
electron beam شعاع الکترون
electron donor دهنده الکترون
electron charge بار الکترون
free electron gas گاز الکترون ازاد
free electron model الگوی الکترون ازاد
elementary charge بار الکترون [فیزیک]
electrophilic addition افزایش الکترون دوستی
secondary electron emission پیل ثانویه الکترون
linear accelerator شتابده خطی الکترون
rest mass of the electron جرم ساکن الکترون
supressor grid شبکه الکترون بند
outer shell electron الکترون لایه بیرونی
transmission electron micrograph ریزنگار انتقال الکترون
lone pair electron زوج الکترون ناپیوندی
unpaired electron الکترون جفت نشده
lone pair electron زوج الکترون تنها
bonding electron pair زوج الکترون پیوندی
delocalized electron الکترون غیر مستقر
electron pair bond پیوند زوج الکترون
electron attachment پیوستگی یا وابستگی الکترون
electron transit time زمان عبور الکترون
electron transfer mechanism مکانیسم انتقال الکترون
electron spin resonance رزونانس اسپین الکترون
electron orbit مدار گردش الکترون
electron deceleration کندی حرکت الکترون
electron pairing زوج شدن الکترون
electron paramagnetic resonance رزونانس پارامغناطیسی الکترون
electron capture detector اشکارساز الکترون گیراندازی
electron gun لوله پرتاب الکترون
electron charge mass ratio چگالی بار الکترون
electron multiplier فزون ساز الکترون
electron deficient molecules مولکولهای با کمبود الکترون
electron pair زوج الکترون حفره
electroosmotic effect اثر الکترون اسمزی
electrophilic reagent واکنشگر الکترون دوست
electron accelerator شتاب دهنده الکترون
electrophilic attack حمله الکترون دوستی
picture حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
pictures حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
electrosensitive چاپ با کاغذ حساس به الکترون
Electron paramagnetic resonance [EPR] تشدید پارامغناطیس الکترون [فیزیک]
electron releasing substituent گروه استخلافی الکترون دهنده
electrophilic aromatic substitution استخلاف الکترون دوستی اروماتیکی
electron withdrawing substituent گروه استخلافی الکترون کشنده
picturing حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
photon تنها یک الکترون تابش شود
electron spin resonance [ESR] تشدید پارامغناطیس الکترون [فیزیک]
quasi free electron theory نظریه الکترون شبه ازاد
pictured حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
beam مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
left hand rule for electron flow قاعده چپگرد برای جریان الکترون
beams مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
electrostatic unit of charge [esu] استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
franklin [Fr] استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
statcoulomb [statC] استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
right hand rule for electron flow قاعده راست گرد برای جریان الکترون
electron beam رشته باریک الکترون با سرعت بالا در یک جهت
line flyback اشعه الکترون که از انتهای سکن به ابتدای بعدی می رود
charges 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
photoemission خروج الکترون از فلز در اثرنیروی تابشی نور وغیره
beam حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
charge 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
klystron لوله الکترون نوسان ساز باسرعت مدوله شده
beams حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
hall effect شرح تاثیر میدان مغناطیسی روی جریان الکترون ها
flyback اشعه تصویر الکترون که از انتهای یک اسکن به ابتدای دیگری می رود
inelastic spectroscopy electrontunneling طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
photoemissive مادهای که در اثر روشنایی یانور از خود الکترون تابش میکند
i.e.t.s tunneling inelasticelectron spectroscopy طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
phosphor اندازه نور تولید شده در مقایسه با انرژی دریافتی از اشعه الکترون
EBR ضبط خروجی از کامپیوتر مستقیماگ روی میکروفیلم با استفاده از اشعه الکترون
phototude لوله الکترون دارای کاتد و اندکه بترتیب فوتون تابش وجذب می کنند
antimatter جسمی که حاوی مادهء ضد خود نیز باشد مثل ضدالکترون بجای الکترون
electronics شاخهای از علم فیزیک که درباره صدوروحرکت و تاثیرات الکترون درخلا و گازهاوهمچنین استفاده ازدستگاههای الکترونی بحث میکند
electronics دانش به کارگیری مط العه الکترون ها و خصوصیات آنهابرای محصولات تولید شده مثل یک قطعه یاکامپیوتر یا ماشنی حساب یا تلفن
electroluminescence نور ارسال شده از نقط ه فسفری وقتی توسط الکترون یا قطعه شارژ شده پرشود
thermionic tube لوله الکترونی که دران الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود لوله گرمایونی
non interlaced سیستمی که اشعه الکترون تصویر هر خط صفحه نمایش را یک بار اسکن میکند در حین هر سیکل تنظیم . این اشعه یک اسکن نمایش در هر خط انجام میدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com