English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
positive electricity الکتریسیته مثبت
Search result with all words
polar دارای الکتریسیته مثبت و منفی
positive قطب مثبت باطری الکتریسیته مثبت اری یا تصدیق می کنم
Other Matches
positive externalities صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
creepage مد الکتریسیته
electricity الکتریسیته
electric dipole دو قطبی الکتریسیته
electric doublet دو قطبی الکتریسیته
electric generator مولد الکتریسیته
electrical quantity مقدار الکتریسیته
electric current جریان الکتریسیته
electric conductor هادی الکتریسیته
electric conduction هدایت الکتریسیته
electrostatics الکتریسیته ساکن
brain potential الکتریسیته مغز
animal electricity الکتریسیته بدن
electrical مر بوط به الکتریسیته
electro physic فیزیک الکتریسیته
electrically مربوط به الکتریسیته
static electricity الکتریسیته ساکن
nuclear electricity الکتریسیته هستهای
negative electricity الکتریسیته منفی
voltage source منبع الکتریسیته
inductive capacity ثابت دی الکتریسیته
induced electricity الکتریسیته القائی
hot-wires سیم حاوی الکتریسیته
hot wire سیم حاوی الکتریسیته
hot-wire سیم حاوی الکتریسیته
hot-wired سیم حاوی الکتریسیته
electrometer tule لامپ الکتریسیته سنج
hot-wiring سیم حاوی الکتریسیته
generator وسیله تولید الکتریسیته
generators وسیله تولید الکتریسیته
piezo electric effect اثر پیزو- الکتریسیته
coulomb واحد اندازه الکتریسیته
electrometer valve لامپ الکتریسیته سنج
magnetoelectric مربوط به الکتریسیته القایی
mains electricity منبع الکتریسیته محلی مشتریان
replenish شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
replenished شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
ribbon switch مبدل فشار مداوم به الکتریسیته
replenishing شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
phase difference اختلاف فاز جریان الکتریسیته
replenishes شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
insulators مادهای که الکتریسیته را هدایت نمیکند
electric آنچه با الکتریسیته کار میکند
watts واحد اندازه گیری الکتریسیته
watt واحد اندازه گیری الکتریسیته
static الکتریسیته ساکن وضعیت ثابت
insulator مادهای که الکتریسیته را هدایت نمیکند
galvanism جریان مستقیم برق الکتریسیته شیمیایی
nonsparking ضد تولید جرقه غیر هادی الکتریسیته
inductivity ثابت دی الکتریسیته قابلیت هدایت دی الکتریکی
conductor مادهای مثل فلز که هادی الکتریسیته است
conductors مادهای مثل فلز که هادی الکتریسیته است
permittivity واحد اندازه گیری الکتریسیته برحسب فاراده
hydro-electric وابسته به پیدایش الکتریسیته بوسیله مالش اب یا بخار
hydro electric وابسته به پیدایش الکتریسیته بوسیله مالش اب یا بخار
assertive مثبت
affirmative مثبت
positive مثبت
justificatory مثبت
declaratory مثبت
affirmatory مثبت
poss مثبت
charge 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
charges 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
electrostatic charge بار الکتریسیته ساکن [که در اثر مالش بوجود می آید.]
positive charge بار مثبت
positive economics اقتصاد مثبت
positive correlation همبستگی مثبت
false positive مثبت کاذب
if so در صورت مثبت
affirmative عبارت مثبت
positive conductor سیم مثبت
positive acceleration شتاب مثبت
affirmative اظهار مثبت
nonposetive غیر مثبت
positive lead سیم مثبت
positive balance مانده مثبت
positive brush زغال مثبت
positive column ستون مثبت
positive wire سیم مثبت
positive electricity برق مثبت
positive side بخش مثبت
positive sign علامت مثبت
positive skewness چولگی مثبت
positive slope شیب مثبت
positive transfer انتقال مثبت
positive transference انتقال مثبت
positive transmission پخش مثبت
positively skewed چوله مثبت
positivity مثبت بودن
posivite ray پرتو مثبت
assertion افهار مثبت
zincoid قطب مثبت
positive relation رابطه مثبت
positive reinforcement تقویت مثبت
positive potential پتانسیل مثبت
positive electrode الکترد مثبت
positive glow شعله مثبت
positive element سازه مثبت
positive feedback بازخورد مثبت
positive feedback واخوراند مثبت
positive film فیلم مثبت
positive logic منطق مثبت
positive modulation پخش مثبت
positive modulation تحمیل مثبت
positive plate صفحه مثبت
positive pole قطب مثبت
anodes الکترود مثبت
yea رای مثبت
positivism مثبت گرایی
hot wire سیم مثبت
active balance موازنه مثبت
active balance مانده مثبت
affirmatively بطور مثبت
pro جنبه مثبت
an a answer پاسخ مثبت
pro- جنبه مثبت
anode قطب مثبت
anode الکترود مثبت
cation یون مثبت
anodes قطب مثبت
plus افزودن به مثبت
hot-wired سیم مثبت
hot-wiring سیم مثبت
hot-wire سیم مثبت
aye رای مثبت
hot-wires سیم مثبت
powers خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
power خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powering خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
decibels واحدی که نسبت بین دو مقدار الکتریسیته یاصوت را بیان میکند
powered خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
ieee Electronics and ofElectrical Institute Engineers موسسه مهندسین الکتریسیته و الکترونیک
decibel واحدی که نسبت بین دو مقدار الکتریسیته یاصوت را بیان میکند
positive integer عدد صحیح مثبت
yea بلکه رای مثبت
averment افهار قطعی یا مثبت
positive feeder سیم تغذیه مثبت
factorial حاصلضرب اعدادصحیح مثبت
positive definite matrix ماتریس همیشه مثبت
positive cotton effect پدیده مثبت کاتن
positive terminal قطب مدار مثبت
positive skewness عدم تقارن مثبت
cardinals عدد صحیح مثبت
look at the world through rose-colored glasses <idiom> خیلی مثبت بودن
take down <idiom> مثبت وضبط صحبتها
positively محققا" بطور مثبت
yea-sayer گوینده [رای] مثبت
cardinal عدد صحیح مثبت
crater in positive carbon گودی کربن مثبت
positive post قطب مدار مثبت
to answer in the a پاسخ مثبت دادن
anodes قطب مثبت باطری
positron ذره کوچک مثبت
anode قطب مثبت باطری
anodize بصورت قطب مثبت در اوردن
anode ترمینال الکتریکی مثبت یک وسیله
positive integer عدد صحیح مثبت [ریاضی]
hydrogen ion یون +H با بار الکتریکی مثبت
amphoteric دارای برق مثبت و منفی
to yet had it طرف مثبت اکثریت را دارند
anodes ترمینال الکتریکی مثبت یک وسیله
three pin plug ورودی استاندارد با سه شاخه برای اتصال وسیلله الکتریکی به منبع اصل الکتریسیته
iee /s 00 مشخصه یک استاندارد که توسط موسسه مهندسین الکتریسیته و الکترونیک ساخته شده است
IEC connector استانداردی برای اتصال سر سوزنه در سوکتی که الکتریسیته اصلی را به کامپیوتر منتقل میکند
anode glow شعله مثبت فضای روشن اند
actinoelectric اجسامی که دارای خاصیت تولید الکتریسیته در اثر تابش طول موجی متناسب با نورباشند
electronic میدانهای الکترومغناطیسی و الکتریسیته ساکن که توسط وسایل الکترونی زیاد ایجاد شده است .
monitors مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
monitor مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
monitored مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
favorable balance of trade موازنه مساعد بازرگانی تراز مثبت تجاری
polarities وضعیتی که ترمینالهای مثبت و منفی مختل شوند
polarity وضعیتی که ترمینالهای مثبت و منفی مختل شوند
unipolar سیگنالی که فقط از سط وح ولتاژ مثبت استفاده میکند
The pros and cons ( of something ) . جنبه های موافق ومخالف ( مثبت ومنفی )
charge neutrality تساوی تقریبی ذرات مثبت ومنفی در شارههای متراکم
plus که نشان دهنده جمع دو عدد یا مقدار مثبت است
plus sign که نشان دهنده جمع دو عدد یا مقدار مثبت است
polarities تعریف اینکه سیگنال الکتریکی مثبت است یا متن
plus signs که نشان دهنده جمع دو عدد یا مقدار مثبت است
polarity تعریف اینکه سیگنال الکتریکی مثبت است یا متن
isolation مبدلی که برای جدا کردن قط عات از اتصال مستقیم با منبع تغذیه الکتریسیته اصلی به کار می رود
photovoltaic cell مبدلی که مانند سلول فتوالکتریک تابشهای الکترومگنتیک را با طول موجهای مرئی و نزدیک ان به الکتریسیته تبدیل میکند
cation یونی با بار مثبت که در جهت اسمی جریان حرکت میکند
bipolar استفاده از سط وح ولتاژ مثبت و منفی برای نمایش اعداد دودویی
anticathode قطب مثبت برق صفحهء پلاتین یا تنگستن دولولهء اشعهء مجهول
favourble balance of trade تعادل مطلوب تجارتی موازنه مثبت بیشتر بودن صادرات یک کشور ازوارداتش
reversed وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
reverses وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
reversing وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
reverse وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
electrothermal printer چاپگری که نوک چاپ به همراه عناصر گرمایی -dot matrix برای فرم دادن به حروف کاغذهای حساس به الکتریسیته به کار می رود
impedance مقاومت فاهری الکتریسیته مقاومت سیم امپدانس
Energy Star استانداردی در صفحه نمایش کامپیوتر یا سایر وسایل الکتریکی برای اینکه بگوید محصول به خوبی طراحی شده است و الکتریسیته را هدر نمیدهد
meter power supply امکان ای در ویندوز که میزان توان باتری را در laptop نشان میدهد و نیز می گوید آیا از طریق بالا اجرا میشود یا منبع اصلی الکتریسیته
contact electricity فشار الکتریکی تماسی الکتریسیته تماسی
marking current جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
polarities بررسی ایکه کدام ترمینال الکتریکی مثبت و کدام یک منفی است
polarity بررسی ایکه کدام ترمینال الکتریکی مثبت و کدام یک منفی است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com