English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 88 (6 milliseconds)
English Persian
point target اماج نقطهای
Other Matches
double row spot welding جوشکاری نقطهای زنجیرهای جوشکاری نقطهای دوردیفه
targeting اماج
targets اماج
targetted اماج
targetting اماج
gruel اماج
targeted اماج
target اماج
targe اماج
objectives اماج
objective اماج
record as target ثبت اماج
area target اماج منطقهای
loblolly اش اماج غلیظ
target overlay کالک اماج
target behavior رفتار اماج
scheduled target اماج طبق برنامه
record as target اماج را ثبت کنید
divert تغییر دادن اماج یا ماموریت یا مقصد
jack o' lent تمثال یهودای اسخر یوطی اماج
diverted تغییر دادن اماج یا ماموریت یا مقصد
diverts تغییر دادن اماج یا ماموریت یا مقصد
on target بالای اماج زمان روی هدف
pin point نقطهای
point discharge تخلیه نقطهای
point defect نقص نقطهای
point contact کنتاکت نقطهای
point contact تماس نقطهای
point elasticity کشش نقطهای
two point threshold استانه دو نقطهای
pinpoint target هدف نقطهای
point estimate براورد نقطهای
spot welding جوش نقطهای
spot welding جوشکاری نقطهای
point particle ذره نقطهای
point operation عمل نقطهای
point load بار نقطهای
point indentification هویت نقطهای
point imperfection ناکاملی نقطهای
point function تابع نقطهای
point estimation براورد نقطهای
point estimation تخمین نقطهای
multipoint line خط چند نقطهای
dot matrix ماتریس نقطهای
dot product ضرب نقطهای
point group گروه نقطهای
bridge spot weld جوشکاری نقطهای
point charge بار نقطهای
multipoint چند نقطهای
dot matrix printers چاپگر با ماتریس نقطهای
multipoint circuit مدار چند نقطهای
diglottic stimulation تحریک دو نقطهای زبان
dichoglottic stimulation تحریک دو نقطهای زبان
spot welding machine دستگاه جوش نقطهای
spot welding electrode الکترود جوشکاری نقطهای
dot matrix printers چاپگر یا ماتریس نقطهای
dot matrix printer چاپگر با ماتریس نقطهای
dot matrix printer چاپگر یا ماتریس نقطهای
dot matrix character کاراکتر ماتریس نقطهای
single row spot welding جوشکاری نقطهای سری
lattice point group گروه نقطهای شبکه
point contact rectifier یکسو کننده نقطهای
point biserial correlation همبستگی دو رشتهای نقطهای
rpbis همبستگی دو رشتهای نقطهای
known datum point نقطهای با مختصات وگرای معلوم
welded contact rectifier یکسو کننده نقطهای جوش شده
grazing point نقطهای که مسیر گلوله به مانع برخورد میکند
previous spot نقطهای که توپ در اخرین باروارد بازی شده
terminal نقطهای در شبکه که پیام ارسال یا دریافت میشود
terminals نقطهای در شبکه که پیام ارسال یا دریافت میشود
head spot نقطهای بین نقطه وسط وکناره شروع بیلیارد
check point نقطهای است برای زمانگیری قسمتی از مسابقه اتومبیلرانی
phantom section خط نقطهای که جهت رسم تصاویر نامرئی کشیده میشود
planned target اماج طرح ریزی شده هدف پیش بینی شده
lunitidal interval فاصله زمانی بین عبور ماه از نقطهای وایجادمد در ان نقطه
turning points نقطهای دریک دور تجاری که در ان جهت فعالیتهای اقتصادی عوض میشود
turning point نقطهای دریک دور تجاری که در ان جهت فعالیتهای اقتصادی عوض میشود
diaeresis دو نقطهای که بر روی بعضی ازحروف میگذارند تا تلفظ ان حرف راازحرف مجاورش جداسازد
popeye در رهگیری هوایی یعنی درداخل ابر هستم یا نقطهای که دید کور است
dieresis دو نقطهای که بر روی بعضی ازحروف میگذارند تا تلفظ ان حرف راازحرف مجاورش جداسازد
real stagnation point نقطهای که در ان سیال روی سطح جسم بحالت سکون درامده وازانجا جریان خطی شروع میشود
collimate تنظیم کردن هرنوع تجهیزات اپتیکی برای داشتن پرتو نوری موازی از یک منبع نقطهای نور یا برعکس
center of gyration نقطهای در یک جسم صلب که اگر همه جرم در ان متمرکزشود ممان اینرسی حول همان محور تغییر نماید
epicycloid منحنی ترسیم شده بر نقطهای درمحیط دایره ثابتی که درخارج دایره بچرخد
centroid در مختصات هندسی نقطهای که مختصات ان میانگین حسابی مختصات همه نقاط ان شکل است
wire matrix printer یک چاپگر برخوردی که علائم ماتریس نقطهای را در هربار علامت با فشردن انتهای سیم معینی بر روی نوارمرکبی و کاغذ چاپ میکند چاپگر ماتریسی سیمی
inner product ضرب نقطهای ضرب نردهای
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com