English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 215 (10 milliseconds)
English Persian
readiness امادگی رزمی
combat readiness امادگی رزمی
Search result with all words
army ready material program برنامه بهبود امادگی رزمی اماد
combat ready دارای امادگی رزمی
condition of readiness وضعیت امادگی رزمی
defense readiness condition وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
flyable dud بدون امادگی رزمی
level of readiness سطح امادگی رزمی
materiel readiness امادگی رزمی وسایل
readiness category نوع امادگی رزمی
readiness category درجه امادگی رزمی
readiness condition وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
service test ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
unit categories انواع مختلف یکانها یا انواع طبقات یکانها از نظر استعدادو سازمان و امادگی رزمی
war footing حالت اماده باش در ارتش امادگی رزمی
Other Matches
duty with troops در یکان رزمی خدمت کردن شغل رزمی گرفتن
combat team گروهان مرکب رزمی گروه رزمی پیاده
combat developer وسیله اموزش دهنده رزمی مربی رزمی
field services قسمتهای پشتیبانی رزمی یکانهای رزمی
combatcommand فرماندهی رزمی قرارگاه رزمی
combat power نیروی رزمی استعداد رزمی
combat orders دستورات رزمی دستورالعملهای رزمی
task forces گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task force گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
combat air patrol هواپیمای گشتی رزمی گشتی رزمی هوایی
combat airlift support پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
combat cargo officer افسر مسئول ترابری رزمی افسر مسئول بارگیری کالاهای رزمی
air defense readiness وضعیت امادگی پدافند هوایی امادگی پدافند هوایی
formed امادگی
kelter or kilter امادگی
kelter امادگی
proneness امادگی
predispostion امادگی
preparedness امادگی
conditioning امادگی
form امادگی
readiness امادگی
forms امادگی
penchant امادگی
preparations امادگی
cover امادگی
qualification امادگی
susceptibility امادگی
preparation امادگی
coverings امادگی
covers امادگی
disposition امادگی
tautness امادگی
work out تمرین امادگی
half way houses خانههای امادگی
availability زمان امادگی
unreadiness عدم امادگی
preparatory interval دوره امادگی
reconditioning تجدید امادگی
indispositions عدم امادگی
preparatory school اموزشگاه امادگی
preparatory schools اموزشگاه امادگی
hottest امادگی کامل
hotter امادگی کامل
hot امادگی کامل
vigilance امادگی چالاکی
reading readiness امادگی خواندن
indisposition عدم امادگی
peripheral دوره امادگی
state of alert وضعیت امادگی
training camp اردوی امادگی
liability to disease تعهد امادگی
third degree of readiness امادگی درجه سه
insusceptibility عدم امادگی
law of readiness قانون امادگی
condition of readiness شرایط امادگی
medical fitness امادگی پزشکی
indisposedness عدم امادگی
operational readiness امادگی عملیاتی
physical fitness امادگی جسمانی
peak up در اوج امادگی
erg 2- امادگی ذاتی
second degree of readiness امادگی درجه دو
data set ready امادگی مجموعه داده ها
condition code کد وضعیت امادگی اقلام
fourth degree of readiness امادگی درجه چهار
operational performance category امادگی عملیاتی از طبقه
data terminal ready امادگی ترمینال داده
distensibility امادگی برای بادکردن
peripheral course دوره امادگی نظامی
physical fitness امادگی عمومی جسمانی
operational performance category طبقه امادگی عملیاتی
habilitation لباس پوشاندن امادگی
school readiness امادگی ورود به مدرسه
ingenuity امادگی برای اختراع
preparation امادگی اماده سازی
accessibility امادگی برای پذیرایی
lurching امادگی شکست فاحش
lurches امادگی شکست فاحش
lurched امادگی شکست فاحش
lurch امادگی شکست فاحش
readiness اماده باش امادگی
preparations امادگی اماده سازی
sight read بدون امادگی قبلی اجراکردن
sight-read بدون امادگی قبلی اجراکردن
opposability امادگی برای روبرو گذاشتن
sight-reading بدون امادگی قبلی اجراکردن
sight-reads بدون امادگی قبلی اجراکردن
teachability امادگی جهت یاد گرفتن
haemophillia امادگی بخون رفتن زیاد
readiness to report امادگی برای پاسخ دادن
fluctuability امادگی برای بالاوپایین رفتن
reagency امادگی برای واکنش یا معرفی
communicativeness امادگی برای رساندن خبر پرگویی
flight readiness firing ازمایش سریع امادگی پرتاب موشک
mission ready اعلام امادگی هواپیما برای پرواز
materiel readiness میزان امادگی جنگ افزارها وتجهیزات
inseparability عدم امادگی برای جدا شدن
snug down امادگی قبل از ورود به دریای طوفانی
insuperability عدم امادگی برای از میان برداشتن
irresponsiveness عدم امادگی برای پاسخ دادن
inerrability معصومیت عدم امادگی برای خطاکردن
ready solubility in water امادگی برای زودحل شدن دراب
impressionability امادگی برای تحت تاثیر قرارگرفتن
removability ناپایداری امادگی برای برداشته شدن
epical رزمی
combats رزمی
epic رزمی
epics رزمی
combat رزمی
combating رزمی
combated رزمی
road test ازمایش امادگی وسائط نقلیه برات مسافرت
dtr Ready Terminal Data امادگی ترمینال داده
impulsiveness امادگی برای کار کردن یا نیروی انی
vitrescence امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
inductility عدم امادگی برای لوله شدن اقامه
task organization سازمان رزمی
strengths استعداد رزمی
combatintelligence اطلاعات رزمی
tactical missile موشک رزمی
combatdrill تمرین رزمی
combatcommand یکان رزمی
combat troops عدههای رزمی
strength استعداد رزمی
herioic verse شعر رزمی
groups گروه رزمی
field manual دستور رزمی
field exercise تمرین رزمی
field duty ماموریت رزمی
field commands قسمتهای رزمی
field commands یکانهای رزمی
field officer افسر رزمی
field army ارتش رزمی
field order دستورالعمل رزمی
damage ضایعات رزمی
field ration جیره رزمی
field service خدمات رزمی
heroic verse شعر رزمی
field type نوع رزمی
field gun توپ رزمی
group گروه رزمی
fighting load بار رزمی
field grade رده رزمی
combat vehicle خودروی رزمی
field glasses عینک رزمی
combat crew خدمه رزمی
combat development توسعه رزمی
combat duty ماموریت رزمی
combat duty امور رزمی
combat efficiency کارایی رزمی
combat engineer مهندسی رزمی
operational route جاده رزمی
combat exercise تمرین رزمی
combat forces نیروهای رزمی
combat formation ارایش رزمی
field duty خدمات رزمی
combat arms رسته رزمی
non-combatants غیر رزمی
non-combatant غیر رزمی
battle casualty ضایعات رزمی
battle problems مشکلات رزمی
battle station پایگاه رزمی
c ration جیره رزمی
martial arts ورزشهای رزمی
combat , echelon رده رزمی
combat , elements عناصر رزمی
combat , elements یکانهای رزمی
combat intelligence اطلاعات رزمی
combat jump پرش رزمی
non combatant غیر رزمی
combat surveillance مراقبت رزمی
combat ration جیره رزمی
combat proficiency مهارت رزمی
tactical support پشتیبانی رزمی
combat team تیم رزمی
combat proficiency شایستگی رزمی
combat trains بنه رزمی
combat power قدرت رزمی
fighting patrol گشتی رزمی
combat patrol گشتی رزمی
combat outpost پاسدار رزمی
service ammunition مهمات رزمی
nonbattle غیر رزمی
combat , echelon یکان رزمی
combat support پشتیبانی رزمی
plea of tender اعلام امادگی خوانده به ادای دین خواهان در دادگاه
civilian preparedness for war اماده کردن مردم برای جنگ امادگی غیرنظامیان
condensability قابلیت انقباض یاتکثیف-امادگی برای منقبض شدن
put and take fishing انداختن ذخیره ماهی به اب برای امادگی ماهیگیری درفصل
unit strength قدرت رزمی یکان
level of strength میزان استعداد رزمی
level of effort تلاش رزمی یکان
level of strength سطح استعداد رزمی
live exercise تمرین رزمی حقیقی
field زمینه رزمی صحرایی
jujitsu مادر ورزشهای رزمی
joint task force گروه رزمی مشترک
tactical loading بارگیری رزمی یا جنگی
pioneer unit یگان مهندسی رزمی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com