Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
operational performance category
امادگی عملیاتی از طبقه
Search result with all words
operational performance category
طبقه امادگی عملیاتی
Other Matches
operational readiness
امادگی عملیاتی
availability factor
ضریب امادگی عملیاتی هواپیماها یا ناوها ضریب قابلیت استفاده
current operating allowance
سهمیه موجود عملیاتی سهمیه عملیاتی فعلی
readiness condition
وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
entresol
طبقه میان طبقه اول عمارت وطبقهای که باکف زمین برابراست
area of operational interest
منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
lower classes
طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
lower class
طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
intermediate
آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
defense readiness condition
وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
defense classification
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
downgraded
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
air defense readiness
وضعیت امادگی پدافند هوایی امادگی پدافند هوایی
Our building (high-rise) is a 20-storey ,but my apartment is on the third floor.
ساختمان ما 20 طبقه است ولی آپارتمان در طبقه سوم است
declassification
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
security classification
طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
black designation
علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
operating
عملیاتی
operational code
کد عملیاتی
operation code
کد عملیاتی
operational
عملیاتی
operations code
کد عملیاتی
stratify
طبقه طبقه کردن
endurance
برد عملیاتی
operation research
پژوهش عملیاتی
operating temperature
دمای عملیاتی
operation overlay
کالک عملیاتی
operation order
دستور عملیاتی
operation annexes
پیوستهای عملیاتی
operation map
نقشه عملیاتی
operating weight
وزن عملیاتی
operating staff
کارمندان عملیاتی
operating cost
هزینه عملیاتی
operating cost
مخارج عملیاتی
mission load
اماد عملیاتی
incident
حادثه عملیاتی
incidents
حادثه عملیاتی
operating expenses
مخارج عملیاتی
operating profit
سود عملیاتی
operating ratio
نرخ عملیاتی
operating ratio
نسبت عملیاتی
operating loss
زیان عملیاتی
operating budget
بودجه عملیاتی
preoperational
پیش عملیاتی
flowchart
شمای عملیاتی
operational route
مسیر عملیاتی
functional specification
مشخصه عملیاتی
operational reserve
ذخیره عملیاتی
operational reserve
احتیاط عملیاتی
operational research
تحقیق عملیاتی
operational problems
مسائل عملیاتی
action parameters
پارامترهای عملیاتی
operationalism
عملیاتی نگری
staging area
منطقه عملیاتی
component operation
عناصر عملیاتی
concept of operation
تدبیر عملیاتی
operations code
رمز عملیاتی
elements
عنصر عملیاتی
cruising range
برد عملیاتی
element
عنصر عملیاتی
operational route
جاده عملیاتی
operating speed
سرعت عملیاتی
operational management
مدیریت عملیاتی
operational headquarters
ستاد عملیاتی
operational environment
محیط عملیاتی
throughput
توان عملیاتی
operational definition
تعریف عملیاتی
operational costs
هزینههای عملیاتی
conditioning
امادگی
kelter
امادگی
proneness
امادگی
predispostion
امادگی
kelter or kilter
امادگی
tautness
امادگی
forms
امادگی
cover
امادگی
formed
امادگی
preparedness
امادگی
readiness
امادگی
form
امادگی
susceptibility
امادگی
qualification
امادگی
disposition
امادگی
penchant
امادگی
coverings
امادگی
preparation
امادگی
covers
امادگی
preparations
امادگی
radius of action
برد عملیاتی هواپیما
scheme of command
طرح عملیاتی یکان
operational weapon
جنگ افزار عملیاتی
standing operating procedures
روش جاری عملیاتی
action
کل عملیاتی که در یک عمل رخ می دهند.
operational command
فرماندهی از نظر عملیاتی
operational amplifier
تقویت کننده عملیاتی
fleet operating base
پایگاه عملیاتی ناوگان
commander's concept
تدبیر عملیاتی فرمانده
functional units of a computer
واحدهای عملیاتی یک کامپیوتر
effective through put
توان عملیاتی موثر
actions
کل عملیاتی که در یک عمل رخ می دهند.
mission load
بار مبنای عملیاتی
indispositions
عدم امادگی
preparatory school
اموزشگاه امادگی
erg
2- امادگی ذاتی
availability
زمان امادگی
training camp
اردوی امادگی
readiness
امادگی رزمی
third degree of readiness
امادگی درجه سه
preparatory schools
اموزشگاه امادگی
state of alert
وضعیت امادگی
hot
امادگی کامل
hotter
امادگی کامل
insusceptibility
عدم امادگی
half way houses
خانههای امادگی
indisposition
عدم امادگی
reconditioning
تجدید امادگی
liability to disease
تعهد امادگی
preparatory interval
دوره امادگی
hottest
امادگی کامل
combat readiness
امادگی رزمی
law of readiness
قانون امادگی
physical fitness
امادگی جسمانی
vigilance
امادگی چالاکی
peripheral
دوره امادگی
peak up
در اوج امادگی
unreadiness
عدم امادگی
medical fitness
امادگی پزشکی
condition of readiness
شرایط امادگی
indisposedness
عدم امادگی
work out
تمرین امادگی
second degree of readiness
امادگی درجه دو
reading readiness
امادگی خواندن
game cycle
دورههای عملیاتی بازی جنگ
base of operations
پایگاه عملیاتی مبنای عملیات
zeroed out
غیر عملیاتی شدن یکان
chop
تعویض کنترل عملیاتی یکانها
not operationally ready
غیر اماده ازنظر عملیاتی
chopped
تعویض کنترل عملیاتی یکانها
data set ready
امادگی مجموعه داده ها
flyable dud
بدون امادگی رزمی
data terminal ready
امادگی ترمینال داده
lurches
امادگی شکست فاحش
lurching
امادگی شکست فاحش
distensibility
امادگی برای بادکردن
preparations
امادگی اماده سازی
combat ready
دارای امادگی رزمی
school readiness
امادگی ورود به مدرسه
condition of readiness
وضعیت امادگی رزمی
condition code
کد وضعیت امادگی اقلام
peripheral course
دوره امادگی نظامی
physical fitness
امادگی عمومی جسمانی
readiness category
درجه امادگی رزمی
readiness category
نوع امادگی رزمی
materiel readiness
امادگی رزمی وسایل
lurch
امادگی شکست فاحش
ingenuity
امادگی برای اختراع
habilitation
لباس پوشاندن امادگی
readiness
اماده باش امادگی
accessibility
امادگی برای پذیرایی
lurched
امادگی شکست فاحش
fourth degree of readiness
امادگی درجه چهار
preparation
امادگی اماده سازی
level of readiness
سطح امادگی رزمی
sop
رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
sops
رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
present work
عملیاتی که اکنون انجام شده است
change of operation control
تغییر در نوع کنترل عملیاتی یاتعویض ان
operationally ready
حاضر به عمل اماده از نظر عملیاتی
sequential
عملیاتی که یکی پس از دیگری اجرا می شوند
alternate escort operating base
پایگاه عملیاتی یدکی یگانهای پاسور
haemophillia
امادگی بخون رفتن زیاد
sight-reads
بدون امادگی قبلی اجراکردن
readiness to report
امادگی برای پاسخ دادن
reagency
امادگی برای واکنش یا معرفی
opposability
امادگی برای روبرو گذاشتن
sight-reading
بدون امادگی قبلی اجراکردن
teachability
امادگی جهت یاد گرفتن
fluctuability
امادگی برای بالاوپایین رفتن
sight read
بدون امادگی قبلی اجراکردن
sight-read
بدون امادگی قبلی اجراکردن
routing
عملیاتی که درحین مسیریابی پیام انجام می شوند
radiological operations
عملیاتی که در ان از موادرادیواکتیو استفاده میشود عملیات رادیولوژیک
materiel readiness
میزان امادگی جنگ افزارها وتجهیزات
mission ready
اعلام امادگی هواپیما برای پرواز
inseparability
عدم امادگی برای جدا شدن
army ready material program
برنامه بهبود امادگی رزمی اماد
impressionability
امادگی برای تحت تاثیر قرارگرفتن
insuperability
عدم امادگی برای از میان برداشتن
communicativeness
امادگی برای رساندن خبر پرگویی
inerrability
معصومیت عدم امادگی برای خطاکردن
flight readiness firing
ازمایش سریع امادگی پرتاب موشک
irresponsiveness
عدم امادگی برای پاسخ دادن
ready solubility in water
امادگی برای زودحل شدن دراب
removability
ناپایداری امادگی برای برداشته شدن
snug down
امادگی قبل از ورود به دریای طوفانی
monadic
مربوط است به عملیاتی که فقط از یک اپراند استفاده میکند
war footing
حالت اماده باش در ارتش امادگی رزمی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com