English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
medical fitness امادگی پزشکی
Other Matches
readiness condition وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
defense readiness condition وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
premedical دوره مقدماتی پزشکی وابسته به پیش پزشکی
professional service تیمهای متخصص پزشکی قسمتهای تخصصی پزشکی
air defense readiness وضعیت امادگی پدافند هوایی امادگی پدافند هوایی
otorhinolaryngology پزشکی گوش و حلق و بینی [پزشکی]
ENT medicine پزشکی گوش و حلق و بینی [پزشکی]
preparedness امادگی
predispostion امادگی
form امادگی
proneness امادگی
formed امادگی
forms امادگی
kelter or kilter امادگی
penchant امادگی
readiness امادگی
kelter امادگی
tautness امادگی
preparation امادگی
qualification امادگی
coverings امادگی
cover امادگی
preparations امادگی
susceptibility امادگی
covers امادگی
conditioning امادگی
disposition امادگی
availability زمان امادگی
preparatory school اموزشگاه امادگی
condition of readiness شرایط امادگی
hot امادگی کامل
indispositions عدم امادگی
indisposition عدم امادگی
reconditioning تجدید امادگی
preparatory schools اموزشگاه امادگی
erg 2- امادگی ذاتی
readiness امادگی رزمی
half way houses خانههای امادگی
indisposedness عدم امادگی
insusceptibility عدم امادگی
hottest امادگی کامل
hotter امادگی کامل
combat readiness امادگی رزمی
reading readiness امادگی خواندن
law of readiness قانون امادگی
liability to disease تعهد امادگی
work out تمرین امادگی
vigilance امادگی چالاکی
second degree of readiness امادگی درجه دو
state of alert وضعیت امادگی
unreadiness عدم امادگی
third degree of readiness امادگی درجه سه
training camp اردوی امادگی
peripheral دوره امادگی
preparatory interval دوره امادگی
physical fitness امادگی جسمانی
operational readiness امادگی عملیاتی
peak up در اوج امادگی
condition code کد وضعیت امادگی اقلام
condition of readiness وضعیت امادگی رزمی
combat ready دارای امادگی رزمی
readiness category درجه امادگی رزمی
data set ready امادگی مجموعه داده ها
data terminal ready امادگی ترمینال داده
materiel readiness امادگی رزمی وسایل
distensibility امادگی برای بادکردن
flyable dud بدون امادگی رزمی
physical fitness امادگی عمومی جسمانی
operational performance category طبقه امادگی عملیاتی
fourth degree of readiness امادگی درجه چهار
habilitation لباس پوشاندن امادگی
operational performance category امادگی عملیاتی از طبقه
peripheral course دوره امادگی نظامی
readiness category نوع امادگی رزمی
school readiness امادگی ورود به مدرسه
readiness اماده باش امادگی
preparation امادگی اماده سازی
preparations امادگی اماده سازی
ingenuity امادگی برای اختراع
lurches امادگی شکست فاحش
level of readiness سطح امادگی رزمی
accessibility امادگی برای پذیرایی
lurching امادگی شکست فاحش
lurched امادگی شکست فاحش
lurch امادگی شکست فاحش
sight-read بدون امادگی قبلی اجراکردن
teachability امادگی جهت یاد گرفتن
fluctuability امادگی برای بالاوپایین رفتن
haemophillia امادگی بخون رفتن زیاد
reagency امادگی برای واکنش یا معرفی
opposability امادگی برای روبرو گذاشتن
sight read بدون امادگی قبلی اجراکردن
sight-reads بدون امادگی قبلی اجراکردن
sight-reading بدون امادگی قبلی اجراکردن
readiness to report امادگی برای پاسخ دادن
snug down امادگی قبل از ورود به دریای طوفانی
removability ناپایداری امادگی برای برداشته شدن
ready solubility in water امادگی برای زودحل شدن دراب
inerrability معصومیت عدم امادگی برای خطاکردن
inseparability عدم امادگی برای جدا شدن
insuperability عدم امادگی برای از میان برداشتن
irresponsiveness عدم امادگی برای پاسخ دادن
materiel readiness میزان امادگی جنگ افزارها وتجهیزات
impressionability امادگی برای تحت تاثیر قرارگرفتن
mission ready اعلام امادگی هواپیما برای پرواز
flight readiness firing ازمایش سریع امادگی پرتاب موشک
communicativeness امادگی برای رساندن خبر پرگویی
army ready material program برنامه بهبود امادگی رزمی اماد
inductility عدم امادگی برای لوله شدن اقامه
impulsiveness امادگی برای کار کردن یا نیروی انی
vitrescence امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
war footing حالت اماده باش در ارتش امادگی رزمی
dtr Ready Terminal Data امادگی ترمینال داده
road test ازمایش امادگی وسائط نقلیه برات مسافرت
civilian preparedness for war اماده کردن مردم برای جنگ امادگی غیرنظامیان
condensability قابلیت انقباض یاتکثیف-امادگی برای منقبض شدن
put and take fishing انداختن ذخیره ماهی به اب برای امادگی ماهیگیری درفصل
plea of tender اعلام امادگی خوانده به ادای دین خواهان در دادگاه
ground تماس دادن چوب به زمین پشت گوی برای امادگی
aeromedical unit یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
availability factor ضریب امادگی عملیاتی هواپیماها یا ناوها ضریب قابلیت استفاده
contractibility قابلیت انقباض- امادگی برای جمع شدن یاکوچک شدن
record کلیدی در دستگاه ضبط کننده برای بیان امادگی ضبط سیگنال ها روی رسانه
serviceability criteria وضعیت امادگی تجهیزات وضعیت قابلیت استفاده ازوسایل
availability میزان در دسترس بودن میزان امادگی زمان تعمیرناو
flight test ازمایش پرواز یا ازمایش امادگی پرتاب موشک
unit categories انواع مختلف یکانها یا انواع طبقات یکانها از نظر استعدادو سازمان و امادگی رزمی
flying status وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
service test ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
medic پزشکی
medical profession پزشکی
medical پزشکی
medicine پزشکی
medicines پزشکی
doctoral پزشکی
doctorhood پزشکی
medico پزشکی
natural philosophy پزشکی
leech craft پزشکی
operating level سطح امادگی برای فعالیت سطح قابلیت برای کار
asynchronous computer نوعی از کامپیوتر که در ان هر عمل در نتیجه سیگنالی که از تکمیل عمل قبلی حاصل میشود و یا در اثر اعلام امادگی وسیله لازم برای عمل بعدی اغاز میشود کامپیوترناهمگام
lockjaw کزاز [پزشکی]
dry mouth زروستومی [پزشکی]
headaches سردرد [پزشکی]
tachyrhythmia تندتپشی [پزشکی]
dandruff {sg} شوره سر [پزشکی]
xerostomia زروستومی [پزشکی]
back pain {sg} کمردرد [پزشکی]
dry mouth syndrome زروستومی [پزشکی]
back pain کمردرد [پزشکی]
tachycardia تندتپشی [پزشکی]
scurf شوره سر [پزشکی]
spasm تنجش [پزشکی]
fetor oris هالیتوز [پزشکی]
bad breath هالیتوز [پزشکی]
spasm اسپاسم [پزشکی]
halitosis هالیتوز [پزشکی]
hay fever [med.] تب یونجه [پزشکی]
pollinosis [med.] تب یونجه [پزشکی]
pollenosis [med.] تب یونجه [پزشکی]
allergic rhinitis [med.] تب یونجه [پزشکی]
hayfever [med.] تب یونجه [پزشکی]
dyschezia یبوست [پزشکی]
costiveness یبوست [پزشکی]
constipation یبوست [پزشکی]
stomach upset دل درد [پزشکی]
headache {sg} سردرد [پزشکی]
ophthalmitis گل مژه [پزشکی]
German measles سرخجه [پزشکی]
brachio <prefix> بازویی [پزشکی]
three-day measles سرخجه [پزشکی]
measles سرخک [پزشکی]
morbilli {sg} سرخک [پزشکی]
rubeola {sg} سرخک [پزشکی]
red measles سرخک [پزشکی]
epidemic parotitis اوریون [پزشکی]
mumps اوریون [پزشکی]
rubella {sg} سرخجه [پزشکی]
loss of hair ریزش مو [پزشکی]
tetanus کزاز [پزشکی]
lopecia ریزش مو [پزشکی]
catalepsy کزاز [پزشکی]
scarlet مخملک [پزشکی]
baldness ریزش مو [پزشکی]
hair loss آلوپسی [پزشکی]
alopecia آلوپسی [پزشکی]
headache سردرد [پزشکی]
cephalea سردرد [پزشکی]
cephalgia سردرد [پزشکی]
loss of hair آلوپسی [پزشکی]
lopecia آلوپسی [پزشکی]
baldness آلوپسی [پزشکی]
alopecia ریزش مو [پزشکی]
scarlet fever مخملک [پزشکی]
hair loss ریزش مو [پزشکی]
pediatrics پزشکی کودکان
practice of medicine کار پزشکی
preventive medicine پزشکی پیشگیر
profession of medicine پیشه پزشکی
social medicine پزشکی اجتماعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com