Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
short supply
اماد کمبود دار
Other Matches
short handed
داشتن کمبود نیروی انسانی کمبود نفرات
short-handed
داشتن کمبود نیروی انسانی کمبود نفرات
civilian supply
امور اماد غیرنظامی رسانیدن اماد به غیرنظامیان در منطقه
procuring activity
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
balanced mobilization
بسیج متعادل اماد ذخیره تهیه اماد ذخیره به طورمتعادل
coordinated procurement
عملیات اماد هماهنگ شده تحویل هم اهنگ شده اماد
credit system of supply
سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
craft reimbursable supply
اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
central purchase
خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
army class manager activity
سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
procurement rate
نواخت تهیه و تحویل اماد نواخت تحویل اماد
shortcoming
کمبود
leakages
کمبود
leakage
کمبود
shortcomings
کمبود
deficits
کمبود
deficit
کمبود
shortsage
کمبود
shortfall
کمبود
shortfalls
کمبود
deficiency
کمبود
shortages
کمبود
shortage
کمبود
deficiencies
کمبود
lacked
کمبود نیازمندی
oxygen deficit
کمبود اکسیژن
underpopulation
کمبود جمعیت
time trouble
کمبود وقت
lack
کمبود نیازمندی
leakages
کمبود کسر
lacking
فقدان کمبود
leakage
کمبود و کسری
leakage
کمبود کسر
scurvy
کمبود ویتامین C
anoxia
کمبود اکسیژن
credit tightness
کمبود اعتباری
deficient
دارای کمبود
leakages
کمبود و کسری
hard up
<idiom>
کمبود پول
lacks
کمبود نیازمندی
electron deficient molecules
مولکولهای با کمبود الکترون
scorbutic
ناشی از کمبود ویتامین C
immunodeficiency
کمبود ایمنی
[پزشکی]
acholia
فقدات یا کمبود صفرا
immune defect
کمبود ایمنی
[پزشکی]
dearth
قحط و غلا کمبود
leukopenia
کمبود گویچههای سفیدخون
lack of self-confidence
کمبود اعتماد به نفس
lack of confidence
کمبود اعتماد به نفس
shortcoming
نکته ضعف کمبود
beriberi
بیماری کمبود ویتامن B
defective
دارای کمبود معیوب
understaffed
دچار کمبود کارمند
shortcomings
نکته ضعف کمبود
avitaminosis
کمبود ویتامینها در بدن
labor shortage
کمبود نیروی کار
hypoxia
کمبود اکسیژن در بافتهای بدن
attenuation
کاهش یا کمبود قدرت سیگنال
deficits
کسر موازنه کمبود سرمایه
deficit
کسر موازنه کمبود سرمایه
mulnutrition
کمبود مواد غذائی در بدن
degradation
کمبود توانایی پردازش به علت خرابی
deficit
کسر موازنه مازاد بدهی بر موجودی کمبود
The room is stuffy.
هوای اتاق سنگین است (کمبود اکسیژن)
deficits
کسر موازنه مازاد بدهی بر موجودی کمبود
xerophthalmia
رمد چشم مرضی در اثر کمبود ویتامین A
charge
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
charges
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
bulk material
اماد یک جا
water supply
اماد اب
water supplies
اماد اب
essential supply
اماد ضروری
supply sergeant
گروهبان اماد
class i supplies
اماد طبقه 1
depot supply
اماد دپویی
depot supply
اماد امادگاهی
class ii supplies
اماد طبقه 2
critical item
اماد حساس
condition code
کدوضعیت اماد
class iv supplies
اماد طبقه 4
class v supplies
اماد طبقه 5
commodity command
فرماندهی اماد
consigned inventory
اماد امانی
essential supply
اماد حیاتی
follow up
اماد بعدی
shop supply
اماد تعمیرگاهی
supply route
اماد راه
supply point
نقطه اماد
supply control
کنترل اماد
requisition line
خط درخواست اماد
reserve stock
اماد ذخیره
resupply
اماد مجدد
stockage
ذخیره اماد
mission load
اماد عملیاتی
materiel management
مدیریت اماد
level of supply
سطح اماد
follow up supply
اماد متعاقب
unit supply
اماد یکانی
follow up supply
اماد بعدی
general supplies
اماد عمومی
gratuitous issue
اماد پیشکشی
supply support
پشتیبانی اماد
intransit stock
اماد سیال
supply route
مسیر اماد
short supply
اماد کم یاب
train
بنه اماد
bulk supply
اماد با کانتینر
stock
اماد ذخیره
stocked
اماد ذخیره
assault supplies
اماد هجومی
bulk supply
اماد عمده
category
اقلام اماد
bulk material
اماد حجیم
air landed supply
اماد هوانشستی
care of supplies
مراقبت اماد
air material
اماد هوایی
trained
بنه اماد
trains
بنه اماد
armed
جنگ اماد
categories
انواع اماد
development order
دستوربهبود اماد
procurement
تامین اماد
one day's supply
یک روز اماد
care of supplies
نگهداری اماد
row stack
فاصله اماد از دیوار
rolling reserve
اماد ذخیره غلطان
resupply
تجدید اماد کردن
ammunition day of supply
روز اماد مهمات
ammunition point
نقطه اماد مهمات
requisition line
مسیر درخواست اماد
required supply rate
نواخت اماد موردنیاز
antimateriel agent
عامل فساد اماد
application study
بررسی پذیرش اماد
naval stores
ذخایر و اماد دریایی
authorized allowance supplies
سهمیه اماد مجاز
main supply route
مسیر اصلی اماد
issue priority
تقدم توزیع اماد
authorized allowance supplies
سهمیه مجاز اماد
main supply route
اماد راه اصلی
automatic supply
سیستم اماد خودکار
service stock
اماد و کالاهای جنگی
stock funds
اعتبار نقدی اماد
distributions
جدول توزیع اماد
table of distribution
جدول تقسیم اماد
resources
منابع اماد ذخایر
inventory
ذخیره موجودی اماد
procure
تهیه و تحویل اماد
procures
تهیه و تحویل اماد
procuring
تهیه و تحویل اماد
unit train
بنه اماد یکان
unit reserves
اماد ذخیره یکانی
procured
تهیه و تحویل اماد
procurement
تهیه و تحویل اماد
logistical
مربوط به اماد یکانها
supply route
خط تدارکات راه اماد
assemblage
جمع اوری اماد
assemblages
جمع اوری اماد
distribution
جدول توزیع اماد
automatic supply
روش خودکار اماد
available supply rate
نواخت اماد موجود
balanced supply
اماد متعادل شده
class i activity
اجرای اماد طبقه 1
base reserves
اماد مبنای ذخیره
day of supply
تعداد روزهای اماد
defense articles
اماد و تجهیزات دفاعی
emergency leave
سطح اماد اضطراری
beach dump
نقطه اماد در سر پل دریایی
early resupply
تجدید اماد به موقع
basic end item
اقلام اولیه اماد
distribution point
نقطه تقسیم اماد
deteriorating supplies
اماد فاسد شدنی
distribution point
نقطه توزیع اماد
distribution area
منطقه توزیع اماد
development order
دستور ساخت اماد
control period
دوره کنترل اماد
control level
سطح کنترل اماد
class i installation
تاسیسات اماد طبقه 1
class i installation
انبار اماد طبقه 1
back order
اماد غیر موجود
balanced stock
ذخیره اماد متعادل
class ii activity
اجرای اماد طبقه 2
class ii installation
انبار اماد طبقه 2
class ii installation
تاسیسات اماد طبقه 2
bulk supply
اماد به طور قوال
centralized items
اقلام اماد تمرکزی
expendable property
اماد مصرف شدنی
consumable supplies
اماد مصرف شدنی
disposition
استقرار یکانها و اماد درمنطقه
advice code
کد قراردادی مخصوص ارسال اماد
status code
رمز وضعیت اماد در یک امادگاه
ration factor
ضریب اماد جیره غذایی
administrative shippings
ارسال اماد به طریق اداری
administrative lead time
زمان اداری دریافت اماد
urgency of need
حیاتی بودن احتیاج به اماد
classified items
اماد طبقه بندی شده
demand satisfaction
تحویل اماد مورد نیاز
air landed supply
اماد تخلیه شده با هواپیما
available supply rate
نواخت اماد مهمات موجود
disposable end item
اماد یا اقلام قابل انهدام
army material command
فرماندهی اماد نیروی زمینی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com