Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English
Persian
circumstantiate
امارات لازمه را تهیه کردن
Other Matches
extrapolating
ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
extrapolate
ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
extrapolates
ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
extrapolated
ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
laying up
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
presumption of fact
استنباط از روی امارات
United Arab Emirates
امارات متحده عربی
purvey
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
postulate
لازمه
postulated
لازمه
preequisite
لازمه
postulates
لازمه
requirement
لازمه
postulating
لازمه
material to happiness
لازمه خوشی
requisite
لازمه احتیاج
prerequisite
پیش بایست لازمه
qualified
واجد شرایط لازمه
prerequisites
پیش بایست لازمه
prerequisite
شرط قبلی لازمه امری
prerequisites
شرط قبلی لازمه امری
light is necessary to life
روشنایی لازمه زندگی است
duplication check
بررسی ای که لازمه اش یکسان بودن نتایج دو اجرای مستقل یک عملیات میباشد
purvey
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed
تهیه اذوقه تهیه سورسات
schematize
بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
pre engage
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
castellation
تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
to pull off something
[contract, job etc.]
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
procures
تهیه کردن
supplying
تهیه کردن
procured
تهیه کردن
supply
تهیه کردن
blend
تهیه کردن
to find in
تهیه کردن
blends
تهیه کردن
preparing
تهیه کردن
prepares
تهیه کردن
prepare
تهیه کردن
administer
تهیه کردن
affords
تهیه کردن
affording
تهیه کردن
afforded
تهیه کردن
afford
تهیه کردن
processes
تهیه کردن
administered
تهیه کردن
administering
تهیه کردن
provision
تهیه کردن
procure
تهیه کردن
catered
تهیه کردن
administers
تهیه کردن
caters
تهیه کردن
catering
تهیه کردن
cater
تهیه کردن
process
تهیه کردن
provide
تهیه کردن
supplied
تهیه کردن
procuring
تهیه کردن
provides
تهیه کردن
orchestrated
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrate
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrates
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back up
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrating
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back-up
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
programmes
برنامه تهیه کردن
harnessing
اشیاء تهیه کردن
conserved
کنسرو تهیه کردن
harnessed
اشیاء تهیه کردن
process
تهیه و تولید کردن
extemporize
فورا تهیه کردن
enables
تهیه کردن برای
effigies
تمثال تهیه کردن
enabling
تهیه کردن برای
enabled
تهیه کردن برای
conserving
کنسرو تهیه کردن
get
تهیه کردن فهمیدن
programme
برنامه تهیه کردن
extemporizes
فورا تهیه کردن
prearrange
قبلا تهیه کردن
enable
تهیه کردن برای
conserves
کنسرو تهیه کردن
extemporized
فورا تهیه کردن
gets
تهیه کردن فهمیدن
effigy
تمثال تهیه کردن
fund
تهیه وجه کردن
bills
تهیه کردن صورتحساب
bill
تهیه کردن صورتحساب
extemporizing
فورا تهیه کردن
conserve
کنسرو تهیه کردن
whomp up
بسرعت تهیه کردن
processes
تهیه و تولید کردن
triplicate
در سه نسخه تهیه کردن
getting
تهیه کردن فهمیدن
funded
تهیه وجه کردن
preparations
تهیه کردن اتش
quadruplicate
در چهارنسخه تهیه کردن
programs
برنامه تهیه کردن
harness
اشیاء تهیه کردن
to lay in a stock
موجودی تهیه کردن
extemporised
فورا تهیه کردن
extemporising
فورا تهیه کردن
preparation
تهیه کردن اتش
extemporises
فورا تهیه کردن
program
برنامه تهیه کردن
boss
نقش برجسته تهیه کردن
finance
بودجه چیزی را تهیه کردن
drafted
تهیه کردن پیش نویس
scabble
زمخت وناصاف تهیه کردن
bossing
نقش برجسته تهیه کردن
bossed
نقش برجسته تهیه کردن
finances
بودجه چیزی را تهیه کردن
aminister
تهیه کردن بکار بردن
mush
حریره اردذرت تهیه کردن
to draw up
تهیه کردن درصف اوردن
drafts
تهیه کردن پیش نویس
draft
تهیه کردن پیش نویس
financed
بودجه چیزی را تهیه کردن
to raise funds
تهیه وجه یاسرمایه کردن
bosses
نقش برجسته تهیه کردن
to provide for old age
برای پیری تهیه کردن
handwrite
نسخه خطی تهیه کردن
to serve the city with water
اب برای شهر تهیه کردن
financing
بودجه چیزی را تهیه کردن
outlines
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
financed
علم دارایی تهیه پول کردن
outlined
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlining
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
develop
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
outline
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
preparative
تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
revictual
دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
finances
علم دارایی تهیه پول کردن
develops
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
finance
علم دارایی تهیه پول کردن
financing
علم دارایی تهیه پول کردن
munition
تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
formulation
تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
mekeready
تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
mekeready
وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
financing
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnishes
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
procurement
تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
financed
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
finances
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnishing
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
finance
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnish
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
bookings
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
furnishing
مزین کردن تهیه کردن
makes
تهیه کردن طرح کردن
furnish
مزین کردن تهیه کردن
make
تهیه کردن طرح کردن
To make reservations. To book seats.
جا تهیه کردن ( رزرو کردن )
furnishes
مزین کردن تهیه کردن
put out
تهیه کردن اشفته کردن
to draw out
تهیه کردن طرح کردن
logistics
شعبهای از فنون نظامی که درباره فن لشکرکشی و وسائط نقلیه وتهیه اردوگاه واذوقه ومهمات لازمه درطی لشکرکشی بحث میکند
map compilation
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
projection print
روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
projections
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
code
قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
conformal projection
نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
phototostat
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
map
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
mapping
نقشه کشی کردن تهیه نقشه
brief
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
tea leaf
برگ چای
[از این گیاه جهت تهیه رنگینه قهوه ای یا بژ استفاده می شود و خصوصا در رفوگری جهت تیره تر کردن رنگ های دیگر بکار می رود.]
preparations
تهیه
preparation
تهیه
procurement
تهیه
ministration
تهیه
housing
تهیه جا
provision
تهیه
supplying
تهیه
supply
تهیه
supplied
تهیه
purvey
تهیه
purveyed
تهیه
purveying
تهیه
purveys
تهیه
seating
تهیه جا
counter preparation
ضد تهیه
off hand
بی تهیه
furtherance
تهیه وسایل
data processing
تهیه اطلاعات
provided
[that]
<conj.>
تهیه شده
preparations
تهیه و ارایش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com