Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
dactylitis
اماس انگشت
Other Matches
antineuritic
برضد اماس عصب مخاف اماس عصبی
mitten
دستکش دارای یک جابرای چهار انگشت ویکجابرای انگشت شست
mittens
دستکش دارای یک جابرای چهار انگشت ویکجابرای انگشت شست
appendicitis
اماس ضمیمه روده اماس اپاندیس
fingerprinting
انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprints
انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprinted
انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprint
انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
tumefaction
اماس
tuberosity
اماس
pulmonitis
اماس شش
tumescence
اماس
tumidity
اماس
lymphangitis
اماس
myelitis
اماس
lymphdenomia
اماس
swellings
اماس
swelling
اماس
phlegmasia
اماس
phrenitis
اماس مخ
neuritis
پی اماس
single pneumonia
اماس یک شش
dilation
اماس
double pneumonia
اماس هر دو شش
edema
اماس
encephalitis
اماس مخ
turgidity
اماس
poked
اماس
pokes
اماس
poking
اماس
inflammation
اماس
poke
اماس
intumescence
اماس
frost hoil
اماس
inturgescence
اماس
vulvitis
اماس کس
colitis
اماس قولون
bunchout
اماس کردن
ophthalmitis
اماس چشم
gnathitis
اماس گونه
phlogosis
اماس برونی
brainfever
اماس مغز
huff
اماس کردن
orchitis
اماس خایه
osteitis
اماس استخوان
otitis
اماس گوش
palpebritis
اماس پلک
antiphlogistic
اماس نشان
arteritis
اماس شریان
blepharitis
اماس پلک
carcinoma
اماس سرطانی
arthritis
اماس مفصل
ileitis
اماس ایلئون
myositis
اماس ماهیچه
bronchitis
اماس نایژه
turgid
اماس دار
cystitis
اماس مثانه
conjunctivitis
اماس ملتحمه
nasitis
اماس بینی
nephritis
اماس گرده
ague cake
اماس اسپرزازنوبه
swells
اماس کردن
swelled
اماس کردن
swell
اماس کردن
swollen
اماس کرده
odontitis
اماس دندان
hysteritis
اماس زهدان
hydrocile
اماس خایه
tonsillitis
اماس لوزه
podarthritis
اماس بندهای پا
glandular swelling
اماس غدد
enteritis
اماس روده
intumescent
اماس کرده
faucitis
اماس گلو
intumescent
اماس کننده
iritis
اماس عنبیه
keratitis
اماس قرنیه
lentitis
اماس جلیدیه
tumefactive
اماس دار
metritis
اماس زهدان
tumid
اماس کرده
inoma
اماس لیفی
dermatitis
اماس پوست
turgescence
اماس بادکردگی
turgescent
اماس کننده
fibroma
اماس لیفی
enchondroma
اماس غضروفی
fretty
اماس کرده
splenitis
اماس اسپرز
pyelitis
اماس لگن چه
quinsy
اماس چرکدارلوزتین
retinitis
اماس شبکیه
cutitis
اماس زیرپوست
crystallitis
اماس جلیدیه
salpingitis
اماس شیپور
intumesce
اماس کردن
dermatosis
اماس پوست
scleritis
اماس صلبیه
hepatitis
اماس کبدی
gastritis
اماس معده
colpitis
اماس مهبل
garget
اماس پستان
tracheitis
اماس نای
dactyl
انگشت
monodactylous
تک انگشت
adactylous
بی انگشت
finger
انگشت
fingers
انگشت
digits
انگشت
digit
انگشت
endo arterities
اماس درونی شریان
housemaid's knee
اماس کاسه زانو
lymphadenitis
اماس غدد لفناوی
sylosis
اماس پلک وسفتی
his eyes were inflammed
چشمهایش اماس کرد
duodenitis
اماس روده اثناعشر
mastitis
اماس غدههای پستان
scrotitis
اماس کیسه خایه
diaphragmitis
اماس حجاب حاجز
endocarditis
اماس غشاء درونی دل
endometritis
اماس درونی زهدان
iritic
دچار اماس عنبیه
iritic
وابسته به اماس عنبیه
gastro enteritis
اماس معده وروده
ileitis
اماس روده دراز
laminitis
اماس لایههای حساس
gnathitis
اماس ارواره بالا
vaginitis
اماس یا ورم مهبل
fibro chondritis
اماس غضروف لیفی
enostosis
اماس درونی استخوان
hyalitis
اماس رطوبت شیشهای
diaphragmatitis
اماس حجاب حاجز
deliescence
تحلیل ناگهانی اماس
bursitis
اماس کیسههای مفصلی
acromastitis
اماس نوک پستان
parotiditis
اماس غده بناگوشی
oophoritis
اماس تخم دان
phlegmasia alba dolens
اماس سیاهرگهای نفاسی
pericarditis
اماس ابشامه قلب
antiphlogistic
داروی اماس نشان
paranephritis
اماس بافتهای گرداگردگرده
ophthalmia
اماس چشم رمد
arthritic
مبتلا به اماس مفصل
mesenteritis
اماس روده بند
moon blind
دچار اماس نوبتی
mastoditis
اماس زائده پستانی
myomatous
وابسته به اماس ماهیچه
tumescent
اماس کرده اماسیده
pleurisy
اماس شامه ریه
myocarditis
اماس ماهیچه قلب
middle finger
انگشت میان
medius
انگشت میان
little fingers
انگشت کوچک
digitate
انگشت دار
soleprint
انگشت نگاری از پا
soon koot
نوک انگشت
rule of thumb
حساب انگشت
potentilla
پنج انگشت
syndacty
چسبیده انگشت
the little finger
انگشت کهین
pollex
انگشت شست
medius
انگشت وسطی
pinky
انگشت کوچک
the middle finger
انگشت میانه
the ring finger
انگشت حلقه
marplot
انگشت به شیر زن
pinkie
انگشت کوچک
phalange
بند انگشت
to become a byword
انگشت نماشدن
sawison keut
نوک دو انگشت
fingered
انگشت مانند
fingerprint
اثر انگشت
fingering
استفاده از انگشت
the first or index finger
انگشت شهادت
the first or index finger
انگشت نشان
forefingers
انگشت شهادت
forefingers
انگشت نشان
index finger
انگشت نشان
index fingers
انگشت نشان
finger painting
نقاشی با انگشت
notoriety
انگشت نمایی
forefinger
انگشت شهادت
forefinger
انگشت نشان
ring fingers
انگشت انگشتر
knuckles
بند انگشت
fingered
انگشت دار
fingers
انگشت زدن
conspicuous
انگشت نما
fingertips
نوک انگشت
fingerprints
اثر انگشت
finger
انگشت زدن
fingerprinting
اثر انگشت
knuckle
بند انگشت
fingerprinted
اثر انگشت
agnail
میخچهء پا یا انگشت پا
toenail
ناخن انگشت پا
toenails
ناخن انگشت پا
gazing stock
انگشت نما
five finger
پنج انگشت
finger print
اثر انگشت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com