English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 183 (8 milliseconds)
English Persian
cutitis اماس زیرپوست
Other Matches
antineuritic برضد اماس عصب مخاف اماس عصبی
appendicitis اماس ضمیمه روده اماس اپاندیس
derma زیرپوست
hypodermis زیرپوست
intradermic واقع در زیرپوست
intradermal واقع در زیرپوست
hypodermal واقع در زیرپوست
dermatic وابسته به زیرپوست
purpura لکههای خونریزی زیرپوست
inturgescence اماس
pulmonitis اماس شش
phrenitis اماس مخ
phlegmasia اماس
encephalitis اماس مخ
frost hoil اماس
neuritis پی اماس
myelitis اماس
lymphdenomia اماس
edema اماس
intumescence اماس
double pneumonia اماس هر دو شش
dilation اماس
lymphangitis اماس
single pneumonia اماس یک شش
tuberosity اماس
poking اماس
turgidity اماس
swellings اماس
inflammation اماس
swelling اماس
tumefaction اماس
tumescence اماس
pokes اماس
tumidity اماس
vulvitis اماس کس
poked اماس
poke اماس
turgescent اماس کننده
turgescence اماس بادکردگی
metritis اماس زهدان
intumescent اماس کرده
hysteritis اماس زهدان
intumescent اماس کننده
garget اماس پستان
gastritis اماس معده
glandular swelling اماس غدد
gnathitis اماس گونه
hydrocile اماس خایه
intumesce اماس کردن
faucitis اماس گلو
ileitis اماس ایلئون
odontitis اماس دندان
tumid اماس کرده
osteitis اماس استخوان
otitis اماس گوش
salpingitis اماس شیپور
pyelitis اماس لگن چه
phlogosis اماس برونی
scleritis اماس صلبیه
podarthritis اماس بندهای پا
retinitis اماس شبکیه
orchitis اماس خایه
splenitis اماس اسپرز
ophthalmitis اماس چشم
iritis اماس عنبیه
keratitis اماس قرنیه
tumefactive اماس دار
lentitis اماس جلیدیه
myositis اماس ماهیچه
nasitis اماس بینی
nephritis اماس گرده
tracheitis اماس نای
quinsy اماس چرکدارلوزتین
fretty اماس کرده
dermatitis اماس پوست
dactylitis اماس انگشت
enchondroma اماس غضروفی
antiphlogistic اماس نشان
swelled اماس کردن
dermatosis اماس پوست
swell اماس کردن
arthritis اماس مفصل
arteritis اماس شریان
hepatitis اماس کبدی
ague cake اماس اسپرزازنوبه
colitis اماس قولون
colpitis اماس مهبل
carcinoma اماس سرطانی
swells اماس کردن
bunchout اماس کردن
inoma اماس لیفی
fibroma اماس لیفی
huff اماس کردن
turgid اماس دار
swollen اماس کرده
tonsillitis اماس لوزه
cystitis اماس مثانه
palpebritis اماس پلک
blepharitis اماس پلک
crystallitis اماس جلیدیه
bronchitis اماس نایژه
enteritis اماس روده
brainfever اماس مغز
conjunctivitis اماس ملتحمه
oophoritis اماس تخم دان
antiphlogistic داروی اماس نشان
myomatous وابسته به اماس ماهیچه
mesenteritis اماس روده بند
ophthalmia اماس چشم رمد
arthritic مبتلا به اماس مفصل
phlegmasia alba dolens اماس سیاهرگهای نفاسی
paranephritis اماس بافتهای گرداگردگرده
parotiditis اماس غده بناگوشی
scrotitis اماس کیسه خایه
sylosis اماس پلک وسفتی
pericarditis اماس ابشامه قلب
acromastitis اماس نوک پستان
pleurisy اماس شامه ریه
myocarditis اماس ماهیچه قلب
diaphragmitis اماس حجاب حاجز
duodenitis اماس روده اثناعشر
endo arterities اماس درونی شریان
ileitis اماس روده دراز
endocarditis اماس غشاء درونی دل
endometritis اماس درونی زهدان
enostosis اماس درونی استخوان
hyalitis اماس رطوبت شیشهای
his eyes were inflammed چشمهایش اماس کرد
vaginitis اماس یا ورم مهبل
gnathitis اماس ارواره بالا
fibro chondritis اماس غضروف لیفی
diaphragmatitis اماس حجاب حاجز
iritic دچار اماس عنبیه
iritic وابسته به اماس عنبیه
moon blind دچار اماس نوبتی
bursitis اماس کیسههای مفصلی
housemaid's knee اماس کاسه زانو
mastoditis اماس زائده پستانی
mastitis اماس غدههای پستان
lymphadenitis اماس غدد لفناوی
gastro enteritis اماس معده وروده
tumescent اماس کرده اماسیده
deliescence تحلیل ناگهانی اماس
laminitis اماس لایههای حساس
rachitis اماس یا ورم مهره پشت
meningitis اماس پاشام مغز مننژیت
arthritic مربوط به ورم و اماس مفصل
uteritis اماس زهدان التهاب رحم
rhachitis اماس یا ورم مهره پشت
tumify اماس کردن متورم ساختن
moon blindness اماس نوبتی در چشم اسب
mallenders اماس پشت زانوی اسب
malanders اماس پشت زانوی اسب
encephalomyelitis اماس مغز ونخاع شوکی
internal ophthalmia اماس درونی تخم چشم
paranephritis اماس غده روی گرده
parosteitis اماس بافتهای پیرامون استخوان
parotitic وابسته به اماس غده بناگوشی
pericarditis اماس برون شامه قلب
periostitis اماس پوشش یا ضریع استخوان
phlebitic وابسته به اماس دیواره ورید
phlebitic دچار اماس جدار ورید
excrescency اماس گیاهی یا حیوانی برامدگی
external ophthalmia اماس برونی تخم چشم
gingivitis اماس و التهاب لثه دندان
typhlitis اماس روده کور ورم اعور
adhesion اتصال و پیوستگی غیرطبیعی سطوح در اماس
parotitic دچار اماس در غده بنا گوشی
acanthoma اماس سلولهای خارداربافت پوششی مالپیقی
laryngitis اماس خشک نای التهاب حنجره
pleurohepatitis اماس شامه شش وجگر التهاب غشاریه وکبد
phlogistic وابسته به اصل اتش مربوط به اماس وتب
phlegmon اماس بافت اگینی که یکجوران دنبل است
urethritis اماس مجرای پیشاب ورم مجاری بول
lampas کام اماس کام دهان اسب یکجور پارچه ابریشمی گلدار
pink eye اماس واگیره دارملتحمه یکجور تب واگیره داردر اسب
neuritis التهاب یا اماس وزخم عصبی که دردناک است وسبب ناراحتی عصبی وگاهی فلج میگردد
tympanitis اماس طبل گوش ورم گوش میانی
myocarditis اماس ماهیچه قلب ورم عضله قلب
inflames دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflame دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflaming دارای اماس کردن ملتهب کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com