English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 182 (8 milliseconds)
English Persian
encephalomyelitis اماس مغز ونخاع شوکی
Other Matches
antineuritic برضد اماس عصب مخاف اماس عصبی
appendicitis اماس ضمیمه روده اماس اپاندیس
spinal cord نخاع شوکی
accessory nerve عصب شوکی
nervus accessorius عصب شوکی
spinal cords نخاع شوکی
spinal cord مغز حرام نخاع شوکی
spinal cords مغز حرام نخاع شوکی
phrenitis اماس مخ
inturgescence اماس
tumescence اماس
intumescence اماس
single pneumonia اماس یک شش
tumefaction اماس
tuberosity اماس
frost hoil اماس
pulmonitis اماس شش
myelitis اماس
phlegmasia اماس
dilation اماس
double pneumonia اماس هر دو شش
pokes اماس
poked اماس
vulvitis اماس کس
swellings اماس
poking اماس
poke اماس
neuritis پی اماس
lymphdenomia اماس
turgidity اماس
inflammation اماس
swelling اماس
encephalitis اماس مخ
lymphangitis اماس
tumidity اماس
edema اماس
gastritis اماس معده
phlogosis اماس برونی
enteritis اماس روده
fretty اماس کرده
inoma اماس لیفی
ileitis اماس ایلئون
fibroma اماس لیفی
faucitis اماس گلو
garget اماس پستان
pyelitis اماس لگن چه
glandular swelling اماس غدد
gnathitis اماس گونه
myositis اماس ماهیچه
nephritis اماس گرده
nasitis اماس بینی
odontitis اماس دندان
lentitis اماس جلیدیه
keratitis اماس قرنیه
iritis اماس عنبیه
ophthalmitis اماس چشم
intumescent اماس کننده
intumescent اماس کرده
intumesce اماس کردن
osteitis اماس استخوان
otitis اماس گوش
hysteritis اماس زهدان
orchitis اماس خایه
hydrocile اماس خایه
scleritis اماس صلبیه
metritis اماس زهدان
quinsy اماس چرکدارلوزتین
huff اماس کردن
cystitis اماس مثانه
tumefactive اماس دار
turgescent اماس کننده
swollen اماس کرده
tonsillitis اماس لوزه
bronchitis اماس نایژه
tracheitis اماس نای
ague cake اماس اسپرزازنوبه
conjunctivitis اماس ملتحمه
swells اماس کردن
dermatitis اماس پوست
hepatitis اماس کبدی
arthritis اماس مفصل
turgescence اماس بادکردگی
tumid اماس کرده
swell اماس کردن
colitis اماس قولون
swelled اماس کردن
antiphlogistic اماس نشان
cutitis اماس زیرپوست
dermatosis اماس پوست
dactylitis اماس انگشت
salpingitis اماس شیپور
enchondroma اماس غضروفی
crystallitis اماس جلیدیه
colpitis اماس مهبل
carcinoma اماس سرطانی
podarthritis اماس بندهای پا
splenitis اماس اسپرز
bunchout اماس کردن
retinitis اماس شبکیه
brainfever اماس مغز
palpebritis اماس پلک
blepharitis اماس پلک
turgid اماس دار
arteritis اماس شریان
vaginitis اماس یا ورم مهبل
oophoritis اماس تخم دان
myocarditis اماس ماهیچه قلب
myomatous وابسته به اماس ماهیچه
scrotitis اماس کیسه خایه
ophthalmia اماس چشم رمد
sylosis اماس پلک وسفتی
pericarditis اماس ابشامه قلب
phlegmasia alba dolens اماس سیاهرگهای نفاسی
paranephritis اماس بافتهای گرداگردگرده
parotiditis اماس غده بناگوشی
enostosis اماس درونی استخوان
hyalitis اماس رطوبت شیشهای
antiphlogistic داروی اماس نشان
housemaid's knee اماس کاسه زانو
bursitis اماس کیسههای مفصلی
his eyes were inflammed چشمهایش اماس کرد
deliescence تحلیل ناگهانی اماس
diaphragmatitis اماس حجاب حاجز
diaphragmitis اماس حجاب حاجز
gnathitis اماس ارواره بالا
duodenitis اماس روده اثناعشر
endo arterities اماس درونی شریان
gastro enteritis اماس معده وروده
fibro chondritis اماس غضروف لیفی
endocarditis اماس غشاء درونی دل
endometritis اماس درونی زهدان
acromastitis اماس نوک پستان
arthritic مبتلا به اماس مفصل
pleurisy اماس شامه ریه
mastoditis اماس زائده پستانی
mesenteritis اماس روده بند
moon blind دچار اماس نوبتی
lymphadenitis اماس غدد لفناوی
mastitis اماس غدههای پستان
laminitis اماس لایههای حساس
iritic وابسته به اماس عنبیه
iritic دچار اماس عنبیه
tumescent اماس کرده اماسیده
ileitis اماس روده دراز
meningitis اماس پاشام مغز مننژیت
rachitis اماس یا ورم مهره پشت
uteritis اماس زهدان التهاب رحم
arthritic مربوط به ورم و اماس مفصل
parotitic وابسته به اماس غده بناگوشی
tumify اماس کردن متورم ساختن
excrescency اماس گیاهی یا حیوانی برامدگی
external ophthalmia اماس برونی تخم چشم
paranephritis اماس غده روی گرده
parosteitis اماس بافتهای پیرامون استخوان
moon blindness اماس نوبتی در چشم اسب
pericarditis اماس برون شامه قلب
periostitis اماس پوشش یا ضریع استخوان
phlebitic وابسته به اماس دیواره ورید
phlebitic دچار اماس جدار ورید
gingivitis اماس و التهاب لثه دندان
malanders اماس پشت زانوی اسب
mallenders اماس پشت زانوی اسب
rhachitis اماس یا ورم مهره پشت
internal ophthalmia اماس درونی تخم چشم
typhlitis اماس روده کور ورم اعور
adhesion اتصال و پیوستگی غیرطبیعی سطوح در اماس
acanthoma اماس سلولهای خارداربافت پوششی مالپیقی
laryngitis اماس خشک نای التهاب حنجره
parotitic دچار اماس در غده بنا گوشی
pleurohepatitis اماس شامه شش وجگر التهاب غشاریه وکبد
phlogistic وابسته به اصل اتش مربوط به اماس وتب
urethritis اماس مجرای پیشاب ورم مجاری بول
phlegmon اماس بافت اگینی که یکجوران دنبل است
lampas کام اماس کام دهان اسب یکجور پارچه ابریشمی گلدار
pink eye اماس واگیره دارملتحمه یکجور تب واگیره داردر اسب
neuritis التهاب یا اماس وزخم عصبی که دردناک است وسبب ناراحتی عصبی وگاهی فلج میگردد
myocarditis اماس ماهیچه قلب ورم عضله قلب
tympanitis اماس طبل گوش ورم گوش میانی
inflame دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflames دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflaming دارای اماس کردن ملتهب کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com