English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
moon blindness اماس نوبتی در چشم اسب
Search result with all words
moon blind دچار اماس نوبتی
Other Matches
antineuritic برضد اماس عصب مخاف اماس عصبی
appendicitis اماس ضمیمه روده اماس اپاندیس
periodic نوبتی
serials نوبتی
serial نوبتی
paroxysmal نوبتی
typic نوبتی
tyupical نوبتی
periodical نوبتی
intermittent نوبهای نوبتی
serial processing پردازش نوبتی
serial storage انباره نوبتی
serial subtractor کاهشگر نوبتی
serial tranmission مخابره نوبتی
serializer نوبتی کننده
consecutive climbing صعود نوبتی
serial operation عمل نوبتی
shift نوبتی استعداد
henotheism توحید نوبتی
shifted نوبتی استعداد
shifts نوبتی استعداد
serial computer کامپیوتر نوبتی
serial feeding تغذیه نوبتی
serial printer چاپگر نوبتی
rotational post شغل نوبتی
serial adder افزایشگر نوبتی
serials نوبتی ردهای
serial access دستیابی نوبتی
serial نوبتی ردهای
rotation تعویض نوبتی یکانها یا افراد
serializing نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialised نوبتی کردن پیاپی ساختن
serializes نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialises نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialized نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialize نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialising نوبتی کردن پیاپی ساختن
squads گروه 5 نفری تیراندازان در مسابقه نوبتی
squad گروه 5 نفری تیراندازان در مسابقه نوبتی
pacer شریک نوبتی بازیگروقتی که شرکت کننده کم باشد
rotating unit یکان در حال تعویض یاچرخش نوبتی بین پستها
paced شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
paces شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
pace شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
lymphangitis اماس
lymphdenomia اماس
frost hoil اماس
inturgescence اماس
intumescence اماس
myelitis اماس
double pneumonia اماس هر دو شش
neuritis پی اماس
encephalitis اماس مخ
edema اماس
phlegmasia اماس
dilation اماس
phrenitis اماس مخ
poke اماس
swellings اماس
poked اماس
tumidity اماس
tumescence اماس
tumefaction اماس
tuberosity اماس
swelling اماس
single pneumonia اماس یک شش
pulmonitis اماس شش
pokes اماس
vulvitis اماس کس
poking اماس
inflammation اماس
turgidity اماس
keratitis اماس قرنیه
metritis اماس زهدان
lentitis اماس جلیدیه
iritis اماس عنبیه
hydrocile اماس خایه
intumescent اماس کننده
intumescent اماس کرده
tracheitis اماس نای
intumesce اماس کردن
ileitis اماس ایلئون
hysteritis اماس زهدان
turgescent اماس کننده
turgescence اماس بادکردگی
myositis اماس ماهیچه
scleritis اماس صلبیه
retinitis اماس شبکیه
quinsy اماس چرکدارلوزتین
pyelitis اماس لگن چه
podarthritis اماس بندهای پا
phlogosis اماس برونی
splenitis اماس اسپرز
tumefactive اماس دار
otitis اماس گوش
osteitis اماس استخوان
tumid اماس کرده
ophthalmitis اماس چشم
odontitis اماس دندان
orchitis اماس خایه
nephritis اماس گرده
nasitis اماس بینی
salpingitis اماس شیپور
dactylitis اماس انگشت
antiphlogistic اماس نشان
ague cake اماس اسپرزازنوبه
enteritis اماس روده
tonsillitis اماس لوزه
swollen اماس کرده
dermatosis اماس پوست
turgid اماس دار
cystitis اماس مثانه
arteritis اماس شریان
blepharitis اماس پلک
cutitis اماس زیرپوست
crystallitis اماس جلیدیه
palpebritis اماس پلک
colpitis اماس مهبل
carcinoma اماس سرطانی
bunchout اماس کردن
enchondroma اماس غضروفی
brainfever اماس مغز
conjunctivitis اماس ملتحمه
faucitis اماس گلو
fibroma اماس لیفی
dermatitis اماس پوست
colitis اماس قولون
glandular swelling اماس غدد
arthritis اماس مفصل
gnathitis اماس گونه
gastritis اماس معده
huff اماس کردن
swell اماس کردن
hepatitis اماس کبدی
swells اماس کردن
inoma اماس لیفی
swelled اماس کردن
fretty اماس کرده
bronchitis اماس نایژه
garget اماس پستان
vaginitis اماس یا ورم مهبل
tumescent اماس کرده اماسیده
diaphragmitis اماس حجاب حاجز
pericarditis اماس ابشامه قلب
phlegmasia alba dolens اماس سیاهرگهای نفاسی
bursitis اماس کیسههای مفصلی
pleurisy اماس شامه ریه
sylosis اماس پلک وسفتی
acromastitis اماس نوک پستان
scrotitis اماس کیسه خایه
arthritic مبتلا به اماس مفصل
antiphlogistic داروی اماس نشان
hyalitis اماس رطوبت شیشهای
deliescence تحلیل ناگهانی اماس
housemaid's knee اماس کاسه زانو
oophoritis اماس تخم دان
iritic وابسته به اماس عنبیه
laminitis اماس لایههای حساس
lymphadenitis اماس غدد لفناوی
fibro chondritis اماس غضروف لیفی
endo arterities اماس درونی شریان
endocarditis اماس غشاء درونی دل
endometritis اماس درونی زهدان
enostosis اماس درونی استخوان
myomatous وابسته به اماس ماهیچه
myocarditis اماس ماهیچه قلب
mastitis اماس غدههای پستان
mastoditis اماس زائده پستانی
ophthalmia اماس چشم رمد
iritic دچار اماس عنبیه
his eyes were inflammed چشمهایش اماس کرد
ileitis اماس روده دراز
parotiditis اماس غده بناگوشی
mesenteritis اماس روده بند
gnathitis اماس ارواره بالا
paranephritis اماس بافتهای گرداگردگرده
diaphragmatitis اماس حجاب حاجز
duodenitis اماس روده اثناعشر
gastro enteritis اماس معده وروده
tumify اماس کردن متورم ساختن
uteritis اماس زهدان التهاب رحم
mallenders اماس پشت زانوی اسب
malanders اماس پشت زانوی اسب
gingivitis اماس و التهاب لثه دندان
meningitis اماس پاشام مغز مننژیت
internal ophthalmia اماس درونی تخم چشم
external ophthalmia اماس برونی تخم چشم
excrescency اماس گیاهی یا حیوانی برامدگی
paranephritis اماس غده روی گرده
parosteitis اماس بافتهای پیرامون استخوان
encephalomyelitis اماس مغز ونخاع شوکی
phlebitic وابسته به اماس دیواره ورید
periostitis اماس پوشش یا ضریع استخوان
rachitis اماس یا ورم مهره پشت
phlebitic دچار اماس جدار ورید
rhachitis اماس یا ورم مهره پشت
arthritic مربوط به ورم و اماس مفصل
pericarditis اماس برون شامه قلب
parotitic وابسته به اماس غده بناگوشی
parotitic دچار اماس در غده بنا گوشی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com