Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
bailment
امانت داری سمساری
Other Matches
trusteedhip
امانت داری
trusteeship
امانت داری
keeps
حفافت امانت داری
keep
حفافت امانت داری
to have custody of
نگهداری یا امانت داری کردن از
flea market
سمساری
flea markets
سمساری
second hand stores
سمساری
dude ranch
گله داری واسب سواری وحشم داری
statecraft
کشور داری ملک داری
You deserve it.
حق داری ( استحقاق آنرا داری )
collapse capitalism
فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
marxist economics
نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
fideism
امانت
given in trust
به امانت
custody
امانت
parcels
امانت
parcel
امانت
integrity
امانت
trusteedhip
امانت
trustworthiness
امانت
trusteeship
امانت
trusted
امانت
trust
امانت
trusts
امانت
safekeeping
امانت
deposits
امانت
agentship
امانت
deposit
امانت
honesty
امانت
bailee
امانت دار
parcel
امانت پستی
to keep in d.
امانت گذاشتن
trusts
امانت گذاشتن
depositary
امانت دار
parcels
امانت پستی
bailment
امانت گیری
bailer
امانت گذار
bestows
امانت گذاردن
bailee
امانت گیر
abuse of confidence
خیانت در امانت
receivership
امانت دادگاه
receivership
مقام امانت
consignee
گیرنده امانت
depositor
امانت گذار
depository
امانت دار
have custody of
امانت نگهداشتن
malversation
خیانت در امانت
consignments
امانت فرستادن
consignments
امانت فروش
consignment
امانت فرستادن
consignment
امانت فروش
breach of trust
خیانت در امانت
barratry
خیانت در امانت
bailor
امانت گذار
bestowing
امانت گذاردن
bestowed
امانت گذاردن
checkout
به امانت گرفتن
trust
امانت ودیعه
trust
امانت گذاشتن
trusted
امانت گذاشتن
trusts
امانت ودیعه
dishonest
فاقد امانت
dishonesty
عدم امانت
checkouts
به امانت گرفتن
trusted
امانت ودیعه
trustees
امانت دار
consigned
امانت گذاردن
awards
امانت گذاردن
consign
امانت گذاردن
under trustee
تحت امانت
bestow
امانت گذاردن
depositing
به امانت گذاشتن
award
امانت گذاردن
consigns
امانت گذاردن
consigning
امانت گذاردن
awarded
امانت گذاردن
awarding
امانت گذاردن
trustee
امانت دار
capitalism
کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
consignment
کالای امانت فروش
parcel
بسته یا امانت پستی
consignments
کالای امانت فروش
parcels
بسته یا امانت پستی
deed of trust
سند تودیع امانت
deposit with someone
نزد کسی امانت گذاردن
commission
حق العمل کاری امانت فروشی
commissioning
حق العمل کاری امانت فروشی
commissions
حق العمل کاری امانت فروشی
truster
باور کننده امانت گذار
keep in trust
به عنوان امانت نگهداری کردن چیزی
ossuary
محل امانت گذاری استخوان مرده
Can you lend me ...
آیا ممکن است ... را به من امانت بدهید؟
safe deposit
صندوق اهن مخصوص امانت اشیاء گرانبها
checkroom
اطاق امانت گذاری بار وچمدان وپالتو
morgue
جای امانت مردگانی که هویت انهامعلوم نیست
morgues
جای امانت مردگانی که هویت انهامعلوم نیست
trust company
شرکت امین یا امانت دار بانکی که امانات وسپرده هارا نیز نگهمیدارد
bigamy
دو زن داری
grittiness
شن داری
wet storage
تر داری
tensility
کش داری
blind man's buff
از من داری
bailment
امانت گذاشتن سپردن جنس به تاجری که اعتبارش معلوم نیست باضمانت شخص ثالث
bean caper
پیرسن داری
blind mans buff
ازمن داری
spinosity
سیخ داری
slaveholding
برده داری
bulkiness
تنه داری
serrulation
دندانه داری
bank protection
ساحل داری
cellarge
حق انبار داری
treasurership
خزانه داری
treasury general
خرانه داری کل
tresury general
خزانه داری کل
viscosity
شیره داری
bulkiness
جثه داری
self restraint
خود داری
lucubration
شب زنده داری
incumbency
عهده داری
dry storage
خشک داری
household art
هنرخانه داری
fisk
خزانه داری
non commital
خود داری
creaminess
خامه داری
continenece
خود داری
rhythmicity
نواخت داری
stigmatism
خال داری
retenv
خود داری
pernoctation
شب زنده داری
patchiness
وصله داری
conchiferous
داری صدف
notbility
خانه داری
house work
خانه داری
bursaries
خزانه داری
altruism
همگونه داری
communism
مردم داری
sang-froid
خود داری
wakes
شب زنده داری
sang froid
خود داری
slavery
برده داری
treasury
خزانه داری
farming
مزرعه داری
tenancy
اجاره داری
thrift
خانه داری
wake
شب زنده داری
Exchequer
خزانه داری
leasehold
اجاره داری
wakefulness
شب زنده داری
night waking
شب زنده داری
fasting
روزه داری
vigil
شب زنده داری
vigils
شب زنده داری
refusals
خود داری رد
refusal
خود داری رد
capitalism
سرمایه داری
bursary
خزانه داری
tenure
اجاره داری
quartermaster
سررشته داری
angulation
زاویه داری
abstinence;or abstinency
خود داری
menage
خانه داری
tenancies
اجاره داری
leasing
اجاره داری
angularity
زاویه داری
charges
عهده داری
angularity
گوشه داری
housekeeping
خانه داری
waked
شب زنده داری
charge
عهده داری
quartermasters
سررشته داری
anti capitalist
ضد سرمایه داری
vigilance
شب زنده داری
to possess oneself
خود داری کردن
capitalism
رژیم سرمایه داری
run the show
اختیار داری کردن
How old are you?Whats your age?
چند سال داری ؟
procurator general
کفیل خزانه داری
precapitalism
پیش از سرمایه داری
precapitalism
ماقبل سرمایه داری
capitalistic
منسوب به سرمایه داری
refrainment
خود داری اجتناب
Chancellors of the Exchequer
وزیر خزانه داری
refrained
خود داری کردن
refraining
خود داری کردن
refrains
خود داری کردن
bourgeoisie
سرمایه داری بورژوازی
baby sit
بچه داری کردن
baby-sitting
بچه داری کردن
baby-sits
بچه داری کردن
baby-sat
بچه داری کردن
refrain
خود داری کردن
to rule the roast
اختیار داری کردن
What do you feel like having today?
امروز تو به چه اشتها داری؟
spatiality
فضا داری فضائیت
Chancellor of the Exchequer
وزیر خزانه داری
home economics
اقتصاد خانه داری
chamberlainship
پرده داری گنجوری
To keep late nights
[hours]
شب زنده داری کردن
to govern one's passions
خود داری کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com