English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
pretest امتحان مقدماتی بعمل اوردن
Other Matches
pretest امتحان مقدماتی
preliminary امتحان مقدماتی
preliminaries امتحان مقدماتی
to take steps اقدامات بعمل اوردن
to take measures اقدامات بعمل اوردن
to make enquiries into تحقیقات بعمل اوردن
raises تحریک کردن بعمل اوردن
raise تحریک کردن بعمل اوردن
to make inquires into a matter در امری تحقیقات بعمل اوردن
betroth مراسم نامزدی بعمل اوردن
he did his utmost نهایت کوشش را بعمل اوردن
to strain every nerve منتهای کوشش را بعمل اوردن
to exhaust one's efforts منتهای کوشش را بعمل اوردن
botanize تحقیقات گیاه شناسی بعمل اوردن
lyse بوسیله " لیزین " تجزیه سلولی بعمل اوردن
one's light s نهایت کوشش را در حدودتوانایی یا استعداد خود بعمل اوردن
snooping بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
snooped بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
snoop بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
snoops بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
investigating استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
investigates استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
investigated استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
investigate استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
prolegomenon مقدماتی کلمات مقدماتی
basic unit training اموزش مقدماتی یکان اموزش مقدماتی واحد
take steps اقدامات بعمل امده
do the necessary اقدام لازم بعمل اورید
To hold an official inquiry. تحقیق رسمی بعمل آوردن
snoopy بعمل اورنده تحقیقات محرمانه
i did my very best منتهای کوشش خود را بعمل اوردم
office of the future ارتباطات داده و سایر تکنولوژیهای الکترونیکی بعمل می اورد
guinea pig خوکچه هندی انسان یا حیوانی که روی ان ازمایش بعمل میاید
guinea pigs خوکچه هندی انسان یا حیوانی که روی ان ازمایش بعمل میاید
governmentalize تحت کنترل حکومت در اوردن بصورت دولتی در اوردن
to press against any thing بر چیزی فشار اوردن بچیزی زور اوردن
jargonize بزبان غیر مصطلح یا امیخته در اوردن یا ترجمه کردن بقالب اصطلاحات خاص علمی یافنی مخصوص در اوردن
grasped بچنگ اوردن گیر اوردن
grasps بچنگ اوردن گیر اوردن
grasp بچنگ اوردن گیر اوردن
delivered duty paid یکی از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کلیه اقدامات لازم از جمله پرداخت عوارض را بعمل اورده و کالای مورد معامله را در محل خریدار به اوتحویل میدهد
preparative مقدماتی
preludial مقدماتی
elementarily مقدماتی
prodromal مقدماتی
proforma مقدماتی
prolusory مقدماتی
prolegomenous مقدماتی
rudimental مقدماتی
first مقدماتی
elementary مقدماتی
tentative مقدماتی
prelusive مقدماتی
introductory مقدماتی
preparatory مقدماتی
preliminaries مقدماتی
prolegomenary مقدماتی
introductive مقدماتی
precursive مقدماتی
elemental مقدماتی
preliminary مقدماتی
demarche بعمل می اورد . به این معنی که فرستاده ویژهای برای مذاکره درباره مطلب مورد نظر و تقدیم مدارک کتبی به ان کشور نزد وزیرامور خارجه ان می فرستد
preliminary مقدمات مقدماتی
responsions ازمون مقدماتی
prolusion مقاله مقدماتی
preliminary دور مقدماتی
bottom blown converter مبدل دم مقدماتی
propaedeutic تعلیمات مقدماتی
primary مقدماتی نخستین
preparation اقدام مقدماتی
propaedeutic تحصیلات مقدماتی
preparations اقدام مقدماتی
preliminaries دور مقدماتی
basic course دوره مقدماتی
heat مسابقه مقدماتی
first aid کمکهای مقدماتی
primary مقدماتی اصلی
basic hole سوراخ مقدماتی
interludes نگهداری مقدماتی
prelude قسمت مقدماتی
primary ابتدایی مقدماتی
basic research تحقیقات مقدماتی
preludes قسمت مقدماتی
interlude نگهداری مقدماتی
subassembly مونتاژ مقدماتی
basic training اموزش مقدماتی
preliminaries مقدمات مقدماتی
heats مسابقه مقدماتی
rudiment علوم مقدماتی
perlim دوره مقدماتی
elementary مقدماتی پایهای
preliminary investigation بررسی مقدماتی
fore exercise تمرین مقدماتی
preliminary design طرح مقدماتی
pilot injection تزریق مقدماتی
pilot study بررسی مقدماتی
prep مدرسه مقدماتی
preparative کار مقدماتی
elimination heat دوره مقدماتی
forehearth کوره مقدماتی
elementary item قلم مقدماتی
preliminary expenses هزینههای مقدماتی
basics اساسی مقدماتی
preliminary negotiations مذاکرات مقدماتی
preliminary test ازمایش مقدماتی
first cut برش مقدماتی
junior high school دبیرستان مقدماتی
preliminary treatment عملیات مقدماتی
preliminary works کارهای مقدماتی
preliminary budget بودجه مقدماتی
basic اساسی مقدماتی
basic مقدماتی اساسی
introduction to physics فیزیک مقدماتی
basics مقدماتی اساسی
Travaux preparatoires کارهای مقدماتی
prime color رنگ مقدماتی
elementary gate دریچه مقدماتی
preceding pass کالیبر مقدماتی
proem رساله مقدماتی
proforma invoice سیاهه مقدماتی
preparatory response پاسخ مقدماتی
economizer کرمکن مقدماتی
preheater گرمکن مقدماتی
precompression تراکم مقدماتی
preselector سلکتور مقدماتی
preselection انتخاب مقدماتی
magnetic biasing مغناطیس گردانی مقدماتی
pre heat حرارت دادن مقدماتی
fundamental اصولی مقدماتی اساسی
pre load بار کردن مقدماتی
basic bessemer converter مبدل مقدماتی بسمر
basic bessemer process فرایند مقدماتی بسمر
basic bessemer steel فولاد مقدماتی بسمر
basic combat training اموزش رزم مقدماتی
rudimentary knowledge دانش مقدماتی یا نخستین
black pickling اسید شویی مقدماتی
preparatory students شاگردان تهیه یا مقدماتی
prolusion اثر هنری مقدماتی
preselect انتخاب کردن مقدماتی
incipience وضع مقدماتی ابتدایی
incipincy وضع مقدماتی ابتدایی
reconnaissance بازدید مقدماتی اکتشاف
supercharge متراکم کردن مقدماتی
basic machine unit واحد دستگاه مقدماتی
eliminator برنه در دور مقدماتی
elementary algebra جبر مقدماتی [ریاضی]
pre design estimate براورد مقدماتی طرح
terrtorialize محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
junior college دانشکده مقدماتی تا دو ساله اموزشکده
strategic reconnaissance بررسی مقدماتی وضع دشمن
flight بهترین نتیجه دور مقدماتی
white primary اخذ اراء مقدماتی حزبی
literacy فهمیدن اصول مقدماتی کامپیوتر
preliminary budget forecast پیش بینی مقدماتی بودجه
basic bessemer pig iron اهن خام مقدماتی توماس
protocol مقاوله نامه موافقت مقدماتی
protocols مقاوله نامه موافقت مقدماتی
checks امتحان
checked امتحان
check امتحان
tentatively من باب امتحان
quizzes امتحان
quiz امتحان
assay امتحان
assays امتحان
trial امتحان
test امتحان
quiz [American] امتحان
examinations امتحان
examination امتحان
tests امتحان
examination امتحان
trials امتحان
examinations امتحان ها
tests امتحان ها
checking امتحان
test امتحان
inspection امتحان
try امتحان
tries امتحان
trial امتحان
trials امتحان ها
tested امتحان
basic relay post پایگاه مقدماتی تحویل و تحول بیماران
house of delegates مجلس مقننه مقدماتی ویرجینیا ومریلند
preparatory تیراندازی مقدماتی تیر تهیه برای تک
examiners امتحان کننده
experimenting امتحان عمل
experiments امتحان عمل
trials ازمایش امتحان
test امتحان کردن
trial امتحان کردن
trial ازمایش امتحان
experimented امتحان عمل
experiment امتحان عمل
tested امتحان کردن
trials امتحان کردن
test امتحان محک
examiner امتحان کننده
essay examination امتحان انشایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com