English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (24 milliseconds)
English Persian
great go امتحان نهایی در دانشگاه برای گرفتن درجه
Other Matches
greats امتحان نهایی دردانشگاه برای گرفتن درجه
matriculation امتحان ورودی دانشگاه کنکور
he went out in the poll امتحان دانشگاه را گذراندولی امتیاز ویژهای نگرفت
little go نخستین امتحانی که برای گرفتن درجه در a.b کمبریج باید داد
elevation stop حد نهایی درجه
final temperature درجه حرارت نهایی
prep school دبیرستان آمادگی برای ورود به دانشگاه
sixth form دورهی آماده سازی برای دانشگاه
prep schools دبیرستان آمادگی برای ورود به دانشگاه
sixth forms دورهی آماده سازی برای دانشگاه
Master of Arts صاحب درجهای از دانشگاه که اصولا` میتواند در دانشگاه اموزگاری کند
Masters of Arts صاحب درجهای از دانشگاه که اصولا` میتواند در دانشگاه اموزگاری کند
to try something on چیزی را برای امتحان پوشیدن
to take one's d. درجه گرفتن
graduating درجه گرفتن
graduation درجه گرفتن
graduate درجه گرفتن
graduates درجه گرفتن
ordeal امتحان سخت برای اثبات بیگناهای
to try on برای امتحان پوشیدن بطورازمایش اغازکردن
crams خودرا برای امتحان اماده کردن
cramming خودرا برای امتحان اماده کردن
crammed خودرا برای امتحان اماده کردن
cram خودرا برای امتحان اماده کردن
ordeals امتحان سخت برای اثبات بیگناهای
gradation ترفیع درجه گرفتن
gradations ترفیع درجه گرفتن
all the way اخرین یورش برای لمس نقطه نهایی
crammer کسیکه کارش اماده کردن شاگردان برای امتحان بطورسطحی است
glides حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glided حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glide حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
check plot یک ترسیم قلمی که به طورخودکار توسط سیستم CADقبل از ایجاد خروجی نهایی برای اصلاح و ویرایش تصویری تولید شود
dan درجه 1 تا 01 برای مهارت در دفاع
One point for you. یک درجه امتیاز [ بازی] برای تو.
telic نهایی دارای هدف نهایی
offset حجم اضافه شده به یک عدد یا آدرس برای دادن عدد نهایی
offsetting حجم اضافه شده به یک عدد یا آدرس برای دادن عدد نهایی
direct reading dial درجه بندی برای قرائت مستقیم
boilerplating قرار دادن بخشهای مختلف متن در کنار هم برای ایجاد متن نهایی
offset مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
offsetting مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
ES IS سیستم نهایی به سیستم میانی استاندار پروتکل OIS برای اینکه به کامپیوترهای میزبان
to send round the hat برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
nurser شیشه درجه دار برای شیردادن کودک
outsource به کار گرفتن شرکت دیگر برای مدیریت و تامین شبکه برای شرکت شی
windage درجه تنظیم تیر برای پیشگیری اثر باد
humidistat اسبابی برای تنظیم ونگاهداری درجه رطوبت درحد معینی
enlist برای سربازی گرفتن
enlists برای سربازی گرفتن
enlisting برای سربازی گرفتن
grader ماشینی که برای درجه بندی کردن مواد و محصول بکارمیرودو بانها شیب منظم میدهد
v ring تصویر شکاف درجه تفنگ روی خال سیاه هدف برای نمره دادن به تیراندازی
to borrow for ... weeks برای ... هفته قرض گرفتن
extra cover پوشش اضافی برای بل گرفتن
catch at برای گرفتن چیزی کوشیدن
to run for the bus برای گرفتن اتوبوس دویدن
to scramble for something هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
telescope وسیلهای برای گرفتن تابشهای الکترومگنتیک
gig نیزه چنگالی برای گرفتن ماهی
gigs نیزه چنگالی برای گرفتن ماهی
to hog <idiom> بی پروا برای خود گرفتن [اصطلاح]
To have design on someone . To malign someone . برای کسی مایه آمدن ( گرفتن )
to graps at anything برای گرفتن چیزی کوشش نمودن
bass bug حشره برای گرفتن ماهی خاردار
put to the question برای گرفتن اعتراف زجر دادن
move مانوور برای گرفتن نفر جلو
copy protect یچ برای جلوگیری از کپی گرفتن از یک دیسک
moved مانوور برای گرفتن نفر جلو
moves مانوور برای گرفتن نفر جلو
overtaking sight distance مسافت دید برای سبقت گرفتن
telescopes وسیلهای برای گرفتن تابشهای الکترومگنتیک
stair stepping روشی که در نمایشهای تصویری برای نمایش خط رسم شده در زاویهای به غیر از 54 درجه افقی یاعمودی بکار می رود
tampion توپی :چوب برای گرفتن دهانه توپ
prize fight جنگ با مشت برای گرفتن پول یا جایزه
burdended فاصله گرفتن از قایق جلویی برای عبور
cp دستور UNIX برای کپی گرفتن از فایل
carry گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
carries گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
carried گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
carrying گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
bid بدست گرفتن کنترل شبکه برای ارسال داده
shut out <idiom> مانع از گرفتن امتیاز برای تیم مقابل شدن
dead letter box فایلی برای گرفتن پیامهای غیر قابل ارسال
dummies کیسه استوانهای پرازپشم برای تمرین گرفتن حریف
to make a long arm [برای برداشتن یا گرفتن چیزی دست دراز کردن]
float ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
bids بدست گرفتن کنترل شبکه برای ارسال داده
dummy کیسه استوانهای پرازپشم برای تمرین گرفتن حریف
floats ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
blitzing حمله کمکی به مدافع برای گرفتن گوی ازحریف
blitzed حمله کمکی به مدافع برای گرفتن گوی ازحریف
disabling دستور به CPU برای نادیده گرفتن سیگنالهای وقفه
disables دستور به CPU برای نادیده گرفتن سیگنالهای وقفه
disable دستور به CPU برای نادیده گرفتن سیگنالهای وقفه
blitzes حمله کمکی به مدافع برای گرفتن گوی ازحریف
floated ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
blitz حمله کمکی به مدافع برای گرفتن گوی ازحریف
beam attack تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
tryout ازمون برای گزیدن نامزدمسابقات یانمایش وغیره ازمایش درجه استعداد ازمایش
decoyed طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoying طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoys طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
aligned ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
aligning ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
decoy طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
pass pattern مسیر منحنی که گیرنده پاس برای گرفتن توپ طی میکند
provisor کسیکه از طرف پاپ برای گرفتن درامد کلیسامعرفی میشد
to trap something [e.g. carbon dioxide] چیزی را گرفتن [جمع کردن] [برای مثال دی اکسید کربن ]
aligns ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
noise توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
align ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
noises توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
kill off سرعت گرفتن غیرعادی درمسابقه دو استقامت برای خسته کردن حریفان
elevation indicator صفحه مدرج درجه طبلک درجه
shoulder patch درجه روی بازوی درجه داران
ATC مجوز ناشر نرم افزار به کاربر برای گرفتن چندین کپی از برنامه
winner's circle محوطه نزدیک خط پایان درمسیر سوارکار و اسب برنده برای گرفتن جایزه
meaconing گرفتن و رله علایم رادیویی برای گیج کردن سیستم ناوبری دشمن
block the plate موضع گرفتن در خط پایگاه برای بیرون کردن و سوزاندن دونده با تماس توپ
braided الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
gauging rod میل سنجش) میلی است که مامور رسومات برای اندازه گرفتن عمق نوشاب
braids الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
pace شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
paced شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
paces شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
braid الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
damping vane پرهای در فلومتر سوخت برای کاهش دادن و گرفتن نوسانات حاصل از جریان متلاطم
internal wrenching bolt پیچ فولادی بسیار مقاومی که سر ان دارای فرورفتگی شش گوشی برای جا گرفتن اچارالن میباشد
caban طرز قرار گرفتن پایه هابصورت هرمی برای نگه داشتن بال بالای بدنه
Biomimicry تقلید از الگوهای طبیعی برای حل مشکلات بشر، مانند گرفتن ایده هواپیما از پرندگان و غیره.
format روش قرار گرفتن سط رها و ستون ها برای نمایش دادن داده یا حروف در کارت پانچ
formats روش قرار گرفتن سط رها و ستون ها برای نمایش دادن داده یا حروف در کارت پانچ
To tell some one his fortune . برای کسی فال گرفتن ( فال کسی را گرفتن )
sighting bar ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
third class درجه سوم بلیط درجه 3
third-class درجه سوم بلیط درجه 3
superelevation درجه ارتفاع درجه بلندی
an fitting رابطهایی برای اتصال لولههای پخدار یا قیفی شکل که دارای زاویه 73 درجه میباشند و فاصلهای بین تمام شدن دندانه ها و شروع قسمت پخدار وجود دارد
college دانشگاه
university دانشگاه
academy دانشگاه
colleges دانشگاه
universities دانشگاه
Univ دانشگاه
sighting leaf ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
aircraft arresting hook مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
college of [music, technology,...] دانشگاه فناوری
senior technical college دانشگاه فناوری
University of Applied Sciences [UAS] دانشگاه فناوری
Chancellors رئیس دانشگاه
Chancellor رئیس دانشگاه
academies دانشگاه اموزشگاه
the institution of a universit تاسیس دانشگاه
presidents رئیس دانشگاه
president رئیس دانشگاه
staff college دانشگاه جنگ
state university دانشگاه ایالتی
technical university دانشگاه فنی
state university دانشگاه دولتی
academy دانشگاه هنر
polytechnic دانشگاه فناوری
academical دانشجوی دانشگاه
Bounty hunter جایزه بگیر،کسی که کارش دستگیری خلافکارها برای گرفتن جایزه است
semifinal مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
vice-chancellor معاون رئیس دانشگاه
rectors رئیس دانشگاه رهبر
matriculant قبول شده در دانشگاه
rector رئیس دانشگاه رهبر
proctor مدیر اجرایی دانشگاه
vice-chancellors معاون رئیس دانشگاه
extramural مربوط به خارج از دانشگاه
semesters دوره 61 هفتهای دانشگاه
chairs کرسی استادی در دانشگاه
semester دوره 61 هفتهای دانشگاه
chairing کرسی استادی در دانشگاه
chaired کرسی استادی در دانشگاه
vice chancellor معاون رئیس دانشگاه
chair کرسی استادی در دانشگاه
oxonian وابسته به دانشگاه اکسفورد
war college دانشگاه عالی جنگ
to take a sample of blood گرفتن نمونه خون [برای آزمایش خون]
As a university professor , his performance stank. طرف گند زد به هر چه استاد دانشگاه !
academic costume لباس رسمی استادی دانشگاه
academicals لباس رسمی استادی دانشگاه
mattriculation نام نویسی دردانشکده یا دانشگاه
matriculated در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
matriculate در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
He was not admitted to the university. اورا به دانشگاه راه ندادند
send down دانشجویی را از دانشگاه بیرون کردن
He is majoring in mathematic at the university. در دانشگاه رشته ریاضیات می هواند
matriculating در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
matriculates در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
donnish وابسته به یا همانند استاد دانشگاه
faculty استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
faculties استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
spring practice دوره تمرینهای بهاری دانشگاه
in the schools مشغول دادن امتحانات دانشگاه
alma mater سرود رسمی مدرسه یا دانشگاه
matriculation دخول یا نام نویسی در دانشگاه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com