Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
testable
امتحان پذیر ازمایشی
Other Matches
ascendible
تفوق پذیر فراز پذیر
mixable
امیزش پذیر امتزاج پذیر
ascendable
تفوق پذیر فراز پذیر
reparable
اصلاح پذیر تعمیر پذیر
repairable
اصلاح پذیر تعمیر پذیر
educatable
تربیت پذیر تعلیم پذیر
educable
تربیت پذیر تعلیم پذیر
adaptable organism
موجود زنده سازش پذیر زیستمند سازش پذیر
thrusts
تک ازمایشی
thrusting
تک ازمایشی
thrust
تک ازمایشی
experimental
ازمایشی
tentative
ازمایشی
trial order
سفارش ازمایشی
bore hole
چاه ازمایشی
trial hole
چاه ازمایشی
trial function
تابع ازمایشی
trial elevation
درجه ازمایشی
trial balance
تراز ازمایشی
trial balance
ترازنامه ازمایشی
check problem
مسئله ازمایشی
trial shot
گلوله ازمایشی
trial shot
تیر ازمایشی
piloted
راندن ازمایشی
on probation
در دوره ازمایشی
verification fire
تیراندازی ازمایشی
studies
طرح ازمایشی
study
طرح ازمایشی
studying
طرح ازمایشی
prototypes
نمونه ازمایشی
prototype
نمونه ازمایشی
pilots
راندن ازمایشی
tentatively
بطور ازمایشی
trail run
رانش ازمایشی
test specimen
نمونه ازمایشی
probationary period
دوره ازمایشی
experimental control
کنترل ازمایشی
experimental data
دادههای ازمایشی
experimental error
خطای ازمایشی
experimental extinction
خاموشی ازمایشی
experimental group
گروه ازمایشی
experimental method
روش ازمایشی
experimental probability
احتمال ازمایشی
experimental psychology
روانشناسی ازمایشی
experimental variable
متغیر ازمایشی
prep
مسابقه ازمایشی
pilot model
مدل ازمایشی
pilot model
نمونه ازمایشی
probative
ازمایشی اکتشافی
probatory
ازمایشی اکتشافی
proof load
بار ازمایشی
test run
رانش ازمایشی
test run
اجرای ازمایشی
test point
سوزن ازمایشی
test pit
گودال ازمایشی
test piece
نمونه ازمایشی
test pattern
طرح ازمایشی
test data
دادههای ازمایشی
tentative plan
طرح ازمایشی
dead load
بار ازمایشی
trial offer
عرضه ازمایشی
sampling offer
عرضه ازمایشی
dry run
اجرای ازمایشی
empiric
ازمایشی تجربی
measuring well
چاه ازمایشی
pilot
راندن ازمایشی
Test match
مسابقه ازمایشی
tentative
ازمایشی موقت
Test matches
مسابقه ازمایشی
tentative
به طور ازمایشی
trial runs
استفاده ازمایشی
trial run
استفاده ازمایشی
probation
دوره ازمایشی
adjustable wheel
چرخ تنظیم پذیر
[مانند بلندی]
[چرخ تطبیق پذیر]
[مانند نوع جاده]
sketched
پیش نویس ازمایشی
search sweeping
مین روبی ازمایشی
sketch
پیش نویس ازمایشی
trial trip
مسافرت ازمایشی یا امتحانی
wind sprint
مسابقه ازمایشی دو سرعت
prolusion
مقاله ازمایشی تمهید
experimental neurosis
روان رنجوری ازمایشی
trial
ازمایش کردن ازمایشی
quasi experimental designs
طرحهای شبه ازمایشی
trials
ازمایش کردن ازمایشی
check sweeping
مین روبی ازمایشی
sketches
پیش نویس ازمایشی
tamp
دوباره پرکردن حفرههای ازمایشی
shakedown
دوره ازمایشی عملیات ناو
trialling
مسابقه ازمایشی موتورسیکلت رانی
downrange
دورتر از محل پرتاب ودرمسیر ازمایشی خود
waggling
چوب گلف را بطور ازمایشی جلو و عقب بردن
waggles
چوب گلف را بطور ازمایشی جلو و عقب بردن
waggle
چوب گلف را بطور ازمایشی جلو و عقب بردن
damp land pit curing
نگهداری رطوبت بتن برای نمونههای ازمایشی درازمایشگاه
waggled
چوب گلف را بطور ازمایشی جلو و عقب بردن
fog curing room
اطاق نمداری که نمونههای بتن ازمایشی را در ان نگهداری میکنند
check sum
جمع ارقام یا بیت ها که برای اهداف ازمایشی بکار می رود
experimental free handicap
دادن وزن اضافی ازمایشی به اسبها برای مسابقه اینده
bench check
کارگاه مجهز به دستگاههای ازمایشی علامت نقطه بازرسی نقشه برداری
test
امتحان
quizzes
امتحان
quiz
[American]
امتحان
examination
امتحان
inspection
امتحان
checking
امتحان
examinations
امتحان
tests
امتحان
trial
امتحان
quiz
امتحان
tentatively
من باب امتحان
trials
امتحان ها
tests
امتحان ها
examinations
امتحان ها
checked
امتحان
check
امتحان
assays
امتحان
assay
امتحان
tries
امتحان
trials
امتحان
try
امتحان
trial
امتحان
checks
امتحان
test
امتحان
tested
امتحان
examination
امتحان
test driver
برنامهای که اجرای برنامه دیگر را در مقابل مجموعهای از دادههای ازمایشی هدایت کند
examinations
امتحان ازمایش
unchecked
<adj.>
امتحان نشده
temptation
ازمایش امتحان
temptations
ازمایش امتحان
unaudited
<adj.>
امتحان نشده
examine
امتحان کردن
examining
امتحان کردن
unevaluated
<adj.>
امتحان نشده
unexamined
<adj.>
امتحان نشده
examination
امتحان ازمایش
examines
امتحان کردن
examined
امتحان کردن
crucible
امتحان سخت
crucibles
امتحان سخت
trial
ازمایش امتحان
put to test
امتحان کردن
qualifying examination
امتحان صلاحیت
test
امتحان کردن
test
امتحان محک
tested
امتحان کردن
essay examination
امتحان انشایی
examinable
قابل امتحان
trials
ازمایش امتحان
trials
امتحان کردن
pretest
امتحان مقدماتی
probational
ازمایش امتحان
proctor
نافر امتحان
examinee
امتحان شونده
examinee
امتحان دهنده
test anxiety
اضطراب امتحان
examination anxiety
اضطراب امتحان
tested
امتحان محک
vivas voce
امتحان شفاهی
To flunk a course . To fail an exam.
در امتحان رد شدن
trial
امتحان کردن
preliminary
امتحان مقدماتی
preliminaries
امتحان مقدماتی
tests
امتحان کردن
unsight
امتحان نکرده
tripos
امتحان حساب
to bring to the proof
امتحان کردن
to make a trial of
امتحان کردن
to give an examination
امتحان کردن
to take an examination
امتحان دادن
tests
امتحان محک
bar examination
امتحان وکالت
uninspected
<adj.>
امتحان نشده
try
امتحان کردن
unverified
<adj.>
امتحان نشده
experiments
امتحان عمل
probation
ازمایش امتحان
assay
امتحان عیارگری
experimenting
امتحان عمل
tries
امتحان کردن
untested
<adj.>
امتحان نشده
examiner
امتحان کننده
examiners
امتحان کننده
assays
امتحان عیارگری
experiment
امتحان عمل
experimented
امتحان عمل
to give an examination
صورت امتحان دادن
checks
امتحان کردن بازرسی
to do a test
امتحان کتبی نوشتن
check lock
ساعت امتحان کننده
tests
ازمایش کردن امتحان
to buy on trial
بشرط امتحان خریدن
try (something) out
<idiom>
امتحان کردن(چیزی)
try on
<idiom>
امتحان کردن لباس
midyear
امتحان نیمه سال
reexamine
دوباره امتحان کردن
viva voce
شفاها امتحان شفاهی
tested
ازمایش کردن امتحان
I'd like to try ...
من میخواهم ... را امتحان کنم.
invigilating
در امتحان نظارت کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com