Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 230 (3 milliseconds)
English
Persian
convert
امتیاز گرفتن
converted
امتیاز گرفتن
converting
امتیاز گرفتن
converts
امتیاز گرفتن
Search result with all words
score
امتیاز گرفتن حساب امتیازات
scored
امتیاز گرفتن حساب امتیازات
scores
امتیاز گرفتن حساب امتیازات
series
4 تماس پی در پی با زمین که باعث گرفتن امتیاز 01 یاردپیشروی میشود
pace
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
paced
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
paces
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
carried
گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
carries
گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
carry
گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
carrying
گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
bogey
گرفتن امتیاز یک ضربه بیشتراز استاندارد
bogeys
گرفتن امتیاز یک ضربه بیشتراز استاندارد
bogies
گرفتن امتیاز یک ضربه بیشتراز استاندارد
burn
امتیاز گرفتن از حریف
burns
امتیاز گرفتن از حریف
monopolised
امتیاز انحصاری گرفتن
monopolises
امتیاز انحصاری گرفتن
monopolising
امتیاز انحصاری گرفتن
monopolize
امتیاز انحصاری گرفتن
monopolized
امتیاز انحصاری گرفتن
monopolizes
امتیاز انحصاری گرفتن
monopolizing
امتیاز انحصاری گرفتن
base on halls
گرفتن امتیاز با رسیدن به پایگاه نخست
monopolization
گرفتن امتیاز انحصاری چیزی
shut out
<idiom>
مانع از گرفتن امتیاز برای تیم مقابل شدن
Other Matches
point after touchdown
[یک امتیاز با گذراندن توپ بر فراز دروازه با ضربه پا پس از کسب شش امتیاز با رسیدن به پشت خط پایان]
overtime
وقت نامحدودپس از تساوی در امتیاز 41برای کسب دو امتیاز
handicaps
امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
handicap
امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
handicap
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
rugby point
امتیاز 3 یا 4 برای رساندن توپ به پشت خط پایان امتیاز 2 برای ضربه با پاوفرستان توپ از روی دروازه
handicaps
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
badminton
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
to take medical advice
دستوراز پزشک گرفتن دستورطبی گرفتن
clams
بچنگال گرفتن محکم گرفتن
to seal up
درز گرفتن کاغذ گرفتن
slag
کفه گرفتن تفاله گرفتن
grips
طرز گرفتن وسیله گرفتن
take in
<idiom>
زود گرفتن ،مطالب را گرفتن
gripping
طرز گرفتن وسیله گرفتن
gripped
طرز گرفتن وسیله گرفتن
grip
طرز گرفتن وسیله گرفتن
calebrate
جشن گرفتن عید گرفتن
clam
بچنگال گرفتن محکم گرفتن
chartering
امتیاز
chartered
امتیاز
distinction
امتیاز
charter
امتیاز
priviege
امتیاز
distinctions
امتیاز
rectum
امتیاز
prominency
امتیاز
run
یک امتیاز
ad
امتیاز
point
امتیاز
scoreless
بی امتیاز
rectums
امتیاز
franchises
امتیاز
charters
امتیاز
runs
یک امتیاز
prerogative
امتیاز
upper hand
امتیاز
prerogatives
امتیاز
credit
امتیاز
credited
امتیاز
crediting
امتیاز
advantage
امتیاز
concessions
امتیاز
franchise
امتیاز
francs
امتیاز
franc
امتیاز
ads
امتیاز
plus
امتیاز
concession
امتیاز
scorelines
خط امتیاز
scoreline
خط امتیاز
pre-eminence
امتیاز
prominence
امتیاز
lease
امتیاز
pas
امتیاز
game bird
یک امتیاز
licence
امتیاز
exclusiveness
امتیاز
score
امتیاز
scored
امتیاز
act of grace
امتیاز
scores
امتیاز
licenses
امتیاز
royalty
حق امتیاز
licences
امتیاز
royalties
حق امتیاز
credits
امتیاز
privilege
امتیاز
leases
امتیاز
pre eminence
امتیاز
odder
امتیاز دادن
oddest
امتیاز دادن
grantee
صاحب امتیاز
game point
امتیاز پایانی
preferential
امتیاز دهنده
field privilege
امتیاز فیلد
odd
امتیاز دادن
worst
امتیاز اوردن
concession deed
امتیاز نامه
concessionary agreement
امتیاز نامه
decision
برنده با امتیاز
decisions
برنده با امتیاز
aces
امتیاز سرویس
foot score line
خط امتیاز انتهایی
concessionaire
صاحب امتیاز
concessionary
صاحب امتیاز
chalk up
کسب امتیاز
prerogatives
حق یا امتیاز ویژه
prerogative
حق یا امتیاز ویژه
win on points
پیروزی با امتیاز
worst-
امتیاز اوردن
double figures
امتیاز دو رقمی
differentia
وجه امتیاز
match point
اخرین امتیاز
loved
امتیاز صفر
law of advantage
قانون امتیاز
patent
امتیاز نامه
loss on points
باخت با امتیاز
licence owner
صاحب امتیاز
perfect score
امتیاز کامل
privileged
دارای امتیاز
score sheet
برگ امتیاز
maritime lien
امتیاز دریایی
outpoint
برنده با امتیاز
scoreless
بدون امتیاز
ace
امتیاز سرویس
loves
امتیاز صفر
go-ahead
امتیاز برتر
love
امتیاز صفر
set point
اخرین امتیاز
magna cum laude
با امتیاز زیاد
patents
امتیاز نامه
precedence
امتیاز سابقه
patenting
امتیاز نامه
awarding of points
امتیاز دادن
insurance
امتیاز مطمئن
headstart
امتیاز در شروع
privileged
امتیاز دار
precedency
امتیاز سابقه
concessioner
صاحب امتیاز
patented
امتیاز نامه
match points
اخرین امتیاز
perfect game
باحداکثر 003 امتیاز
handicap
امتیاز دادن اشکال
counting
تعداد امتیاز توپزن
double bogey
دوبار کسب امتیاز
privileged
دارای امتیاز یا حق ویژه
circuit clout
یک امتیاز با دویدن به پایگاه
point
درجه امتیاز بازی
To score points.
امتیاز آوردن ( ورزش )
royal prerogative
حق امتیاز ویژه پادشاه
count
تعداد امتیاز توپزن
To gain an advantage.
کسب امتیاز کردن
counted
تعداد امتیاز توپزن
read write privilege
امتیاز خواندن- نوشتن
counts
تعداد امتیاز توپزن
point spread
امتیاز قابل انتظار
To keep the score.
حساب امتیاز رانگاهداشتن
decision
برنده کشتی با امتیاز
decisions
برنده کشتی با امتیاز
service ace
امتیاز سرویس تنیس
set point
اخرین امتیاز بازی
draw first blood
کسب نخستین امتیاز
home whistle
امتیاز واقعی یا فرضی
break one's duck
کسب نخستین امتیاز
brassage
حق امتیاز سکه زدن
high run
حداکثر امتیاز در یک دوربیلیارد
bowling average
معدل امتیاز بازیگربولینگ
bowled for a duck
باختن بازیگر بی امتیاز
indult
اجازه نامه امتیاز
ice
امتیاز سرنوشت ساز
home court advantage
امتیاز بازی در خانه
software license
امتیاز نرم افزار
duckings
اخراج توپزن بی امتیاز
privilege
امتیاز مخصوصی اعطاکردن
ducked
اخراج توپزن بی امتیاز
franchise
ازادی حق انتخاب امتیاز
ahead
دارای امتیاز بیشتر
thirty
دومین امتیاز گیم
handicaps
امتیاز دادن اشکال
thirties
دومین امتیاز گیم
fifteen
نخستین امتیاز گیم
prerogative
امتیاز مخصوص حق ارثی
equaliser
امتیاز مساوی کننده
wining by deukjoom
برد تکواندو با امتیاز
prerogatives
امتیاز مخصوص حق ارثی
oddsmaker
تعیین کننده امتیاز
licensees
صاحب جواز یا امتیاز
licensee
صاحب جواز یا امتیاز
deciding
امتیاز سرنوشت ساز
franchises
ازادی حق انتخاب امتیاز
ducks
اخراج توپزن بی امتیاز
duck
اخراج توپزن بی امتیاز
down
عقب افتادن در امتیاز
tallying
کسب یا ثبت امتیاز
tally
کسب یا ثبت امتیاز
patents
دارای حق امتیاز امتیازی
tallies
کسب یا ثبت امتیاز
patenting
دارای حق امتیاز امتیازی
patented
دارای حق امتیاز امتیازی
tallied
کسب یا ثبت امتیاز
patent
دارای حق امتیاز امتیازی
scoring key
[کلید امتیاز دهی]
in the hole
<idiom>
امتیاز پایین صفر
blankest
ممانعت از امتیاز گیری حریف
try for point
تلاش برای کسب امتیاز
penalty
پرتاب خطای بدون امتیاز
penalties
پرتاب خطای بدون امتیاز
deuce
مساوی در امتیاز 41 که به 61 ختم میشود
blank
ممانعت از امتیاز گیری حریف
earned run average
میانگین امتیاز کسب شده
flagman
داور مخصوص تشخیص امتیاز
bring in
امتیاز بدست اوردن در پایگاه
handicaps
امتیاز به طرف ضعیف دربازی
equites
سواره نظام صاحب امتیاز
grant
امتیاز اجازه واگذاری رسمی
grants
امتیاز اجازه واگذاری رسمی
investitures
سرمایه گذاری دادن امتیاز
investiture
سرمایه گذاری دادن امتیاز
patents
دارای امتیاز یا حق ثبت شده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com