English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 192 (9 milliseconds)
English Persian
fusee امرود برامدگی ساق پای اسب
Other Matches
shinleaf امرود
pears امرود
pear امرود
papillary مانند برامدگی دارای برامدگی
ridges برامدگی
gibbous برامدگی
ganglion برامدگی
bulging برامدگی
extuberance برامدگی
ridge برامدگی
granulation برامدگی
knop برامدگی
neuroma برامدگی پی
mound برامدگی
mounds برامدگی
knurr برامدگی
knurl برامدگی
knur برامدگی
overhangs برامدگی
knosp برامدگی
nub برامدگی
entasis برامدگی
cusp برامدگی
dome برامدگی
burrs برامدگی
antinode برامدگی
burring برامدگی
bluging برامدگی
burred برامدگی
burr برامدگی
heaved برامدگی
heave برامدگی
convexity برامدگی
nibs برامدگی
nib برامدگی
domes برامدگی
bulges برامدگی
ledge برامدگی
ledges برامدگی
knob برامدگی
bump برامدگی
whaleback برامدگی
knobs برامدگی
bumpier پر از برامدگی
bumpiest پر از برامدگی
overhang برامدگی
bulged برامدگی
bulge برامدگی
nub or nubble برامدگی
tuberosity برامدگی
nurl برامدگی
turgescence برامدگی
bumpy پر از برامدگی
tumor تومور برامدگی
villus برامدگی مویی
boll برامدگی مانند
bowing of bed برامدگی کف نهر
bunchout برامدگی یافتن
sills برامدگی دریایی
tumors تومور برامدگی
tumour تومور برامدگی
tumours تومور برامدگی
tumidity برامدگی [تورم]
tumescence برامدگی [تورم]
annular projection برامدگی حلقوی
swelling برامدگی [تورم]
protuberance برامدگی [تورم]
lump برامدگی [تورم]
bulge برامدگی [تورم]
bulginess برامدگی شکم
bulging test ازمایش برامدگی
phantom tumour برامدگی موقتی
hyperostosis برامدگی استخوان
jag برامدگی تیز
knar برامدگی درچوب
knarred دارای برامدگی
knuckle bone برامدگی بندانگشت
papillose دارای برامدگی
papilla برامدگی کوچک
mezzo rillievo نیم برامدگی
phyma برامدگی پوست
turgor برامدگی [تورم]
bumpiness دارای برامدگی
tubercle برامدگی گرد
caput نوک برامدگی
circular projection برامدگی گرد
thenar برامدگی کف دست
protuberancy برامدگی قلنبگی
cuspidal دارای برامدگی
eminency برامدگی بزرگی
exostosis برامدگی استخوان
midrib خط یا برامدگی حد فاصل
sill برامدگی دریایی
protruded برامدگی داشتن
protuberance برامدگی قلنبگی
eminence برامدگی بزرگی
nodules برامدگی کوچک
nodules برامدگی عقده
nodule برامدگی کوچک
nodule برامدگی عقده
promontory پرتگاه برامدگی
promontories پرتگاه برامدگی
splint برامدگی کوچک
protrudes برامدگی داشتن
hump برامدگی گرد
humping برامدگی گرد
humps برامدگی گرد
bridge برامدگی بینی
protrude برامدگی داشتن
protruding برامدگی داشتن
knobby دارای برامدگی
protuberances برامدگی قلنبگی
node دشواری برامدگی
bridged برامدگی بینی
boss برامدگی تزیینی
nodes دشواری برامدگی
bossed برامدگی تزیینی
verrucas گندمه برامدگی
verruca گندمه برامدگی
lumps غلنبه برامدگی
lumped غلنبه برامدگی
bosses برامدگی تزیینی
lump غلنبه برامدگی
bossing برامدگی تزیینی
bridges برامدگی بینی
stigma لکه ننگ برامدگی
pigeon breast برامدگی جناغ سینه
tubercular برامدگی دار سلی
stigmas لکه ننگ برامدگی
outgrwth برامدگی گوشت زیادی
projection پیش افکنی برامدگی
papula برامدگی خارش دار
hillock برامدگی در سطح صاف
tubercle برامدگی دندان اسیاب
hillocks برامدگی در سطح صاف
knuckle برامدگی یا گره گیاه
projections پیش افکنی برامدگی
papilla برامدگی نوک دار
knuckles برامدگی یا گره گیاه
knag گره چوب برامدگی
cockle گره و برامدگی پارچه
cockles گره و برامدگی پارچه
nubble برامدگی یاگره کوچک
hummock برامدگی زمین در مرداب
inion برامدگی پشت کله
tuberculous دارای برامدگی یا دکمه مسلول
tuberous دارای برامدگی گره دار
finger باندازه یک انگشت میله برامدگی
excrescency اماس گیاهی یا حیوانی برامدگی
fingers باندازه یک انگشت میله برامدگی
chicken breast برامدگی عظم قص یا استخوان سینه
mount سوار شدن قله برامدگی
caulk برامدگی زیر نعل اسب
umbo قبه سپر قوز برامدگی
mounts سوار شدن قله برامدگی
cam برامدگی قطعه گوشه دار
gyrus برامدگی چین خورده مغز
glabella برامدگی پیشانی میان دو ابرو
cams برامدگی قطعه گوشه دار
nook قطعه زمین پیش امده برامدگی
trochanter برامدگی در بالای تنه استخوان ران
bulb هر نوع برامدگی یاتورم شبیه پیاز
bulbs هر نوع برامدگی یاتورم شبیه پیاز
tuber سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
bleb برامدگی روی پوست انسان یاگیاه
tubers سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
monticule تپه کوچک اتش فشانی برامدگی
antihelix برامدگی قسمت غضروفی خارج گوش
fourchette برامدگی سه گوش درکف پای اسب
beards هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
beard هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
keloid برامدگی ایکه درمحل التیام زخم پدید می اید
interspinalis ماهیچه کوتاهی که برامدگی مهرههای پشت رابهم می پیوند د
olivary body بر امدگی جلو پیاز مخ برامدگی قدامی بصل النخاع
cumulus mammatus ابرهای متراکمی با برامدگی اونگ مانند در سطح زمین
burrs برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burr برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burred برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burring برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
rose gall برامدگی در درخت نسترن که انرا حشره ویژهای فراهم می ورد
kissing button برامدگی روی زه که درکشیدن کامل کمان با لب کمانگیر مماس میشود
offsets برامدگی یا فرورفتگی هائی که برای دربرگرفتن قسمتهای دیگر ساختمان پیش بینی میشود
frost heave برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
rand لبه برامدگی لبه طبقات سنگ نوار
hyprostosis رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
condyle مهره استخوان- برامدگی استخوان
knobble برامدگی کوچک گره کوچک
socle پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
butt ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com