Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
I am in an exuberant mood today .
امروز خیلی کیفم کوک است
Other Matches
I am very busy today .
امروز خیلی کار دارم
He is in no condition (not fit)to work.
امروز خیلی سر حالم ( شنگول )
It is foul weather today .
امروز هوا خیلی گند است
she has a well poised head
وضع سرش در روی بدنش خیلی خیلی خوش نما است
go great guns
<idiom>
موفقیت آمیز،انجام کاری خیلی سریع یا خیلی سخت
i am very keen on going there
من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
paint oneself into a corner
<idiom>
گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
microfilms
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilming
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilm
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilmed
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
sottovoce
صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
very low frequency
فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
ponderous
خیلی سنگین خیلی کودن
rattling
خیلی تند خیلی خوب
toad eater
امروز
to day
امروز
today
امروز
it is nowrooz to day
امروز
this day
امروز
there was no mail to day
امروز کاغذنداشتیم
he has no temperature to day
امروز تب ندارد
this morning
امروز بامداد
today of all days
مخصوصا امروز
Today me, tomarrow thee.
<proverb>
امروز من,فردا تو .
This very day .
همین امروز
nowaday
مال امروز
he wears a new suit to day
امروز جامه
this d. a week
یک هفته از امروز
What is todays date ?
تاریخ امروز چیست ؟
What do you feel like having today?
امروز تو به چه اشتها داری؟
A week from today
هفت روز پس از امروز
Today I took laxatives.
امروز مسهل خورده ام.
He was not supposed to come today .
قرارنبود امروز بیاید
I need them today.
من آنها را امروز میخواهم.
i have no work today
امروز کاری ندارم
there was no mail to day
امروز پست نبود
he is in to day
امروز در خانه است
this da y month
یک ماه دیگر از امروز
Never put off tI'll tomorrow what you can do today .
کار امروز را به فردا نیانداز
I'll be at home today .
امروز منزل خواهم بود
My voice is not clear today.
صدایم امروز صاف نیست
Delays are dangerous.
<proverb>
کار امروز به فردا مینداز.
never put off till tomorrow what may be done today
<proverb>
کار امروز به فردا مفکن
romaika
رقص ملی یونان امروز
present maid prospective bride
دوشیزه امروز عروس فردا
romaic
زبان بومی یونان امروز
Have you had a blowle movement today ?
شکمتان امروز کار کرده ؟
She wont show up today.
امروز پیدایش نمی شود
the press of modern life
فشارو نیازمندیهای زندگی امروز
We had a nice long walk today.
امروز یک پیاره روی حسابی کردیم
do you want it done to day
ایا میخواهید امروز کرده شود
I am
[will be]
busy this afternoon .
امروز بعد از ظهر وقت ندارم.
To regain consciousness. to come to.
امروز حال وحوصله کارکردن ندارم
I'll get there when I get there.
<proverb>
حالا امروز نه فردا
[عجله ای ندارم]
we had a heavy p to day
امروز نامههای بسیاری ازپست داشتیم
We wI'll be notified(informed)of the results today.
امروز جواب کار معلوم می شود
Today's weather is mild by comparison.
در مقایسه هوای امروز ملایم است.
It is a cool day today.
امروز هوا خنک کرده است
She was off hand with me today.
امروز بامن سر سنگین بود ( بی اعتنا ء )
today of all days
از همه روزها امروز
[باید باشد]
I weighed myself today .
امروز خودم را کشیدم ( وزن کردم )
Today is my lucky day.
امروز روز خوش بیاری من است
Dont leave off tI'll tomorrow what you can do today .
کار امروز به فردا مگذار (میفکن )
Can I go earlier today, just as a special exception?
اجازه دارم امروز استثنأ زودتر بروم؟
So what's today?
امروز چه خبر
[تازه ای]
است؟
[اصطلاح روزمره]
emergencies
خیلی خیلی فوری
emergency
خیلی خیلی فوری
Does it have to be today (of all days)?
این حالا باید امروز باشد
[از تمام روزها]
؟
It is due to be signed this afternoon .
قرار است امروز بعد از ظهر به ا مضاء برسد .
jim dandy
ادم خیلی شیک چیز خیلی شیک
Never put off till tomorrow what maybe done today.
<proverb>
آنچه امروز مىتوانى انجام دهى هرگز براى فردا مگذار.
This is important, not only today, but also and especially for the future.
این، نه تنها امروز، بلکه به ویژه برای آینده هم مهم است.
there is no time like the present
<idiom>
سعدیا دی رفت و فردا همچنان معلوم نیست در میان این و آن فرصت شمار امروز را
Thank God it's Friday!
[TGIF]
خدا را شکر امروز جمعه است!
[چونکه شنبه و یکشنبه آخر هفته کار نمی کنند]
Babbage
nelrhC Babbage مخترع انگلیسی اولین ماشین حساب خودکار و قالب اصلی کامپیوترهای دیجیتالی امروز
Thank goodness
خدا را شکر امروز جمعه است!
[چونکه شنبه و یکشنبه آخر هفته کار نمی کنند]
defer not till tomorrow to be wise tomorrow's sun to thee may never rise
<proverb>
از امروز کاری به فردا ممان چه دانی که فردا چه زاید زمان
defer not till tomorrow to be wise tomorrow's sun to thee may never rise
از امروز کاری به فردا ممان چه دانی که فردا چه زاید زمان
what day of the week is it?
امروز چند شنبه است امروزچه روزی است
very
خیلی
for long
خیلی
copious
خیلی
highly
خیلی
dammit
خیلی
damn
خیلی
ten
خیلی
many
خیلی
routh
خیلی
dumpiness
خیلی
not a few
خیلی ها
far and away
خیلی
to a large extent
خیلی
abysmal
<adj.>
خیلی بد
villainous
خیلی بد
in large quantities
خیلی خیلی
very little
خیلی کم
really wicked
خیلی محشر
many persons
خیلی اشخاص
too bad
<idiom>
خیلی بد ،غم انگیز
tickled pink
<idiom>
خیلی شادوخوشحال
much was said
خیلی حرفهازده شد
overstrung
خیلی حساس
oftentimes
خیلی اوقات
of vital importance
خیلی ضروری
flying high
<idiom>
خیلی شادوشنگول
lily white
خیلی سفید
much worse
خیلی بدتر
many people
خیلی اشخاص
get up the nerve
<idiom>
خیلی شلوغ
really sick
خیلی محشر
level best
خیلی عالی
mad as a hornet
<idiom>
خیلی عصبانی
level best
خیلی خوب
lower most
خیلی پست تر
(as) old as the hills
<idiom>
خیلی قدیمی
in seventh heaven
<idiom>
خیلی خوشحال
hit bottom
<idiom>
خیلی پست
many people
خیلی از مردم
in cold blood
<idiom>
خیلی خونسرد
to pieces
<idiom>
خیلی زیاده
in no time
خیلی زود
it is very easily done
خیلی به اسانی
immensurable
خیلی قدیم
great
<adj.>
خیلی خوب
toploftiness
خیلی متکبر
to spread like wildfire
خیلی زودمنتشرشدن
(a) snap
<idiom>
خیلی ساده
too tough
خیلی سفت
He is a loose card .
خیلی ول است
Nothing more, thanks.
خیلی متشکرم.
thank you very much
خیلی متشکرم
ultraconservative
خیلی محتاط
very light
خیلی سبک
skin and bones
<idiom>
خیلی لاغر
She is very pretentious.
خیلی ادعادارد
To take with a pinch of salt.
خیلی جدی نگرفتن
number one
خیلی خوب
bone dry
خیلی خشک
once in the blue moon
خیلی بندرت
I had an awful time .
به من خیلی بد گذشت
swith
خیلی عظیم
superrabundant
خیلی زیاد
ritzy
خیلی شیک
sick
[British E]
<adj.>
خیلی خوب
cool
<adj.>
خیلی خوب
raff
خیلی زیاد
awesome
<adj.>
خیلی خوب
primely
خیلی خوب
(go over with a) fine-toothed comb
<idiom>
خیلی بادقت
precisian
خیلی دقیق
pixilated
خیلی حساس
wicked
<adj.>
خیلی خوب
not so hot
<idiom>
نه خیلی خوب
rotundily
چاقی خیلی
subminiature
خیلی کوچک
span new
خیلی تازه
skinless
خیلی حساس
senseful
خیلی حساس
sappy
خیلی احساساتی
pianissmo
خیلی نرم
often
خیلی اوقات
precise
خیلی دقیق
fortissimo
خیلی بلند
jolly
بذله گو خیلی
pluperfect
خیلی عالی
extreme
خیلی زیاد
Neanderthal
خیلی کهنه
confidential
خیلی محرمانه
I spoke my mind.
من خیلی رک گفتم.
open and shut
خیلی سهل
pitch black
خیلی سیاه
pitch-black
خیلی سیاه
parlous
خیلی مهیب
infinitely
خیلی زیاد
at most
خیلی باشد
as stiff as a poker
خیلی خشک
as good as
خیلی خوب
far
زیاد خیلی
exceeding
خیلی زیاد
extra
بسیار خیلی
extra-
بسیار خیلی
piping hot
خیلی داغ
extras
بسیار خیلی
open-and-shut
خیلی سهل
oodles
خیلی زیاد
iam in bad
خیلی محتاجم
frequently
<adv.>
خیلی از اوقات
many times
<adv.>
خیلی از اوقات
often
<adv.>
خیلی از اوقات
oft
[archaic, literary]
<adv.>
خیلی از اوقات
on any number of occasions
<adv.>
خیلی از اوقات
regularly
[often]
<adv.>
خیلی از اوقات
faraway
خیلی دور
costs and arm and a leg
<idiom>
خیلی گرونه
precipitating
خیلی سریع
precipitates
خیلی سریع
precipitated
خیلی سریع
whopping
خیلی بزرگ
lots
خیلی زیاد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com