Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 117 (7 milliseconds)
English
Persian
She wont show up today.
امروز پیدایش نمی شود
Other Matches
appearance
پیدایش
appearances
پیدایش
infrastructure
پیدایش
emersion
پیدایش
genesis
پیدایش
birth
پیدایش
births
پیدایش
embryogen
پیدایش جنین
It is a wonder that she showed up.
چه عجب که پیدایش شد
calorification
پیدایش گرما
embryogeny
پیدایش جنین
odontogeny
پیدایش دندان
osteogenesis
پیدایش استخوان
thermogenesis
پیدایش گرمادرتن
spontaneous generation
پیدایش خودبخود
pathogeny
پیدایش ناخوشی
genesis
کتاب پیدایش
bank genesis
پیدایش دیواره
genetics
علم پیدایش
nascent
پیدایش یافته
Nativity
پیدایش ولادت
psychogony
پیدایش روان یا خرد
ovology
گفتار در پیدایش تخم
psychogenesis
پیدایش نیروی درونی
pathogenesis
مبحث پیدایش ناخوشی
pedogenesis
مبحث پیدایش جلگه
phytogenesis
پیدایش و تکامل گیاه
phytogeny
پیدایش و تکامل گیاه
prehuman
پیش از پیدایش انسان
narcotism
پیدایش حالت خواب
genetically
موافق علم پیدایش
matrixes
جای پیدایش ماتریس
cosmogeny
پیدایش و تکامل گیتی
matrix
جای پیدایش ماتریس
genetically
ازلحاظ پیدایش واصل
anthropogenesis
مبحث پیدایش و تکامل بشر
anthropic
مربوط به دوران پیدایش انسان
polygenesis
پیدایش انسان ازنژادهاومبادی مختلف
parostosis
پیدایش استحوان در جای عوضی
anthropogenic
مربوط به پیدایش و تکامل انسان
this day
امروز
today
امروز
to day
امروز
toad eater
امروز
it is nowrooz to day
امروز
protogenetic
وابسته به نخستین دوره نمویا پیدایش
biogenetic
مربوط بمنشاء پیدایش موجودات زنده
protogenic
وابسته به نخستین دوره نمویا پیدایش
this morning
امروز بامداد
This very day .
همین امروز
Today me, tomarrow thee.
<proverb>
امروز من,فردا تو .
this d. a week
یک هفته از امروز
nowaday
مال امروز
he wears a new suit to day
امروز جامه
he has no temperature to day
امروز تب ندارد
today of all days
مخصوصا امروز
there was no mail to day
امروز کاغذنداشتیم
polygeny
پیدایش نوع بشراز چند ازدواج جداگانه
hydro-electric
وابسته به پیدایش الکتریسیته بوسیله مالش اب یا بخار
hydro electric
وابسته به پیدایش الکتریسیته بوسیله مالش اب یا بخار
He was not supposed to come today .
قرارنبود امروز بیاید
he is in to day
امروز در خانه است
I need them today.
من آنها را امروز میخواهم.
i have no work today
امروز کاری ندارم
this da y month
یک ماه دیگر از امروز
there was no mail to day
امروز پست نبود
What is todays date ?
تاریخ امروز چیست ؟
What do you feel like having today?
امروز تو به چه اشتها داری؟
Today I took laxatives.
امروز مسهل خورده ام.
A week from today
هفت روز پس از امروز
genetic
وابسته به پیدایش یا اصل هر چیز مربوط به تولید و وراثت
Delays are dangerous.
<proverb>
کار امروز به فردا مینداز.
never put off till tomorrow what may be done today
<proverb>
کار امروز به فردا مفکن
Have you had a blowle movement today ?
شکمتان امروز کار کرده ؟
He is in no condition (not fit)to work.
امروز خیلی سر حالم ( شنگول )
Never put off tI'll tomorrow what you can do today .
کار امروز را به فردا نیانداز
My voice is not clear today.
صدایم امروز صاف نیست
present maid prospective bride
دوشیزه امروز عروس فردا
romaic
زبان بومی یونان امروز
the press of modern life
فشارو نیازمندیهای زندگی امروز
romaika
رقص ملی یونان امروز
I'll be at home today .
امروز منزل خواهم بود
I am very busy today .
امروز خیلی کار دارم
We had a nice long walk today.
امروز یک پیاره روی حسابی کردیم
Today's weather is mild by comparison.
در مقایسه هوای امروز ملایم است.
To regain consciousness. to come to.
امروز حال وحوصله کارکردن ندارم
We wI'll be notified(informed)of the results today.
امروز جواب کار معلوم می شود
we had a heavy p to day
امروز نامههای بسیاری ازپست داشتیم
I'll get there when I get there.
<proverb>
حالا امروز نه فردا
[عجله ای ندارم]
It is a cool day today.
امروز هوا خنک کرده است
Today is my lucky day.
امروز روز خوش بیاری من است
I am
[will be]
busy this afternoon .
امروز بعد از ظهر وقت ندارم.
It is foul weather today .
امروز هوا خیلی گند است
do you want it done to day
ایا میخواهید امروز کرده شود
Dont leave off tI'll tomorrow what you can do today .
کار امروز به فردا مگذار (میفکن )
I am in an exuberant mood today .
امروز خیلی کیفم کوک است
She was off hand with me today.
امروز بامن سر سنگین بود ( بی اعتنا ء )
today of all days
از همه روزها امروز
[باید باشد]
I weighed myself today .
امروز خودم را کشیدم ( وزن کردم )
geomorphology
علمی که درباره برجستگیهای سطح زمین وعلل پیدایش انها بحث میکند
Can I go earlier today, just as a special exception?
اجازه دارم امروز استثنأ زودتر بروم؟
So what's today?
امروز چه خبر
[تازه ای]
است؟
[اصطلاح روزمره]
Does it have to be today (of all days)?
این حالا باید امروز باشد
[از تمام روزها]
؟
It is due to be signed this afternoon .
قرار است امروز بعد از ظهر به ا مضاء برسد .
This is important, not only today, but also and especially for the future.
این، نه تنها امروز، بلکه به ویژه برای آینده هم مهم است.
Never put off till tomorrow what maybe done today.
<proverb>
آنچه امروز مىتوانى انجام دهى هرگز براى فردا مگذار.
there is no time like the present
<idiom>
سعدیا دی رفت و فردا همچنان معلوم نیست در میان این و آن فرصت شمار امروز را
Thank God it's Friday!
[TGIF]
خدا را شکر امروز جمعه است!
[چونکه شنبه و یکشنبه آخر هفته کار نمی کنند]
Babbage
nelrhC Babbage مخترع انگلیسی اولین ماشین حساب خودکار و قالب اصلی کامپیوترهای دیجیتالی امروز
Thank goodness
خدا را شکر امروز جمعه است!
[چونکه شنبه و یکشنبه آخر هفته کار نمی کنند]
ethnogeny
گفتار در پیدایش نژادها مبحث مبادی نژادها
defer not till tomorrow to be wise tomorrow's sun to thee may never rise
<proverb>
از امروز کاری به فردا ممان چه دانی که فردا چه زاید زمان
defer not till tomorrow to be wise tomorrow's sun to thee may never rise
از امروز کاری به فردا ممان چه دانی که فردا چه زاید زمان
what day of the week is it?
امروز چند شنبه است امروزچه روزی است
biogenesis
تکامل حیات پیدایش حیات
khamseh
خمسه
[در جنوب غرب ایران و از پنج قبیله قدیمی ایران تشکیل شده که در گذشته با قبائل دیگر منطقه اتحادیه ای را در مقابل ایل قشقایی بوجود آورده بودند. امروز نقش خمسه بیشتر با طرح بهارلو شناخته می شود.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com