English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 176 (8 milliseconds)
English Persian
We had a nice long walk today. امروز یک پیاره روی حسابی کردیم
Other Matches
average میانگین حسابی متوسط حسابی
arithmetic expression عبارت حسابی دستورالعمل حسابی
arithmetic mean میانگین حسابی متوسط حسابی
averaging میانگین حسابی متوسط حسابی
averages میانگین حسابی متوسط حسابی
averaged میانگین حسابی متوسط حسابی
we have done our work را کردیم
we lost sight of him از نظر ما ناپدید شد او را گم کردیم
We started when the wind stopped . هنگامی که باد ایستادحرکت کردیم
Supposing she comes, then what ? حالافرض کردیم آمد بعد چه؟
we squared for our meal حساب خوراکمان را تصفیه کردیم
we oened at page 0 صفحه 01 کتاب را باز کردیم
we made a night of it چه شب خوشی گذراندیم چه شبی کردیم
We lost our way in the dark. راهمان راتوی تاریکی گه کردیم
We were caught in the rain ( rainstorm) . وسط باران گیر کردیم
We painted the town red . تمام شهر را گشتیم ( تماشا کردیم )
we missed our mark تیر ما بسنگ خورد خطا کردیم
We did the zoo to our hearts content. گردش سیری درباغ وحش کردیم
We mark out the tennis court. زمین تنیس راعلامت گذاری کردیم
We should not have lost sight of the fact that ... ما نباید فراموش می کردیم در نظر بگیریم که ..
We talked until midnight. and then separated. تانیمه شب صحبت کردیم وبعد از هم جداشدیم
We went swimming in the moonlight (by moonlight ) . درزیر نور ماه ( مهتاب ) شنا کردیم
we sang them home ایشان را با اواز و سرود تامنزلشان همراهی کردیم
We cloced in on the enemy . حلقه محاصره خودمان را روی دشمن تنگ تر کردیم
it is nowrooz to day امروز
this day امروز
to day امروز
toad eater امروز
today امروز
this morning امروز بامداد
he has no temperature to day امروز تب ندارد
he wears a new suit to day امروز جامه
This very day . همین امروز
nowaday مال امروز
there was no mail to day امروز کاغذنداشتیم
this d. a week یک هفته از امروز
Today me, tomarrow thee. <proverb> امروز من,فردا تو .
today of all days مخصوصا امروز
What is todays date ? تاریخ امروز چیست ؟
What do you feel like having today? امروز تو به چه اشتها داری؟
this da y month یک ماه دیگر از امروز
he is in to day امروز در خانه است
I need them today. من آنها را امروز میخواهم.
He was not supposed to come today . قرارنبود امروز بیاید
Today I took laxatives. امروز مسهل خورده ام.
A week from today هفت روز پس از امروز
there was no mail to day امروز پست نبود
i have no work today امروز کاری ندارم
we had a narrow majority بزور اکثریت پیدا کردیم اکثریت کمی داشتیم
pursang حسابی
incalculability بی حسابی
thorough paced حسابی
calculative حسابی
arithmetic حسابی
pitched حسابی
smack dab حسابی
arithmetical حسابی
never put off till tomorrow what may be done today <proverb> کار امروز به فردا مفکن
She wont show up today. امروز پیدایش نمی شود
the press of modern life فشارو نیازمندیهای زندگی امروز
present maid prospective bride دوشیزه امروز عروس فردا
romaika رقص ملی یونان امروز
Have you had a blowle movement today ? شکمتان امروز کار کرده ؟
My voice is not clear today. صدایم امروز صاف نیست
Never put off tI'll tomorrow what you can do today . کار امروز را به فردا نیانداز
I'll be at home today . امروز منزل خواهم بود
He is in no condition (not fit)to work. امروز خیلی سر حالم ( شنگول )
Delays are dangerous. <proverb> کار امروز به فردا مینداز.
I am very busy today . امروز خیلی کار دارم
romaic زبان بومی یونان امروز
roundly بطور حسابی
arithmetic حسابی حسابگر
square منظم حسابی
squared منظم حسابی
squares منظم حسابی
squaring منظم حسابی
well got up پاکیزه حسابی
areal cook یک اشپز حسابی
arithmetic method روش حسابی
arithmetic operation عملیات حسابی
arithmetic operation عمل حسابی
arithmetic statement حکم حسابی
arithmetic series سریهای حسابی
arithmetic progression تصاعد حسابی
arithmetic register ثبات حسابی
arithmetic relation رابطه حسابی
arithmetic expression مبین حسابی
arithmetic check مقابله حسابی
aregular cook اشپز حسابی
arithmetic instruction دستورالعمل حسابی
simple mean میانگین حسابی
arithmetic mean میانگین حسابی
mean square یک مربع حسابی
today of all days از همه روزها امروز [باید باشد]
I weighed myself today . امروز خودم را کشیدم ( وزن کردم )
I am in an exuberant mood today . امروز خیلی کیفم کوک است
I'll get there when I get there. <proverb> حالا امروز نه فردا [عجله ای ندارم]
It is foul weather today . امروز هوا خیلی گند است
I am [will be] busy this afternoon . امروز بعد از ظهر وقت ندارم.
Today's weather is mild by comparison. در مقایسه هوای امروز ملایم است.
Dont leave off tI'll tomorrow what you can do today . کار امروز به فردا مگذار (میفکن )
we had a heavy p to day امروز نامههای بسیاری ازپست داشتیم
She was off hand with me today. امروز بامن سر سنگین بود ( بی اعتنا ء )
Today is my lucky day. امروز روز خوش بیاری من است
We wI'll be notified(informed)of the results today. امروز جواب کار معلوم می شود
It is a cool day today. امروز هوا خنک کرده است
To regain consciousness. to come to. امروز حال وحوصله کارکردن ندارم
do you want it done to day ایا میخواهید امروز کرده شود
arithmetic shift تغییر مکان حسابی
arithmetic sequence تصاعد حسابی [ریاضی]
to talk sense حرف حسابی زدن
dishonors بد حسابی عدم پرداخت
dishonored بد حسابی عدم پرداخت
now you're talking این شدحرف حسابی
he is no less than a gambler قمارباز حسابی است
dishonoring بد حسابی عدم پرداخت
arithmetic function تابع حسابی [ریاضی]
He thrashed his son soundly . پسرش را حسابی کتک زد
dishonour بد حسابی عدم پرداخت
To pay someone handsomely. به کسی پ؟ ؟ حسابی دادن
number-theoretic function تابع حسابی [ریاضی]
dishonoured بد حسابی عدم پرداخت
dishonouring بد حسابی عدم پرداخت
Put on some decent clothes. یک لباس حسابی تنت کن
i have caught a thorough chill سرمای حسابی خورده ام
dishonours بد حسابی عدم پرداخت
He is a habitual defaulter. آدم بد حسابی است
arithmetical function تابع حسابی [ریاضی]
Now you are talking. That makes sense. حالااین شد یک حرف حسابی
roll out the red carpet <idiom> حسابی پذیرایی کردن
So what's today? امروز چه خبر [تازه ای] است؟ [اصطلاح روزمره]
Can I go earlier today, just as a special exception? اجازه دارم امروز استثنأ زودتر بروم؟
He is a decent fellow(guy,chap) طرف آدم حسابی است
She gave us quite a decent dinner. یک شام خیلی حسابی به ماداد
arithmetic operator نشان حسابی عملگر ریاضی
do something to one's hearts's content کاری را حسابی انجام دادن
He always pays on the nail. آدم خوش حسابی است
I was totally tongue-tied. زبانم حسابی بند آمد
lay into a person کسی را کتک حسابی زدن
not on any account اصلا روی هیچ حسابی
to play up درست و حسابی بازی کردن
It is due to be signed this afternoon . قرار است امروز بعد از ظهر به ا مضاء برسد .
Does it have to be today (of all days)? این حالا باید امروز باشد [از تمام روزها] ؟
detailed حسابی که همه موضوعات را لیست میکند
He threatened to thrash the life out of me. مرا به یک کتک حسابی تهدید کرد
This dress is quite the thing. این لباس چیز حسابی است
We dont have qualified personnel in this company. دراین شرکت آدم حسابی نداریم
Give the room a good clean. اتاق را حسابی جمع وجور کردن
My good fello,why didnt you tell me? آخر مرد حسابی چرا به من نگفتی ؟
We are quits. We are even. دیگر با هم حسابی نداریم (نه بدهکارنه بستانکار )
You wouldnt be here if you had any sense اگر عقل حسابی داشتی اینجانبودی
variance میانگین حسابی توان دوم انحرافات از مقدارمتوسط
Never put off till tomorrow what maybe done today. <proverb> آنچه امروز مىتوانى انجام دهى هرگز براى فردا مگذار.
This is important, not only today, but also and especially for the future. این، نه تنها امروز، بلکه به ویژه برای آینده هم مهم است.
what a night we made of it چه شبی کردیم چه شبی گذراندیم
to be on the razzle حسابی جشن گرفتن [با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
budget account حسابی در فروشگاه که وجه خرید اجناس و...به آن واریز می شود
to have a spree حسابی جشن گرفتن [با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
to have a binge حسابی جشن گرفتن [با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
debt of honour بدهی که پرداخت ان به خوش حسابی بدهکار بستگی دارد
there is no time like the present <idiom> سعدیا دی رفت و فردا همچنان معلوم نیست در میان این و آن فرصت شمار امروز را
Thank goodness خدا را شکر امروز جمعه است! [چونکه شنبه و یکشنبه آخر هفته کار نمی کنند]
Thank God it's Friday! [TGIF] خدا را شکر امروز جمعه است! [چونکه شنبه و یکشنبه آخر هفته کار نمی کنند]
Babbage nelrhC Babbage مخترع انگلیسی اولین ماشین حساب خودکار و قالب اصلی کامپیوترهای دیجیتالی امروز
defer not till tomorrow to be wise tomorrow's sun to thee may never rise از امروز کاری به فردا ممان چه دانی که فردا چه زاید زمان
defer not till tomorrow to be wise tomorrow's sun to thee may never rise <proverb> از امروز کاری به فردا ممان چه دانی که فردا چه زاید زمان
what day of the week is it? امروز چند شنبه است امروزچه روزی است
root mean square ریشه دوم میانگین حسابی توانهای دوم همه مقادیرممکن یک تابع
operates از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operated از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operate از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
centroid در مختصات هندسی نقطهای که مختصات ان میانگین حسابی مختصات همه نقاط ان شکل است
arithmetic instruction دستورالعمل محاسباتی دستورالعمل حسابی
arithmetic register ثبات حسابی ثبات محاسباتی
khamseh خمسه [در جنوب غرب ایران و از پنج قبیله قدیمی ایران تشکیل شده که در گذشته با قبائل دیگر منطقه اتحادیه ای را در مقابل ایل قشقایی بوجود آورده بودند. امروز نقش خمسه بیشتر با طرح بهارلو شناخته می شود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com