English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
the waves beats or the shore امواج به ساحل می کوبد
Other Matches
the wares beat the shore خوردن امواج به ساحل
coastal refraction تغییر جهت امواج رادیویی در برخورد به ساحل
Somebody is pounding at the door . یک نفر داردبدر می کوبد
modulation سوار کردن امواج انرژی روی امواج الکترومغناطیسی برای ارسال
confusion reflector وسیله پخش امواج فریبنده سیستم انعکاس امواج گیج کننده
modulating مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulates مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulate مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
ship to shore حرکت از دریا به ساحل عملیات پیاده کردن افراد ازدریا به ساحل
beach marker علامت یا وسیله مشخص کننده ساحل یا تاسیسات ساحلی شاخص خط ساحل
shore to shore movement عملیات و حرکت مستقیم از یک ساحل به ساحل دیگر
onshore روی ساحل متوجه بطرف ساحل
radiation scattering انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
emission control کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
inshore بطرف ساحل جلو ساحل
radiological monitoring ارسال امواج تشعشعی یا رله امواج تشعشعی هستهای
trapping اختلاف در امواج رادار ممانعت از پخش امواج رادار
approach lane مسیر نزدیک شدن به ساحل خطوط نزدیک شدن به ساحل
ground swell امواج
electromagnetic waves امواج الکترومگنتیک
tidal waves امواج جزرومدی
reverberation برگشت امواج
gravity waves امواج ثقلی
interference تداخل امواج
radio waves امواج رادیویی
pulsing ضربان امواج
spoondrift ترشح امواج
gravitational waves امواج جاذبه
oscilloscope اشکارسازی امواج
gravitational waves امواج گرانشی
reverberations برگشت امواج
electromagnetic waves امواج الکترومغناطیسی
sky wave امواج اسمانی
the waves of the sea امواج دریا
thermal waves امواج گرمایی
tosser دستخوش امواج
pulsed امواج ضربانی
incoherent waves امواج همدوس
brain waves امواج مغزی
crashing waves امواج خروشان
emission انتشار امواج
emissions انتشار امواج
pulse امواج ضربانی
hertzian waves امواج هرتز
transient wave امواج سیار
ground waves امواج زمینی
wander wave امواج سیار
bank ساحل
banks ساحل
beach ساحل
beaches ساحل
causey ساحل
coast ساحل
coasts ساحل
littoral ساحل
landside ساحل
beached ساحل
rivage ساحل
shore ساحل
ashore به ساحل
shores ساحل
sea shore ساحل
brae ساحل
high freqyency aerial آنتن امواج بلند
hertzian wave امواج هرتز hertz
wave front جبهه امواج رادیویی
interference zone ناحیه ی تداخل امواج
echo برگشت امواج رادار
interference area ناحیه ی تداخل امواج
echoing برگشت امواج رادار
echoes برگشت امواج رادار
echoed برگشت امواج رادار
bleeding باند تداخل امواج
attenuation افت قدرت امواج
wave band دسته امواج رادیو
reverberation برگشت دادن امواج
diathermy interference تداخل امواج دیاترمی
radio sextant گیرنده امواج کیهانی
conical scanning ردیابی امواج به طورمخروطی
propagation پخش امواج یا اعلامیه
conical scanning انتشار مخروطی امواج
airwave امواج رادیو و تلویزیون
reverberations برگشت دادن امواج
pulsing پرتاب امواج انرژی
tidal wave امواج جذر و مدی
coastward درامتداد ساحل
coastwards بطرف ساحل
basegram پیام از ساحل
beached ساحل شنی
coastward بطرف ساحل
coastwise درطول ساحل
beached زدن به ساحل
coast guardsman ساحل بان
backshore ساحل جزرو مد
beaches زدن به ساحل
attack group گروه تک به ساحل
coastwards درامتداد ساحل
bank protection ساحل داری
bank revetment پوشش ساحل
hard beach ساحل مستحکم
backshore beach ساحل جزرو مد
bankside شیب ساحل
shore کرانه ساحل
coral reef ساحل مرجانی
back beach ساحل جزرو مد
beaches ساحل شنی
beach party تیم ساحل
seashores ساحل دریا
shore duty خدمت ساحل
seacoast ساحل دریا
inshore به طرف ساحل
seashore ساحل دریا
river line خط ساحل رودخانه
riparian ساحل رودخانه زی
offshore از جانب ساحل
offshore دور از ساحل
shores ساحل دریا
shores کرانه ساحل
in نزدیک ساحل
in- نزدیک ساحل
stethe ساحل رودخانه
shore ساحل دریا
onshore واقع در ساحل
near shore نزدیک به ساحل
shorelines خط ساحل یا خط ساحلی
sandbank ساحل شنی
sandbanks ساحل شنی
land combat نبرد در ساحل
beach زدن به ساحل
low lander ساحل نشین
river banks ساحل رودخانه
river bank ساحل رودخانه
shoreline خط ساحل یا خط ساحلی
beach ساحل شنی
on shore روی ساحل
sea coast ساحل دریا
sweep jamming امواج سیار پارازیت رادیویی
spume کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
coastal refraction انعکاس ساحلی امواج رادیویی
beach foam کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
radio navigation ناوبری بااستفاده از امواج بی سیم
sea foam کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
wave period زمان تناوب امواج دریا
radar imagery عکاسی به وسیله امواج رادار
oscilloscope دستگاه نشان دهنده امواج
oscillograph دستگاه ثبت نوسان امواج
oscillator تفکیک کننده امواج اشکارساز
cynometer دستگاه اندازه گیری امواج
numbered wave امواج پشت سر هم عملیات اب خاکی
homing mine مین حساس به انعکاس امواج
convergence zone منطقه تقارب امواج سونارزیردریایی
inductive interference voltage ولتاژ تداخل امواج القائی
emitter منتشر کننده پس دهنده امواج
surface reverbration امواج برگشتی سطحی رادار
ocean foam کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
assault waves امواج هجومی نفرات و وسایل
oscillation تفکیک امواج اشکار سازی
back scattering توزیع معکوس امواج رادیویی
back scattering پخش معکوس امواج رادیویی
awash سرگردان بر روی امواج دریا
altitude delay افت ارتفاع امواج رادار
oscillations تفکیک امواج اشکار سازی
beam width عرض ستون امواج رادار
waterside متعلق به کناردریا ساحل
shelf سراشیب ساحل دریا
ashore بکنار بطرف ساحل
seebreeze باد از دریا به ساحل
inside موج نزدیک ساحل
near bank ساحل نزدیک رودخانه
retracts دور شدن از ساحل
riverain ساکن ساحل رودخانه
landing beach ساحل پیاده شدن
hinterlands زمین پشت ساحل
lee shore ساحل در معرض باد
Ivory Coast کشور ساحل عاج
hinterland زمین پشت ساحل
insides موج نزدیک ساحل
shoring پیاده شدن در ساحل
retracting دور شدن از ساحل
retracted دور شدن از ساحل
retract دور شدن از ساحل
bar خور پیشرفتگی اب به ساحل
coast in point نقطه ورود به ساحل
put out از ساحل عازم شدن
bank line نخ ماهیگیری وصل به ساحل
bank angle زاویه شیب ساحل
coast defence سازمان پدافنداز ساحل
roadstead لنگرگاه دور از ساحل
bars خور پیشرفتگی اب به ساحل
beacons امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
carrier wave موج حامل امواج رادار یا بی سیم
sound box جعبه تبدیل امواج صوتی به صدا
junk surf امواج نامناسب برای موج سواری
influence mine مین حساس به تاثیر امواج رادیویی
carrier frequency فرکانس حامل امواج بی سیم یا رادار
repeater jammer دستگاه پخش پارازیت وفرستنده امواج
operating signal چانل موجوددر دستگاه امواج ارسالی
sea return امواج بازگشتی از دریا به صفحه رادار
omnidirectional گیرنده یا فرستنده امواج درجهت مناسب
doppler effect اثر برگشت امواج روی فرستنده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com